کتابفروشی

کتاب

خبرنامه نارنجستان

برای اطلاع از تازه ترینهای نارنجستان و دریافت کوپنهای تخفیف, مشترک خبرنامه ما شوید.






We Are

Official PayPal Seal

 
Show Cart
Your Cart is currently empty.


List All Products
صفحه اول arrow داستان امروز arrow خواب عشق، آخرین خواب صادق هدایت - فیلمنامه
Tel: 310.477.1757
قبیله من
قبیله من
Compare at: $20.00
Our Price: $18.00
You Save: 10.00%
Add to Cart


لکان، دریدا، کریستوا
لکان، دریدا، کریستوا
Our Price: $12.00
Add to Cart


سگ ولگرد و داستانهای دیگر - گویا
سگ ولگرد و داستانهای دیگر - گویا
Our Price: $23.00
Add to Cart


ملاحظات فلسفی در دین و علم
ملاحظات فلسفی در دین و علم
Our Price: $12.00
Add to Cart


کلیات میرزاده عشقی - مجموعه کامل
کلیات میرزاده عشقی - مجموعه کامل
Our Price: $16.00
Add to Cart


درباره نارنجستان

نارنجستان سایت رسمی نشریه، نشر و کتابفروشی ‏نارنجستان می باشد. 

 

بهمن سقایی: مدیر سایت  و ویراستار مطالب
امیل دارمو:  مسئول فنی و طراحی سایت

 

به نشانی زیر با ما تماس بگیرید 

Narangestan 
10920 Wilshire Blvd
# 150-9112
Los Angeles,
CA 90024
 
Tel: 310 4771757 


برای همکاری با نشریه و یا مشاوره در زمینه نشر ‏کتاب با ما تماس بگیرید. ‏
پاسخگویی به پرسش ها در این زمینه جزو وظایف ‏ماست.‏

تازه ترینها

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی

همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها

تقویم نارنجستان

M T W T F S S
2930311 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31 1
No Latest Events
خواب عشق، آخرین خواب صادق هدایت - فیلمنامه | چاپ |  پست الكترونيكي
بهمن سقایی   
فهرست
خواب عشق، آخرین خواب صادق هدایت - فیلمنامه
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16

