کتابفروشی

کتاب

خبرنامه نارنجستان

برای اطلاع از تازه ترینهای نارنجستان و دریافت کوپنهای تخفیف, مشترک خبرنامه ما شوید.






We Are

Official PayPal Seal

 
Show Cart
Your Cart is currently empty.


List All Products
صفحه اول arrow داستان امروز arrow اتاق پاكيزه و راحت
Tel: 310.477.1757
دروازه اقیانوس و داستانهای دیگر
دروازه اقیانوس و داستانهای دیگر
Compare at: $10.00
Our Price: $9.00
You Save: 10.00%
Add to Cart


نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
Our Price: $25.00
Add to Cart


همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart


دیوان ایرج میرزا
دیوان ایرج میرزا
Compare at: $15.00
Our Price: $13.50
You Save: 10.00%
Add to Cart


انسانها یکسانندDVD
انسانها یکسانندDVD
Compare at: $15.00
Our Price: $14.25
You Save: 5.00%
Add to Cart


درباره نارنجستان

نارنجستان سایت رسمی نشریه، نشر و کتابفروشی ‏نارنجستان می باشد. 

 

بهمن سقایی: مدیر سایت  و ویراستار مطالب
امیل دارمو:  مسئول فنی و طراحی سایت

 

به نشانی زیر با ما تماس بگیرید 

Narangestan 
10920 Wilshire Blvd
# 150-9112
Los Angeles,
CA 90024
 
Tel: 310 4771757 


برای همکاری با نشریه و یا مشاوره در زمینه نشر ‏کتاب با ما تماس بگیرید. ‏
پاسخگویی به پرسش ها در این زمینه جزو وظایف ‏ماست.‏

تازه ترینها

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی

همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها

تقویم نارنجستان

M T W T F S S
2930311 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31 1
No Latest Events
اتاق پاكيزه و راحت | چاپ |  پست الكترونيكي
پام وود   
فهرست
اتاق پاكيزه و راحت
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7

سالى از شوروشيدايى عميق رو به مرگ بود. همه‌ى بدنش‏ داغ شده بود. ران‌هاش‏ فولاد گداخته شده بودند. لئون دوباره به درون سالى فرو رفت و چنان محكم سالى را چسبيده بود كه او نمى‌توانست تكان بخورد. بدن سالى همه وجود لئون را در خود جا داده بود. لئون صداهاى شهوانى از خود بيرون مى‌داد. حركت بعدى، آنچه سالى مى‌دانست خواب بود. خوابى كه از پى شور هماغوشى آمده بود. سالى نيمه‌بيدار بود كه مى‌خواست خود را از چنگش‏ نجات دهد.

مرد از كون به درون سالى هل داده بود. سالى تقلا كرد او را از خود دور كند. نفس‏هاى مرد سنگين بود و سينه‌اش‏ تقريبا" خس‏ خس‏ مى‌كرد. مرد مثل سگ‌ها به جان او افتاده بود و بوى ويسكى از دهنش‏ به مشام مى‌رسيد

. سالى خودش‏ را رهاند و توانست او را بشناسد. ادموند بود كه سالى را مثل يك سگ ديوانه مى‌گاييد.

سالى ديوانه‌وار به تن سنگين او فشار آورد تا خود را نجات دهد. ادموند نفس‏زنان نوك پستان سالى را گاز گرفت تا جيغ سالى در هوا پيچيد. سالى تقلا كرد تا خود را از زير ادموند بيرون بكشد. او خود را مچاله كرد اما هيكل سنگين ادموند راه را بر او بسته بود. پاهاى دراز و سنگين ادموند روى پاهاى سالى چنان افتاده بود كه از هم باز شده بودند و امكان رهايى نبود. ادموند به طرز وحشيانه‌اى گوشت تن سالى را گاز گرفت. سالى از درد ناليد. ادموند فرياد كشيد: »خفه شو!« و حوله‌اى را به دهن سالى هل داد. سالى ناخن‌هاى درازش‏ را به پشت ادموند فروكرد.

در همين زمان در باز شد و لئون پا به درون اتاق گذاشت. لئون روى ادموند خم شد و هيكل سنگينش‏ را دورتر انداخت. لئون بريده بريده گفت: »ب ب بس‏ سه! بسسه« اما ادموند مشت محكمى به صورت لئون زد و فرياد كشان گفت: »تو دارى به من مى‌گى چيكار كنم؟ من كه تو را بزرگ كردم. مادرت كه تو را نخواست.« خون از ابروى شكافته لئون به صورتش‏ دويده بود. لئون تكه آهنى را به طرف ادموند پرتاب كرد اما او جاخالى داد. ادموند لبخندى به لئون زد و تفى به صورتش‏ انداخت. به نظر مى‌رسيد لئون آماده‌ى گريستن است.

