کتابفروشی

کتاب

خبرنامه نارنجستان

برای اطلاع از تازه ترینهای نارنجستان و دریافت کوپنهای تخفیف, مشترک خبرنامه ما شوید.






We Are

Official PayPal Seal

 
Show Cart
Your Cart is currently empty.


List All Products
صفحه اول arrow نقد کتاب arrow چشم‌هاى نگران در سووشون
Tel: 310.477.1757
نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
Our Price: $25.00
Add to Cart


نامه شاهپور و آهوانش
نامه شاهپور و آهوانش
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart


پادشاه زندانها
پادشاه زندانها
Compare at: $15.00
Our Price: $13.50
You Save: 10.00%
Add to Cart


بوف کور - گویا
بوف کور - گویا
Compare at: $26.00
Our Price: $23.40
You Save: 10.00%
Add to Cart


من چراغها را خاموش می کنم
من چراغها را خاموش می کنم
Compare at: $12.00
Our Price: $11.40
You Save: 5.00%
Add to Cart


درباره نارنجستان

نارنجستان سایت رسمی نشریه، نشر و کتابفروشی ‏نارنجستان می باشد. 

 

بهمن سقایی: مدیر سایت  و ویراستار مطالب
امیل دارمو:  مسئول فنی و طراحی سایت

 

به نشانی زیر با ما تماس بگیرید 

Narangestan 
10920 Wilshire Blvd
# 150-9112
Los Angeles,
CA 90024
 
Tel: 310 4771757 


برای همکاری با نشریه و یا مشاوره در زمینه نشر ‏کتاب با ما تماس بگیرید. ‏
پاسخگویی به پرسش ها در این زمینه جزو وظایف ‏ماست.‏

تازه ترینها

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی

همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها

تقویم نارنجستان

M T W T F S S
2930311 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31 1
No Latest Events
چشم‌هاى نگران در سووشون | چاپ |  پست الكترونيكي
بهمن سقایی   

چشم‌هاى نگران در سووشون تاكنون نقدها و پژوهش‏هايى در باره داستان‌هاى سيمين دانشور به ويژه سووشون صورت گرفته كه زواياى تاريخى، اجتماعى مهمترين بنيادها و نگره‌هاى اين‌گونه نقدها بوده است، و شايد آن‌چه را كه كمتر در آثارش‏ به ويژه سووشون مورد پژوهش‏ قرارگرفته، همانا نقش‏ زن در روند رخدادهاى داستان است. بى شك دانشور نمى‌توانسته بعنوان يك زن مُهر زنانگى خود را بر داستانش‏ نكوبد و نشانه‌هاى آگاهانه يا غريزى خود را از هويت زن بجاى نگذارده باشد. مى‌توان بباورانيم اين هويت زنانه خود را در وجود چشم‌هايى نگران آشكار مى‌كند. و اين چشمانِ نگران است كه آدم هاى پيرامونش‏ را، نه تنها آن هايى كه در داستان‌هايش‏ حضورى نقش‏ساز دارند كه بيروني

 

