کتابفروشی

کتاب

خبرنامه نارنجستان

برای اطلاع از تازه ترینهای نارنجستان و دریافت کوپنهای تخفیف, مشترک خبرنامه ما شوید.






We Are

Official PayPal Seal

 
Show Cart
Your Cart is currently empty.


List All Products
صفحه اول arrow مصاحبه ها arrow حریم ناسازه ای اجتماعی برای داستان
Tel: 310.477.1757
خاطرات سپهبد پالیزبان
خاطرات سپهبد پالیزبان
Our Price: $16.00
Add to Cart


لکان، دریدا، کریستوا
لکان، دریدا، کریستوا
Our Price: $12.00
Add to Cart


قرآن و مثنوی
قرآن و مثنوی
Compare at: $36.00
Our Price: $32.40
You Save: 10.00%
Add to Cart


سگ ولگرد و داستانهای دیگر - گویا
سگ ولگرد و داستانهای دیگر - گویا
Our Price: $23.00
Add to Cart


چیستان رویاها
چیستان رویاها
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart


درباره نارنجستان

نارنجستان سایت رسمی نشریه، نشر و کتابفروشی ‏نارنجستان می باشد. 

 

بهمن سقایی: مدیر سایت  و ویراستار مطالب
امیل دارمو:  مسئول فنی و طراحی سایت

 

به نشانی زیر با ما تماس بگیرید 

Narangestan 
10920 Wilshire Blvd
# 150-9112
Los Angeles,
CA 90024
 
Tel: 310 4771757 


برای همکاری با نشریه و یا مشاوره در زمینه نشر ‏کتاب با ما تماس بگیرید. ‏
پاسخگویی به پرسش ها در این زمینه جزو وظایف ‏ماست.‏

تازه ترینها

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی

همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها

تقویم نارنجستان

M T W T F S S
27282930311 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
No Latest Events
حریم ناسازه ای اجتماعی برای داستان | چاپ |  پست الكترونيكي
بهمن سقایی   
فهرست
حریم ناسازه ای اجتماعی برای داستان
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6

عناصرى را هم كه در اين خواب وارد بازى كرده است، شخصيت‌هايى هستند كه در گذشته و حالِ راوى نقشى داشته‌اند: دايه، عمه‌ى راوى كه از كودكى نزدِ او بزرگ شده و دخترش‏ را نيز به زنى مى‌گيرد كه راوى نامِ لكاته را برآن نهاده است. پدر_ عمو و پدر زن كه همه همان شمايل پيرمرد خنرپنزرى را دارند. برادرِ زنش‏ كه شباهتى تام به لكاته دارد و راوى او را در بغل مى‌گيرد و لب‌هايش‏ را مى‌بوسد و با لب‌هاى زنش‏ مقايسه مى‌كند، اما احساسى كه با بوسيدن لب‌هاى برادر زنش‏ به او دست مى‌دهد: بوى ته خيار گس‏ مانند بوده و اين همان احساسى است كه راوى در پايانه بخش‏ دوم از بوسيدن ماهيچه‌ى پاهاى زنش‏ در خود حس‏ مى‌كند: بوى گسِ كونه خيار. عروس‏ دايه‌اش‏ يعنى زنِ برادر بزرگ‌تر لكاته كه يك‌بار پنهانى او را از پنجره‌ى رو به حياط مى‌نگرد. قصاب و پيرمرد فروشنده كه در هردو بخش‏ وجود دارند و طبيب كه هربار براى بيمارى بر بالين راوى بيمار حضور مى‌يابد. مى‌بينيم در همين كنش‏ گذرا، كه پيش‏پا افتاده هم به ديده مى‌آيد، هدايت همه‌ى حس‏هاى پنجگانه را به بوته آزمايش‏ مى‌ گذارد. در حالى كه صداى خنده‌هاى زن در گوشش‏ پيچيده، همه سو را مى‌نگرد، زن را، برادرش‏ را، پدر عمو را و بالاخره خود را و همزمان با بوسيدن لب‌هاى برادر زن، بوى گس‏ كونه خيار در دماغش‏ حس‏ مى‌شود و مزه‌ى تلخ آن بر زبانش‏ جارى‌ست. پنج حس‏ به يارى‌اش‏ آمده‌اند تا روايتگر رويدادى باشند كه قرار بود رخداده باشد: مرگ! آيا هدايت در اين كنش‏ داستانى نمى‌خواسته با مرگ بعنوان تنها واقعيت وجود انسانى بازى كند؟ آيا اين شخصيت‌هاى داستانى كه خود را آگاهانه از دريافت و بهره‌مندى درست حس‏ها دور كرده‌اند، به نوعى خودكشى آرام دست نزده‌اند؟ آيا همين كنش‏ گذرا باطل كننده آراى شارحان بوف‌كور نيست كه به محض‏ يافتن موقعيتْ آغاز به ساختن حريم مقدس‏ براى اين متن كردند؟ اين گمانه چندان برخطا نيست وقتى مى‌بينيم درست همين كنش‏ها از سوى اين حريم‌سازان ناديده انگاشته شده. خواب را پى‌گيريم كه روايتگر بيدارى‌ ماست:

در اين خواب هولناك راوى حسِ جزا و پيامد اين قتل را كرده و به جست‌وجوى يافتن ريشه‌هاى اين گناه است. او ميان خواب و رويا ميان عشق و نفرت ميان بودن و نبودن سرگردان است و اين خواستمندانه است كه نداند كدام‌يك را برگزيند. پس‏ از انجام قتل، و حس‏ اين‌كه خودش‏ پيرمرد خنزرپنزرى بوده يا شده او را به وحشت مى‌اندازد و از خواب مى‌پرد. وقتى دوروبر خود را مى‌نگرد، همان تك اتاق پرت افتاده از شهر است كه كنار خندق قرار دارد و پنجره‌اى كه رو به بساط پيرمرد است،  پيرمرد هم اتاق او را ترك گفته و هيچ نمانده است. بازهم راوى تنهاست و تصويرِ روى قلمدان مانده است. نه پيرمرد است، نه گلدان راغه، نه چيزى كه نشان دهد او قتلى را مرتكب شده باشد. هوا هنوز تاريك و روشن است و بانگ خروس‏ از دور شنيده مى‌شود.

