کتابفروشی

کتاب

خبرنامه نارنجستان

برای اطلاع از تازه ترینهای نارنجستان و دریافت کوپنهای تخفیف, مشترک خبرنامه ما شوید.






We Are

Official PayPal Seal

 
Show Cart
Your Cart is currently empty.


List All Products
صفحه اول arrow داستان امروز arrow شلیک به اخبار شب
Tel: 310.477.1757
چیستان رویاها
چیستان رویاها
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart


مراسم به نمایش درآوردن یک دیکتاتور
مراسم به نمایش درآوردن یک  دیکتاتور
Compare at: $10.00
Our Price: $9.00
You Save: 10.00%
Add to Cart


کلیات میرزاده عشقی - مجموعه کامل
کلیات میرزاده عشقی - مجموعه کامل
Our Price: $16.00
Add to Cart


نامه شاهپور و آهوانش
نامه شاهپور و آهوانش
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart


زندان زنان
زندان زنان
Compare at: $9.00
Our Price: $8.10
You Save: 10.00%
Add to Cart


درباره نارنجستان

نارنجستان سایت رسمی نشریه، نشر و کتابفروشی ‏نارنجستان می باشد. 

 

بهمن سقایی: مدیر سایت  و ویراستار مطالب
امیل دارمو:  مسئول فنی و طراحی سایت

 

به نشانی زیر با ما تماس بگیرید 

Narangestan 
10920 Wilshire Blvd
# 150-9112
Los Angeles,
CA 90024
 
Tel: 310 4771757 


برای همکاری با نشریه و یا مشاوره در زمینه نشر ‏کتاب با ما تماس بگیرید. ‏
پاسخگویی به پرسش ها در این زمینه جزو وظایف ‏ماست.‏

تازه ترینها

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی

همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها

تقویم نارنجستان

M T W T F S S
29301 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31 1 2
No Latest Events
شلیک به اخبار شب | چاپ |  پست الكترونيكي
بهمن سقایی   

مردی را میشناختم که عاشق ماه بود. شبها در بهارخواب خان هاش مینشست ساعت‌های پياپی، تا آنجا که چشمهاش میتوانستند باز بمانند به ماه خيره میشد. اگر حوصلهای داشت يا در اوج شوق و ذوق بود، نقاشیاش میکرد.

 

مردی را میشناختم که عاشق ماه بود. شبها در بهارخواب خانه اش می نشست ساعت‌های پياپی، تا آنجا که چشمهاش می توانستند باز بمانند به ماه خيره می شد. اگر حوصله ای داشت يا در اوج شوق و ذوق بود، نقاشی اش می کرد. حتا صدای حرکت ماه را – اين طور که خودش می گفت- ضبط کرده، روزها به آن صداها گوش میداد. نوارهای قديمی ويديويی بسياری هم در خانه‌اش يافت می‌شد که همه‌اش از حرکتهای ماه بود.

از عکس‌های نصب شده به دروديوار خانه‌اش ديگر نبايد حرف زد که ديوار سفيد نمانده بود. از همه جالبتر عکس قرص کامل ماه در کيف پولش بود. چند باری هم در حين بازرسی‌ها مورد سئوال قرار گرفته بود که اين عکس چيست؟ او هم به سادگی پاسخ داده بود: «ماه است وقتی صورت کاملش را به ما نشان می‌دهد.»

ماه که هر شب در آسمان ديده نمی‌شود، پس دوران عزای اين عاشق فرا می‌رسيد، وقتی ماه نبود. او باور داشت ماه پنهانی به ديدار دلدارش رفته. در اين شب‌ها آسمان را اندوهناک نگاه می‌کرد. او چراغ آورده زير آسمان بی‌ماه پيرامون موقعيتِ ماه کتابها می‌خواند و يادداشت برداری می‌کرد. يادداشت‌هايی درباره احساسات خود. نامه‌هايی بسيار هم برای ماه می‌نوشت و با صدای بلند برايش می‌خواند. از اين هم فراتر رفته، همه نظريات و باورهای اسطوره‌ای ملل راجع به ماه را خوانده بود.

 افسانه‌های عاميانه گوناگون هم، همه‌شان درباره ماه. مثلاً مرد بودن ماه را رد می‌کرد. بخت‌گشايی ماه برای دختران در اسطوره‌های مصری، خواهربرادری با خورشيد در اسطوره‌های ايرانی و نماد آرامش در اسطوره‌های هند را برای ماه نمی‌پسنديد. می‌گفت ماه ماه است. بايد همين جوری دوستش داشت. بعد هم باورهای اسطوره‌ای سومری‌ها و اکديان درباره غياب ماه در شب‌های معين و اجبار به خدمت در خانه خورشيد را گونه‌ای کينه‌ورزی اينان در باره ماه بشمار می‌آورد. هرچند از خداگونگی ماه خوشش می‌آمد.

همه اينها قابل تحمل بود اگر ماه همچنان به گردش خويش درآسمان ادامه می‌داد. شب از نيمه گذشته و قرص کامل ماه در آسمان می‌درخشيد که ناگهان صدای شليک مهيبی به گوشش رسيد. گلوله‌ای درخشان را در آسمان ديد که به سوی ماه به شتاب هجوم می‌برد. چيزی نگذشته ناگهان به ماه اصابت کرد.