صادق هدايت به سوى قاضى مى‌رود. زن نگران دستش‏ را مى‌گيرد. هدايت فرياد مى‌كشد: »‌متهم من هستم! شما حق نداريد او را محكوم كنيد!« زن به سويش‏ آمده و دستش‏ را محكم مى‌گيرد. زن: »‌برويم! تو هدايت نيستى! فهميدى؟ خيلى وقت است تو ديگر او نيستى! )‌رو به رئيس‏ دادگاه كرده و با حالتى پوزش‏خواهانه ادامه مى‌دهد( حالش‏ خوب نيست. تازه به اين خانه آمده و از مقررات اطلاعى ندارد.« هدايت فرياد مى‌زند: »‌خودم هستم! همانى كه همزادش‏ را به جاى او محاكمه مى‌كنند.‌« زن دستش‏ را محكم مى‌گيرد و تلاش‏ مى‌كند او را از اتاق دادگاه بيرون بكشاند. زن: »‌مگر سال‌ها نيست كه كسى تو را به عنوان نويسنده قبول ندارد، چه‌طور شده حالا در اين ساختمان انتظار دارى باورت كنند؟‌« هردو از اتاق محاكمه بيرون مى‌آيند. هدايت: »‌چرا نگذاشتى به آنان بفهمانم بى‌گناهى را محاكمه مى‌كنند؟‌« زن: »‌بايست فهميده باشى اين خانه مقرراتى دارد كه ناچار از رعايتش‏ هستى.« ناگهان درى باز شده و چاقه با دهان پر و در حال بلعيدن لقمه و لاغره به سوى آنان آمده و حكمى را به آنان نشان مى‌دهند. لاغره: »‌شما به عنوان متهم اصلى چاره‌اى جز حضور دردادگاه ندارد. آزاديد وكيل انتخاب كنيد.« هدايت و زن دوباره به دادگاه باز مى‌گردند. زن وكالت هدايت را در دادگاه به عهده مى‌گيرد. در دادگاه آن‌گاه كه شاهدان عليه هدايت حرف مى‌زنند و تصاوير از ديدگاه آنان به بازگويى روايت مى‌پردازد، زن كه وكيل اوست تقاضاى استراحت داده و در اين فاصله از او مى‌خواهد كه تلاش‏ كند روايت درست را به ذهن بياورد. اين بار تصاوير از ديدگاه هدايت به بازگويى روايت مى‌پردازند. ساعت بدون عقربه در ساختمان ديده مى‌شود. هدايت: » من اين مقررات و قوانين را قبول ندارم. شما هم با اين‌ چيزها نمى‌توانيد عليه من اقامه‌ى دعوا كنيد؛ زيرا هرگز در اين خانه نبوده‌ام.« يكى از قاضيان: )با خنده‌ى بلند و كريه( »‌عجب! پس‏ شما معترضيد! مى‌فهميد چه مى‌گوييد؟ همان طور كه خانم صاحب‌خانه گفتند شما ناچار از پذيرش‏ اين مقررات هستيد.« زن: »‌موكل من هنوز اطلاع ندارد كه ديروز تمام شده يا نه. از اين رو به آمدن امروز شك دارد و نمى‌توان او را درمورد ترديدش‏ نسبت به مقررات محكوم دانست.« يكى ديگر از قاضيان با خاراندن پشت دستش‏ و كشيدن انگشتان به نشانه‌ى فكر كردن پاسخ مى‌دهد: »‌پذيرفته مى‌شود.‌« زن سرايدار: »‌دروغ است. در اين ساختمان تمامى امكانات آسايش‏ براى ساكنين فراهم آمده است، همه ساكنين خانه آماده‌ى شهادت دادن در اين مورد هستند. اين آقا با حضورش‏ مى‌خواهد نظم خانه را به‌هم بريزد.« آن‌گاه روكرده به ساكنان خانه و از آنان تاييديه مى‌طلبد. آنان دسته‌جمعى با كلماتى مشابه مى‌گويند: »‌خانم درست مى‌گويد! همه‌ى امكانات آسايش‏ و رفاه براى ما فراهم است. و ما نيز در برابر مقررات خانه را كه براى رفاه و آسايش‏ ما تدوين شده، رعايت مى‌كنيم،« يكى از قضات مى‌گويد: »‌اين قوانين بديهى و ابدى بوده و نيازى به شك در آن نيست. براى همين هم هست كه شما را محاكمه مى‌كنيم.‌« يكى از قضات كه استاد ادبيات فارسى است او را متهم مى‌كند كه حتا در داستان‌هايش‏ زبان فارسى و ادبيات فارسى را بلد نيست. يكى ديگر از قضات او را متهم مى‌كند كه: نويسنده سرنوشت تلخ و دردناكى را براى شخصيت‌هاى داستانى‌اش‏ آفريده است تا آنان رنج بكشند و از خوش‏بختى به دور باشند.« براى اثبات اتهام خود يكى از شخصيت‌هاى داستانى هدايت را به دادگاه احضار مى‌كند. شاهد همان مرد ديوانه‌ى زنده‌به‌گور است كه دست بسته به جايگاه شهود مى‌رود. پيش‏ از سخن گفتن شاهد، قاضى از جايگاه خود برخاسته به سراغ شاهد رفته و چيزى را درگوشى به او مى‌گويد.



 
< مطلب قبلی   مطلب بعدی >

فهرست مولفین



نشر نارنجستان تقدیم میکند

خون به راه خدا
خون به راه خدا
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
بچه های نیمه شب
بچه های نیمه شب
Compare at: $18.00
Our Price: $16.20
You Save: 10.00%
Add to Cart
قبیله من
قبیله من
Compare at: $20.00
Our Price: $18.00
You Save: 10.00%
Add to Cart
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
Our Price: $15.00
Add to Cart
بوف کور
بوف کور
Compare at: $12.00
Our Price: $11.40
You Save: 5.00%
Add to Cart
دیوان ایرج میرزا
دیوان ایرج میرزا
Compare at: $15.00
Our Price: $13.50
You Save: 10.00%
Add to Cart


 

Copyright © 2000 Narangestan.com. All rights reserved
Site Designed and Maintained by Emil Darmo Design