در سيزده‌بدر سرگرم نقاشى بوده كه عمو_ پدرش‏ سر مى‌رسد، همان پيرمردِ در تصوير آمده با همان شمايل. كه «... يك شباهت دور و مضحك با من داشت، مثل اينكه عكس‏ من روى آينه دق افتاده باشد _ من هميشه شكل پدرم را پيش‏ خودم همين جور تصور مى‌كردم.» (ص‏ 12)

پس‏ از آن راوى براى پذيرايى از پدر _ عموى خود به فكر بغلى شرابى مى‌افتد كه به او ارث رسيده است. (‌داده‌ى راوى متناقض‏ است، يك‌بار در آغاز داستان مى‌نويسد: بالاى رف يك بغلى شراب كهنه كه از پدرم به من ارث رسيده بود داشتم _ ص‏ 25 و در صفحه‌ى 68 راوى مى‌نويسد: دايه‌ام گفت وقت خداحافظى مادرم يك بغلى شراب ارغوانى كه در آن زهر دندان ناگ، مارِ هندى حل شده بود براى من بدست عمه‌ام مى‌سپارد، آيا يك بوگام داسى چه چيز بهترى مى‌تواند به رسم يادگار براى بچه‌اش‏ بگذارد؟‌) وقتى به سراغ بغلى مى‌رود از سوراخ پستو (‌اين سوراخ تنها يك بار در داستان براى راوى وجود دارد و پس‏ از آن براى هميشه ناپديد مى‌شود.) شاهد يك منظره است، همان منظره‌اى كه روى قلمدان مى‌كشيده است: پيرمردى قوز كرده جلوى بساط پهن شده، جوى آبى روبرويش‏ و دخترى با رختِ سياه كه چسبان به بدنش‏ است، خم شده و گل نيلوفرى را به پيرمرد مى‌دهد. پس‏ از آن‌كه به اتاق باز مى‌گردد، عمو _ پدرش‏ رفته است. از اين غروب تا غروبى كه زنِ سياهپوش‏ را روى سكوى دمِ درِ خانه‌اش‏ مى‌بيند، دو ماه و چهار روز مى‌گذرد. به واقع اين زمانِ رويداده در روياى راوى است؛ در واقعيت، همان غروبى است كه او به تصوير روى قلمدان جان داده و در آن رويا فرو رفته است. زن پاى به اتاقش‏ نهاده و روى تخت‌خوابِ راوى دراز كشيده و انگشت سبابه‌اش‏ را مى‌جود. راوى مى‌ترسد اين رويا به‌هم بريزد: »‌قلبم ايستاد، جلو نفس‏ خودم را گرفتم، مى‌ترسيدم كه نفس‏ بكشم و او مانند ابر يا دود ناپديد بشود،‌« (‌ص‏ 24) راوى به‌سوى زن مى‌رود، تا با او هماغوشى كند، هم‌چون مهرگياه «‌در افسانه‌هاى ايرانى و هندى مهرگياه به نشانه‌ى عشق‌ورزى آدمى آمده و اسطوره‌هاى ايرانى هستى يافتن مشى و مشيانه را از همين گياه مى‌داند.» (3) با او درهم مى‌آويزد؛ اما در همان دم او را مى‌كشد و تكه تكه كرده، در چمدانى مى‌نهد و براى پنهان نمودنش‏ به چاره‌جويى بر مى‌خيزد. در اين‌جاست كه پيرمرد را مى‌يابد. اين همكارى نوعى خواستِ درونى كسى است كه رويا مى‌بيند. پيرمرد در جايى نزديك شاه‌عبدالعظيم پاى درخت سروى گودالى مى‌كند، گودالى به اندازه‌ى چمدان. در آن گلدانى مى‌يابد كه به عوض‏ پيكر دلبر از خاك به‌دست آمده است. (‌انديشه‌ى خيامى در اين بده‌بستان از زمين نقشى اساسى داشته است.) پيرمرد او را تا نزديك خانه همراهى مى‌كند و از آن دم ناپديد مى‌شود و راوى تنها در خانه مانده و آن نقاشى روى كوزه با همان رخسار دلبر، كه راوى تا دم دماى صبح وقتش‏ را به ترياك كشيدن و در خلسه فرورفتن مى‌كند. در اين جا بخش‏ نخست بوف‌كور پايان مى‌يابد.



 
< مطلب قبلی   مطلب بعدی >

فهرست مولفین



نشر نارنجستان تقدیم میکند

دیوان ایرج میرزا
دیوان ایرج میرزا
Compare at: $15.00
Our Price: $13.50
You Save: 10.00%
Add to Cart
دوران سپری نشده
دوران سپری نشده
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart
بوف کور
بوف کور
Compare at: $12.00
Our Price: $11.40
You Save: 5.00%
Add to Cart
انجل لیدیز
انجل لیدیز
Our Price: $8.00
Add to Cart
همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart
مراسم به نمایش درآوردن یک دیکتاتور
مراسم به نمایش درآوردن یک  دیکتاتور
Compare at: $10.00
Our Price: $9.00
You Save: 10.00%
Add to Cart


 

Copyright © 2000 Narangestan.com. All rights reserved
Site Designed and Maintained by Emil Darmo Design