ماه زيبا به هزاران تکه نورانی در آسمان تبديل شد. پاره‌های نورانی‌اش شتابان از پی همديگر در آسمان خاموش شدند. ديگر ماه ديده نمی‌شد. مرد چشم‌هاش را بازوبسته کرد. شگفت‌زده به آسمان نگاه کرد. مطلقاً چيزی برای ديدن وجود نداشت. سيگاری گيراند، گوشه‌های آسمان را نظر انداخت شايد ماه مسير خود را ناگهانی تغيير داده باشد. هيچ نبود. آسمان خالی از ماه بود. احتمال داد تابحال ماه را نديده باشد. بايست زمان عشق‌بازي‌های پنهانی ماه بوده باشد. تقويم بزرگ خود را که اخترشناسان معتبر آن را تهيه کرده بودند نگاه کرد. در چنين شبی تقويم گواهی می‌داد ماه در حالت قرص کامل قرار دارد. راديو را روشن کرد تا خبر دقيق انفجار ماه را بشنود. موسيقی پخش می‌شد.

کانال‌های تلويزيونی هم در بخش خبري‌شان طوری وانمود می‌کردند گويا رويدادی به اين مهمی پيش نيامده. آن‌ها هم که شوهای نيمه شب داشتند دايم به بينندگان اطمينان خاطر می‌دادند جهان آرام آرام است. همين. البته خبرهای مهم داشتند، او نمی‌خواست توجه کند. نمايش زنده تعقيب يک دزد در بزرگراه 91 که قطاری از خودروهای پليس را در پشت سر خود داشت. کانال 11 دوازده دقيقه پخش زنده مسابقه خودروها و هلی‌کوپترهای پليس با دزد ماشين داشت. به خيابان رفت شايد رهگذری را ببيند که از انفجار ماه خبری داشته باشد. در اين نيمه شب کسی در خيابان ديده نمی‌شد. به قول خودش روز هم زورکی کسی از اين خيابان گذر می‌کرد. از فرداش به هرکس می‌رسيد خبر انفجار ماه را گوشزد می‌کرد؛ اما کسی حرفش را باور نمی‌کرد.

برای دلخوشی او می‌گفتند: «اگر فرصت کرديم حتماً به آسمان نگاه خواهيم کرد ببينيم چه خبر شده.» اما فرداش که دوباره از آنان می‌پرسيد پاسخ می‌شنيد فرصت نکرده يا به کل فراموش کرده بودند به آسمان نگاه کنند. می‌گفتند اگر واقعاً چنين اتفاقی افتاده باشد حتماً راديوتلويزيون‌ها گفته بودند. ما که چيزی نشنيديم. او هم عصبانی شده فرياد می‌کشيد چرا يک نفر پيدا نمی‌شود در باره‌ی گمشدن ماه پرس‌وجو کند؟ اصلاً چرا کسی جرئت می‌کند با گلوله توپ به ماه شليک کند؟ اين را مطمئن بود که گلوله توپ بوده؛ چون بزرگی و سرخی گلوله تنها می‌توانست از دهنه توپ بزرگ جنگی بيرون آمده باشد. اما باز هم کسی حرفش را باور نمی‌کرد. *** چه کسی به ماه شليک کرد؟ اين پرسشی بود که عاشق ماه از بس از اين و آن کرد توجه عده‌ای را به خود جلب کرد. مردم هم شروع به پچ پچ در اين باره کردند.

در کافه‌ها، محل کار، خانه‌ها و ميهمانی‌ها، همه و همه همين پرسش را پيش می‌کشيدند؛ اما بی‌پاسخ. می‌گفتند: «آن مرد بالاخره بايد بداند چه کسی به ماه شليک کرده. اين حق شهروندی اوست که از وقايع مطلع باشد.» زمان کار خودش را کرد و خبر‌نگاری برآن شد تا دراين باره گزارشی بنويسد. اين خبرنگار به سراغ عاشق ماه رفت که حالا ديگر در سراسر شهر مشهور شده بود. خبر تهيه خبر را به او داد. گزارش خبرنگار: «يکشنبه چهارم مارس 2001 ساعت يک و سی دقيقه نيمه شب ناگهان صدای غرش رعدآسايی از محوطه‌ای دور به گوش رسيد. صدا چنان مهيب بود که همه اهالی را از خواب پراند. اهالی شهرهای جنوب کاليفرنيا همه بيدار شدند تا شاهد اتفاقی که قرار بود روی دهد و دقايقی پس از آن سراسر جهان را لرزاند باشند.» عاشق ماه اصرار داشت او تنها بیدار شهر بود؛ اما خبرنگار تذکر داد ضرورت تهييج خبر ايجاب می‌کند همه را دخيل در ماجرا کنيم. مردم اگر احساس کنند در اين ماجرا کنار گذاشته شده‌اند خوششان نمی‌آيد و احساس حقارت می‌کنند. بايد به آنها انرژی داد برای خواندن گزارش.