»بس‏ بس‏ بسه« ادموند پوزخندى به لئون زد و گفت: »درسته. بچه‌ى گنده. چى مى‌خواى بگى؟ هان؟ به خودت نيگا كن كه هيكل يه مرد رو دارى اما دهنت بوى شير مى‌ده. گريه كن! نمى‌تونى يه جمله درست حسابى از دهنت بيرون بدى؟« سالى به لئون نگريست. سالى طورى به لئون نگاه مى‌كرد كه گويى او را دعوت به آرامش‏ مى‌كرد. او نمى‌دانست لئون ساده‌لوح اس

ت. لئون بر شانه‌ى ادموند پريد و سرش‏ را محكم چسبيد. ادموند چراغ روى ميز را برداشت و بر بدن لئون كوبيد. چهره‌ى ادموند برافروخته و خشمگين بود. به سمت سالى رفت و او را دوباره روى تختخواب پرتاب كرد. جنگ ميان سالى و ادموند مغلوبه شد و هردويشان بر موكت روى زمين درغلتيدند. تلويزيون همزمان گزارش‏ مى‌داد كه: »مردى در خانه شخصى خود به قتل رسيده و پليس‏ زن فرارى مقتول را عامل جنايت مى‌داند.« ناگهان پاى ادموند به تلويزيون خورد كه دستگاه بر زمين واژگون شد. تلويزيون خاموش‏ شد. ادموند به طرز ديوانه‌وارى مى‌خنديد. سالى هم همان حالت را داشت. سالى چرخى زد و كيف سياه رنگ خود را ديد. ادموند نتوانسته بود دست‌هاى سالى را بگيرد. سالى خود را به سمت كيف كشاند و محتوياتش‏ را بيرون ريخت. هفت‌تير هم بيرون افتاده بود. دست سالى به آهن سرد دسته هفت‌تير خورد. سالى چهاربار به صورت ادموند شليك كرد تا او نقش‏ زمين شد. ادموند مرده بود. سالى نفسش‏ را درون سينه حبس‏ كرد.

قفسه سينه سالى به تندى بالا و پايين مى‌رفت. صداى آن ديگرى از پشت دستگاه تلويزيون به گوش‏ رسيد. سالى مرده‌ى ديگرى را درازشده بر زمين نگريست

. سالى كاپشن‌اش‏ را پوشيد و آماده بيرون رفتن شد. او سيگارهاى لئون و كيف دستى هردويشان را برداشت. رويهم هفتاد دلار داشتند.

سالى كليد دفتر را برداشت. در دفتر را كه بازكرد سراغ دخل هتل رفت و قفلش‏ را كليد انداخت. صدوپنچاه دلار ديگر هم آنجا بود. سالى پول‌ها را همراه شيرينى‌ها و تنقلات پشت پيشخوان توى كيف ريخت و سوار ماشين شد و راه افتاد.

راديوى ماشين خبر مى‌داد كه: »پليس‏ حدس‏ مى‌زند سالى جونز قاتل شوهرش‏ ويليام جونز است كه دو روزى‌ست فرارى شده. مقتول در خانه‌ى شخصى‌شان يافت شد.«

سالى به خودش‏ گفت: »چه احمقانه پيش‏ آمد. تا اينجا سه نفر را كشته‌ام. بايد يه جاى مطمئن براى زندگى پيدا كنم.«

***



 
< مطلب قبلی   مطلب بعدی >

فهرست مولفین



نشر نارنجستان تقدیم میکند

زندان زنان
زندان زنان
Compare at: $9.00
Our Price: $8.10
You Save: 10.00%
Add to Cart
خاطرات سپهبد پالیزبان
خاطرات سپهبد پالیزبان
Our Price: $16.00
Add to Cart
خون به راه خدا
خون به راه خدا
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
بوف کور - گویا
بوف کور - گویا
Compare at: $26.00
Our Price: $23.40
You Save: 10.00%
Add to Cart
چیستان رویاها
چیستان رویاها
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
من چراغها را خاموش می کنم
من چراغها را خاموش می کنم
Compare at: $12.00
Our Price: $11.40
You Save: 5.00%
Add to Cart


 

Copyright © 2000 Narangestan.com. All rights reserved
Site Designed and Maintained by Emil Darmo Design