 تاكنون نقدها و پژوهش‏هايى در باره داستان‌هاى سيمين دانشور به ويژه سووشون صورت گرفته كه زواياى تاريخى، اجتماعى مهمترين بنيادها و نگره‌هاى اين‌گونه نقدها بوده است، و شايد آن‌چه را كه كمتر در آثارش‏ به ويژه سووشون مورد پژوهش‏ قرارگرفته، همانا نقش‏ زن در روند رخدادهاى داستان است. بى شك دانشور نمى‌توانسته بعنوان يك زن مُهر زنانگى خود را بر داستانش‏ نكوبد و نشانه‌هاى آگاهانه يا غريزى خود را از هويت زن بجاى نگذارده باشد. مى‌توان بباورانيم اين هويت زنانه خود را در وجود چشم‌هايى نگران آشكار مى‌كند. و اين چشمانِ نگران است كه آدم هاى پيرامونش‏ را، نه تنها آن هايى كه در داستان‌هايش‏ حضورى نقش‏ساز دارند كه بيرونيان و حتا گويى خواننده را موشكافانه مى‌نگرد و در سرنوشتشان خود را شريك مى‌داند. اين چشم‌هاى نگران تنها مى‌توانند ازان يك زن باشند، زنى كه قلبش‏ را براى همگان گشوده است تا در رنج‌هاى زندگى يارى‌اشان دهد. در رمان سووشون روايتگر، زرى است كه شوهرش‏ يوسف در مبارزه‌هاى اجتماعى، سياسى زمانه خود درگير شده و او از منظر نگران خود، خواننده را به درون رويدادهاى داستان مى‌كشاند. در سووشون اين زرى است كه شخصيت اصلى داستان است، هرچند آرام مشاهده‌گر اين رخدادها بوده و حالا به ماتم نشسته است. او به مثابه و نماد زن ايرانى در زمانه خود چيزى نمى‌خواهد جز هويت انسانى‌اش‏ و با ديدگان نگران، اعتراض‏ خود را به سياووش‏ كشى واقعى ابراز مى‌كند و برايمان روشن مى‌دارد، آن كسى كه بر بالاى پيكره بى‌جان سياووش‏ مى‌گريد و مصايب پس‏ از مرگش‏ را تحمل مى‌كند، خود زرى است كه بى‌ادعا بار همه رنج‌ها را در جامعه ما بر شانه‌ها مى‌كشد. زرى در حاشيه داستانى قراردارد كه رويه‌اش‏ آكنده از رخدادهاى اجتماعى و سياسى زمانه خود است و خواننده‌اى كه رويه داستان مجذوبش‏ كرده، و آن را بسان يك داستان تاريخى مى‌خواند، آنچنان به درون داستان نفوذ نكرده و نتوانسته پوسته كشيده شده بر ماجراهاى روزمره داستان را بركنده و فضاى سراسر رنج درون و عصيانى ديرينه و تاريخى زرى را دريابد. سيمين دانشور با قراردادن زرى در حاشيه داستانى اينچنينى، تنها به آن خواننده‌اى امكان دريافت مفاهيم اساسى داستان را مى‌دهد كه توانسته باشد اين پوسته غوغا برانگيز را كنار زده و نه هويت يوسف، كه هويت زرى را دريابد. زرى اگر در تيمارستان و زندان سر مى‌كشد و حضور مى‌يابد، آيا تنها مى‌خواهد آلام آدم‌هاى زمانه خود را در مصايبى كه تحمل نموده‌اند به خواننده بنماياند؟ يا آن چشم‌هاى نگران زن ايرانى است كه حصارهاى ساختگى را مى‌درد و از پس‏ همه اين بدبختى‌ها، به درون خود نقب مى‌زند كه از پس‏ زمان‌ها مجبور به سكوت و سازش‏ بوده است؟ زرى وقتى با عزت الدوله برخورد مى‌كند، مى‌خواهد به ما بگويد، تنها اين مردان نيستند كه با بهره‌گيرى از همه امكانات به زن ستم روا داشته‌اند، كه خود اين زنانند كه بيشتر از آنچه جامعه تصور داشته به خود ستم روا كرده‌اند. عزت الدوله نماد نفوذ مردسالارى در وجود زن ايرانى است، نماد نداى پنهان شده مردان در درون زنان است. تقابل زرى با او، نه تقابل يك زن مبارز و مخالف با زنى حكومتى كه تقابل دو انديشه مسرى در اجتماع است. زرى برآن است تا او را از اين تارهاى تنيده شده برهاند. اين چشم‌هاى نگران وظيفه خود مى‌داند، عزت الدوله را آن گونه‌اى به ما بنماياند كه دريابيم او نيز قربانى همين ستم بوده است. دانشور با زبان خود، واژه‌هايى به قامت انديشه‌هاى