عاشق ماه هم به ناچار پذيرفت که همه بيدار شده بودند. ادامه گزارش: «در آن لحظه کسی نبود که زير فشار ابهت صدا از خواب بيدار نشود. همه چشم به آسمان دوخته بودند که گلوله‌ی آتشين دورتر و دورتر شد. چندی بعد گلوله به ماه برخورد کرد و گوشه چپ آن را لکه‌د‌ارتر کرد. برای چند دقيقه‌ا‌ی هاله‌ی از مه و غبار سطح ماه را پوشاند، بعد همه ديدند گوشه‌ی چپ ماه لکه درشتی را برخود نشانده است. همه به جستجوی علت ماجرا بودند. کسی نمی‌دانست اين گلوله آتشين از کجا شليک شده. نخستين بار روزنامه ما دراين باره بی‌درنگ گزارشی تهيه و در صفحه نخست با اين تيتر به چاپ رساند: «فردی با اسلحه جنگی به ماه شليک کرده.»

يکی از پليس‌ها می‌گفت البته يافتن فرد مظنون چندان سخت نيست. دو روز بعد هم فرد مظنون را در حالی يافتند که سرگرم آماده کردن مهمات اسلحه‌اش بود تا دوباره به ماه شليک کند؛ غافل از آن که ماه به طور کلی ناپديد شده بود. شاهد اصلی ماجرا، کسی که شيفته و شيدای ماه است، می‌گويد: «جری، پليس محله گفته ضارب اعتراف کرده قصد شليک به ماه را نداشته. تير اشتباهی به ماه اصابت کرده است. پليس‌ها البته اعتراف او را نپذيرفته گفتند: برای شليک به اخبار شب شبکه «ای.بی.سی» نيازی به استفاده از اسلحه سنگين نيست؛ بويژه اسلحه‌ای با گنجايش صد پوند مواد منفجره. ضارب قطعاً برآن بوده تا به ماه شليک کرده اهالی جنوب کاليفرنيا را از داشتن ماه محروم کند. اسباب و ادوات بجا مانده در خانه ضارب مويد همين نظريه بود.

 اما گويا ضارب گفته بود: «اصلاً محروم کردن اهالی جنوب کاليفرنيا از داشتن ماه را نداشتم؛ هرچند طبق آماری که گرفته‌ام متوجه شدم تعداد بسيار اندکی شب‌ها به ماه نگاه می‌کنند و اگر خوب فکرش را بکنيد، چيزی که اين همه خواهان کم دارد نمی‌تواند پديده ای همگانی بشمار آيد. ضرری به کل جامعه هم وارد نشده. از اين‌ها گذشته، اگر به ماه آسيبی برسد همه مردم جهان متوجه آن خواهند شد و چون هيچ آمار درستی از ميزان توجه مردم جهان نسبت به ماه نداشته و هنوز هم ندارم؛ نخواسته‌ام بر حدس و گمان متکی باشم و ماه را نابود کنم. هرچند من يک آنارشيست هستم، يک آنارشيست واقعی؛ برای همين هم بی‌گناهم. چيزی که پيش آمده ناخواسته بوده. می‌خواستم زاويه دهنه توپ را طوری تنظيم کنم که برنامه اخبار شب شبکه «ای.بی.سی» يا «سی.بی.اس» را نابود کنم. محاسبه به کلی اشتباه درآمد. توپ چنان بالا رفت که به ماه رسيد. اگر ماه جلوی توپ را نگرفته بود ممکن بود گلوله در فضای بيکران پيش برود و به ستاره‌های دوردست برسد که کسی از انفجارات آن آگاه نمی‌شود. ادامه تحقيقات نشان می‌دهد ماه زيبای ما قربانی بلهوسي‌های يک آنارشيست شد که می‌خواست مردم را محروم از اخبار و رويدادهای جهان کند. – پايان گزارش»

خبرنگار به عاشق ماه گفت: «حالا با آسودگی خيال می‌توانيد موضوع را مطرح کنيد. پس از چاپ اين خبر در لس‌آنجلس تايمز و انعکاس آن در شبکه‌های تلويزيونی، مردم حرفتان را باور می‌کنند. گرچه در گزارش آمده همه مردم بيدار شده‌اند؛ اما خودشان خوب می‌دانند شما تنها شاهد ماجرا بوده‌اید، پس، تا مدتها می‌توانید جزييات ماجرا را برای مردم توضيح بدهید.»

 
< مطلب قبلی   مطلب بعدی >

فهرست مولفین



نشر نارنجستان تقدیم میکند

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی
Our Price: $45.00
Add to Cart
قبیله من
قبیله من
Compare at: $20.00
Our Price: $18.00
You Save: 10.00%
Add to Cart
لکان، دریدا، کریستوا
لکان، دریدا، کریستوا
Our Price: $12.00
Add to Cart
انجل لیدیز
انجل لیدیز
Our Price: $8.00
Add to Cart
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
Our Price: $15.00
Add to Cart
دوران سپری نشده
دوران سپری نشده
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart


 

Copyright © 2000 Narangestan.com. All rights reserved
Site Designed and Maintained by Emil Darmo Design