|
بهمن سقایی
|
|
يك نفر در حال فيلمبردارى با دوربين ويديويىست. چند لحظهاى از درخت بالاى سر خود فيلم مىگيرد. پرندهاى در كادر مىآيد كه به دوربين شده است. صداى يك ماشين در حال گذر به گوش مىرسد. پرنده از درخت مىپرد. دوربين به سوى صدا مىچرخد. تصادم شديد. ماشين به فيلمبردار برخورد مىكند و دوربين در هوا پرتاب مىشود،
يك نفر در حال فيلمبردارى با دوربين ويديويىست. چند لحظهاى از درخت بالاى سر خود فيلم مىگيرد. پرندهاى در كادر مىآيد كه به دوربين شده است. صداى يك ماشين در حال گذر به گوش مىرسد. پرنده از درخت مىپرد. دوربين به سوى صدا مىچرخد. تصادم شديد. ماشين به فيلمبردار برخورد مىكند و دوربين در هوا پرتاب مىشود، مىچرخد و مىچرخد تا به شاخهاى از درخت گير مىكند. همهى نگاه ما از زاويهى ديد دوربين است. براى همين ما براى نخستين بار فيلمبردار را مىبينيم كه بر زمين خورده بيهوش مىشود. بعد دوباره پرندهاى نشان مىدهد كه جلوى دوربين قرار مىگيرد. و چند لحظهاى بعد راننده با حالت تعجب بالا را كادر دوربين را نگاه مىكند. راننده در كادر دوربين قرار مىگيرد و شگفتزده دوربين را نگاه مىكند. راننده اطراف را مىپايد. از درخت بالا مىرود. چند لحظه بعد دست مرد كه تلاش دارد دوربين را بردارد در كادر دوربين ديده مىشود. مرد از درخت پايين مىافتد. دوباره بر مىخيزد و بالا مىآيد و دوربين را بر مىدارد. از جلو به آن نگاه مىكند. دوربين را خاموش مىكند.
صحنه بعد: مرد در حال حركت است. به خانه كه مىرسد فيلم را تماشا مىكند و صحنهى تصادف را تماشا مىكند. دوربين را روشن مىكند و شروع به فيلمبردارى مىكند. پرندهاى پشت شيشه پنجره ديده مىشود. دوربين به پرنده خيره مىشود. دست مرد به كادر مىآيد كه دارد پرنده را از پنجره دور مىكند. مرد سوار ماشين مىشود كه پرنده را جلوى شيشه ماشين مىبيند. از ماشين پياده شده پرنده را مىپراند. از فروشگاه كه بيرون مىآيد پرنده منتظر اوست. مرد عصبانىست. فرياد مىكشد. پرنده دورتر مىنشيند به تماشا. مردم ايستادهاند و شگفتزده مرد را نگاه مىكنند. مرد سوار ماشين مىشود. دوربين فيلمبردارى كنار دستش روى صندلى جلو افتاده است. همين كه مىخواهد حركت كند، باز سروكلهى پرنده پيدا مىشود.
|