زرى مى‌يابد و نماهايى شگفت از روحيات او را برايمان خلق مى‌كند، گويى همين دمان براى خواننده بسان نمايش‏ فيلمى بر پرده سينما ظاهر شده‌اند، با اين فرق كه همه اين تصاوير در تاريكروشناى شمعى خودنمايى مى‌كنند كه ما را وادار به انديشيدن مى‌كند تا با ذهن خود كندوكاو كنيم اين نماها و برش‏هاى آهنگينش‏، چه رازى را در خود داشته‌اند. منِ خواننده در پى آن نيستم كه دانشور خواسته باشد بسان يك گزارشگر ادبى دهه بيست خود را نشان دهد و يا روضه قاسم از ستم‌هاى اجتماعى آن روزگار برايم خوانده باشد. آنچه مهم است، پژواك سيماى زن و تلاشش‏ براى دستيابى به حقوق برابر در جامعه و اعتراض‏ به اين نابرابرى‌هاست. من در پى آن هستم اين بناى آفريده شده از خشت‌ها و مصالح بيرونى، مرا به شبستان‌هاى تاريك روشن خود مى‌كشاند كه فانوسى از خيال را بايد به همراه داشت تا نقوش‏ و گچبرى‌هاى جادويى شبستان‌هاى پنهانى بنا را ديد و ازان لذت برد. خواننده‌اى كه در اين شبستان‌ها سرگردان مى‌شود و شيفته تصاوير جادويى آن مى‌گردد، پياپى زرى را مى‌بيند كه بن‌مايه‌ى اصلى همه آنهاست، اما هرگاه به آن تصاوير نزديك مى‌شويم و مى‌خواهيم درون اين شخصيت را دريابيم او محو مى‌شود و دست‌نيافتنى مى‌نماياند، به گونه‌اى كه در وجود چنين شخصى كه خود روايتگر است شك مى‌كنيم. زرى در بيدارماندگى‌هاى شبانه‌اش‏ به آميزش‏ اسطوره سياووش‏ و واقعيت مى‌پردازد، تقابل خود و نويسنده را دامن مى‌زند. از سويى ديگر، راوى خود مى‌داند، حياتش‏ جز با اين جبر ناخواسته امكان‌ناپذير است و اين دوگانگى را از آغاز زايش‏ خود در‌يافته، از آن رنج مى‌برد. ترديدهاى زرى در زندگى، كوتاه آمدنش‏ در برابر حاكم وقت بيانگر همين دوگانگى راوى است، بالاخره اين دوگانگى خود را به نماد باردارى زرى به نمايش‏ مى‌گذارد. خواننده خود با خواندن داستان به اين دوگانگى پى مى‌برد، موقعيتى كه نويسنده برايش‏ فراهم نموده و او مى‌داند با وارد شدن به فضاى داستانى بدان سقوط مى‌كند. خواننده مى‌خواهد واقعيت داستان را دريابد؛ اما نويسنده او را در هزارتوى داستان شيدا و شيفته كرده، تا پايان داستان او را نزد خود نگه مى‌دارد. خواننده مى‌خواهد با "‌من‌" راوى همذات پندارى كند؛ اما "‌من‌" نويسنده دائم در تلاش‏ است تا او را بگويد او شخصيتى پندارين بيش‏ نيست كه زاده "‌من‌" نويسنده است.، )‌باز هم به آشفتگى ذهنى زرى و ترسش‏ از مرگ يوسف و روياى سياووش‏ ديدن او، واهمه تحقق يافتن اين اسطوره در زندگيش‏، صحنه آوردن پيكره يوسف كه به دست نيروهاى اشغالگر كشته شده و از ميان رفتن آخرين ترديدهاى زرى در زندگى توجه كنيم،‌( *** سيمين دانشور در سووشون همانى را خلق مى‌كند كه انتظار مى‌رفت. منِ روايتگر كه زرى باشد، همانى نيست كه خواننده برآن دسترسى دارد، او روحى‌ست كه به كالبد بيشتر خوانندگان خوش‏ مى‌نشيند و جايگاه نويسنده و خواننده در لحظه‌ى انطباق زرى با موقعيت دردناك به سوگ نشستن يوسف و لزوم شركت در مراسم سووشون به يگانگى كامل مى‌رسد: »پايان كتاب« در اينجا ديگر خويشكارى نويسنده پايان مى‌گيرد، اين خواننده است كه به انديشيدن واداشته شده، پرسش‏ها را مى‌آغازد. خواننده از اين پس‏ فضاى داستان را در ذهن بازسازى مى‌كند تا دريابد، آيا به راستى شهادت يوسف تاروپود داستان بوده يا ماندگارى زرى و پذيرش‏ پيامدهاش‏؟ آيا يوسف بوده كه با مرگش‏ ما را به خودآورده يا اعمال به ظاهر آرام زرى كه درون خود را بازنگرى مى‌كند؟ هرچند داستان دوگانه عمل مى‌كند و دو فضاى متفاوت، يكى آشكار و ديگرى پنهان را درخود دارد كه قدرى فريبنده مى‌نماياند؛ اما شايد نوزايى زرى از پس‏ مرگ يوسف امكانپذير خواهد شد. يوسف دوباره به زمين باز مى‌گردد اما اين بار به كالبد زرى. فضاى داستانى رو و آكنده از رخدادهاى پركشش‏، براى آن دسته از خوانندگانى كه از خواندن داستان تنها لذت سرگرميش‏ را مى‌طلبند، آن دنياى آشكار و دست يافتنى داستان سووشون است، در اين فضاى تاريخى، تمثيلهاى كودتاى 28 مرداد، سركوب نيروهاى ملى‌گرا و خام‌خيالى نيروهاى چپگرا، حضور امپرياليستها و طغيان مردمى عليه آنان، با توجه به زمان انتشار كتاب در دوره حكومت ديكتاتورى شاه و خستگى روشنفكران سياسى از مبارزه در آن برهه از زمان، همگى به تصوير كشيده مى‌شوند و نويسنده نيز از عهدة چنين مهمى توانمندانه برآمده است. وجه ديگر داستان، آن فضاى پنهانى‌اى است كه منِ خواننده را وامى‌دارد، به دنبال منِ نويسنده به تماشاى بناى سحرانگيزى بايستد كه تمامى ديواره‌ها و سقفهايش‏ مدور و رفيع و دست‌نيافتنى با آرايش‏ درونى فاخر و آراسته به گچبريها و كاشيكاريهاى فريبنده با دقتى مينياتورى جلوه نمايى مى‌كنند و اين زرى است كه توضيح‌گر شگفتيهاى اين بنا است. زيرا او خالق همه آن بنايى است كه درون پنهان مانده و سركوب شده زن ايرانى را در طول تاريخ مردسالارى با سنگ سنگ بنا به نمايش‏ مى‌گذارد، و در واقع اين بنا چيزى جز درون سالها پنهان مانده خود زرى نيست، كه نويسنده عينك خود را به ما مى‌دهد تا ما چنين بنايى را آنگونه دريابيم كه مى‌خواسته است. زرى در روياها و بيدارماندگيهاى شبانه‌اش‏ به گذشته و درون خود نقب مى‌زند و تكه تكه خرده خاطره‌هاى خود را با يوسف كه مى‌خواهد سياووش‏ باشد، برايمان جمع‌آورى مى‌كند، بى آنكه بخواهد همه چيز را بگويد. اسطوره را با واقعيت درهم مى‌آميزد، تا ما يقين نيابيم يوسف و سياووش‏ كداميك بوده‌اند كه چنين تراژديى را آفريده‌اند. و از پس‏ اين ترديد است كه نويسنده زرى را خالق اين قهرمانان اسطوره‌اى مى‌داند. هموست كه با ذهن آشوبيده و ديدگان نگرانش‏، پرده‌هاى تقدس‏ را مى‌درد و از ورايش‏ يوسف را كه نه بسان شوهرش‏ كه فرزندش‏ براى قربانى شدن به قربانگاه مى‌فرستد. او مصايبى را شرح مى دهد كه برخود رفته نه بر يوسف. يوسف در اعمال بيرونى، يك قهرمان است. چنين قهرمانى بايد هم قربانى شود، اما آن شخصيت اساسى و خالق كه هستى داستانى را مى‌آفريند و يوسفها از ذهنش‏ خلق مى‌شوند و در لايه‌هاى پنهانى داستان حركت مى‌كند، خود زرى است. اين چشمهاى نگران و جستجوگر، بيش‏ از آنكه جامعه و مناسباتش‏ را بانى اين مصايب بداند، آدمها را مورد موشكافى قرار مى دهد و تلاش‏ مى‌كند به دنياى درونى‌اشان نقب بزند. و در اين كنكاش‏ حتا يوسف را برى از اين گناه نمى‌داند. او را پاك و صادق مى‌داند، ولى او هم آغشته به سم عادات و آموخته‌هاى گذشتگان است، وقتى به خاطرات نقب مى‌زند، اين يوسف است كه در عشق خود آن تمايلات مردسالارانه را بروز مى‌دهد، و با رفتنش‏، با تنها گذاردن زرى در برابر همه مصايب، بازهم نماد مردسالارانه خود را از طريق ذهنيت زرى برايمان آشكار مى‌كند، بى‌آنكه در عدم حقانيتشان لحظه‌اى درنگ كند. سيمين دانشور وقتى يوسف را كه نماد روشنفكرى و مظلوميت جامعه ماست از اين گناه مبرى نمى‌داند، مى‌خواهد بگويد، تمامى جامعه مبرى از آن نيستند. زرى همه اين رويدادها را مى‌بيند و برايمان روايت مى‌كند؛ اما خود به نمادى تاريخى از سكوت زنان در جامعه ما فرامى‌رويد. شايد از اين رهگذر ما به انديشه واداشته شويم و به همه آن آيه‌هاى منزله‌اى كه از جامعه گرفته‌ و به آن خوگرفته‌ايم، شك كرده و در پى دگرگونيشان برخيزيم. اگر توانايى‌اش‏ را داشته باشيم. *** شايد به سووشون ايراد گرفته شود كه به شيوه‌اى كلاسيك پرداخته شده است، چندان دور از حقيقت نيست؛ اما ساخت چنين داستانى، با نگرش‏ معينى كه برگرفته از زمانه است، فراگام‌گذارى از چارچوب انديشه‌ها و خواسته‌هاى زمانه خواسته‌اى ذهنى بيش‏ نيست. از ديدگاه نگارنده‌ى اين جستار، سيمين دانشور اگر مى‌خواست بيرون از اين ساختار داستان خود را بنويسد، نه با جهان اسطوره‌اى متن داستان همراه مى‌بود، نه مى‌توانست جهان امروزى و شخصيت‌هاى فعال در اين جهان داستانى را به چنين اعمالى برانگيزد. بى‌گمان شخصيت‌هاى داستانى در برابر ساختمانى بيگانه مقاومت از خود نشان داده و توانا به خلق رويدادها يا درگيرى با رويدادهاى داستانى نمى‌شدند. اين نكته را دور از ذهن نداشته باشيم كه شخصيت‌هاى يك داستان همانند انسان‌ها در واقعيت روزمره، نياز به آشنايى با جهان پيرامون دارند تا بتوانند آزادانه كنش‏هاى خود را آشكار كنند. هرگونه پنهانكارى حركات از سوى شخصيت‌هاى داستانى كه منجر به گيسختگى در رشته‌ى بهم پيوسته‌ى كاركرد داستانى و كور شدن خواننده در حين تماشاى جهان داستانى باعث آن خواهد شد كه خواننده نتواند همگام با رويداد حركت كند و همين نقطه ضعف بزرگ يك داستان خواهد بود. ما فكر مى‌كنيم شخصيت‌هاى داستانى زاييده‌ى تخيل نويسنده‌اند، ما فكر مى‌كنيم نويسنده آگاهانه شخصيت‌ها را وادار به اعمالى كرده، يا گفتارى را از زبانشان جارى مى‌كند، حال آن كه آنگاه كه نويسنده در جهان داستان غوطه‌ور شده و سرگرم برداشت و ثبت از اين جهان است، شخصيت‌هاى نيرومند داستانى، اگر آن موقعيت آشنا برايشان فراهم شده باشد، چنان خود را راحت و آسوده مى‌يابند كه هرآنچه ضرورت رويداد مى‌طلبد آنان از خود بروز مى‌دهند. انسان‌هاى سرزمين داستانى برخلاف ما انسان‌هاى محصور در واقعيت قوانين، آن زمان مى‌توانند بارورى داستان را امكانپذير كنند كه بندهاى قانون‌ها را كنار نهاده باشند، درون و برونشان يكى باشد. اما همه‌ى اين‌ها نياز به آن دارد تا اين انسان‌ها در فضاى مطلوب خود باشند. بدون اين فضا، انسان‌هاى داستانى به جايگاه انسان‌ها در بند قوانين گرفتار شده رويدادهاى داستانى را به وقايع روزمره‌اى كه ما گرفتارش‏ هستيم تنزل داده و در فرجام چيزى بيش‏ از يك خبر روزنامه‌اى به خواننده منتقل نخواهند كرد. براى همين است كه مى‌گوييم سيمين دانشور ساختار كلاسيك داستان‌نويسى را بكار گرفت و موفق شد.

 
< مطلب قبلی   مطلب بعدی >

فهرست مولفین



نشر نارنجستان تقدیم میکند

ساندویچ مخلوط
ساندویچ مخلوط
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
Our Price: $15.00
Add to Cart
خون به راه خدا
خون به راه خدا
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
بچه های نیمه شب
بچه های نیمه شب
Compare at: $18.00
Our Price: $16.20
You Save: 10.00%
Add to Cart
میم
میم
Compare at: $14.00
Our Price: $13.30
You Save: 5.00%
Add to Cart
قرآن و مثنوی
قرآن و مثنوی
Compare at: $36.00
Our Price: $32.40
You Save: 10.00%
Add to Cart


 

Copyright © 2000 Narangestan.com. All rights reserved
Site Designed and Maintained by Emil Darmo Design