کتابفروشی

کتاب

خبرنامه نارنجستان

برای اطلاع از تازه ترینهای نارنجستان و دریافت کوپنهای تخفیف, مشترک خبرنامه ما شوید.






We Are

Official PayPal Seal

 
Show Cart
Your Cart is currently empty.


List All Products
صفحه اول arrow داستان امروز arrow روایت سی و هشتم
Tel: 310.477.1757
ساندویچ مخلوط
ساندویچ مخلوط
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart


دروازه اقیانوس و داستانهای دیگر
دروازه اقیانوس و داستانهای دیگر
Compare at: $10.00
Our Price: $9.00
You Save: 10.00%
Add to Cart


انسانها یکسانندDVD
انسانها یکسانندDVD
Compare at: $15.00
Our Price: $14.25
You Save: 5.00%
Add to Cart


خاطرات سپهبد پالیزبان
خاطرات سپهبد پالیزبان
Our Price: $16.00
Add to Cart


بازگشت به احترام
بازگشت به احترام
Compare at: $13.00
Our Price: $11.70
You Save: 10.00%
Add to Cart


درباره نارنجستان

نارنجستان سایت رسمی نشریه، نشر و کتابفروشی ‏نارنجستان می باشد. 

 

بهمن سقایی: مدیر سایت  و ویراستار مطالب
امیل دارمو:  مسئول فنی و طراحی سایت

 

به نشانی زیر با ما تماس بگیرید 

Narangestan 
10920 Wilshire Blvd
# 150-9112
Los Angeles,
CA 90024
 
Tel: 310 4771757 


برای همکاری با نشریه و یا مشاوره در زمینه نشر ‏کتاب با ما تماس بگیرید. ‏
پاسخگویی به پرسش ها در این زمینه جزو وظایف ‏ماست.‏

تازه ترینها

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی

همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها

تقویم نارنجستان

M T W T F S S
282930311 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
No Latest Events
روایت سی و هشتم | چاپ |  پست الكترونيكي
علیمراد فدایی نیا   

بر گرفته از کتاب ِروایت بی نامان

بچه كه بودم، با خانواده رفتم براى عروسى ش‏. يادم مانده كه شامى اساسى خورديم و بعد خسته بودم خيلى و خواب آوردندم خانه. بعد هم كه بزرگ تر شدم، معلم ِ مدرسه مان بود. دبستان را كه تمام كردم، ديگر نديدمش‏. همان موقع هم عيالوار بود. بعد كه گاهبگاه برمى گشتم به شهر زادگاهم - حالا خالى است، از آن شهرهاى نفتى است كه با رفتن ِ شركت نفت، خالى شد هم خانه هاش‏ و هم مدرسه هاش‏، شكل ِطاعون زده ی شهرهاى قرون ِ وسطى - از دور سلامى مى كردم. مى شناختم يا نه را نمى دانم. بعد هم، با بچه هاش‏ يكى دوتاش‏، سلام و عليكى پيدا كردم و گاهگاه خبرى مى گرفتم، تا بازنشستگى ش‏. همه چيز و كارش‏ عادى بود. چيز هيجان انگيز قابل ِ نقلى نشنيده بودم از روزگارش‏. ديروز پريروز هم شنيدم كه جان به جان آفرين تسليم كرده، درسن هفتادواندى  سالگى، عين اغلب ما، كمابيش‏. همين شدنش‏ از اين دنيا، شروع كرد به زنده كردن خاطره هاش‏ توى ذهنم. يكى ش‏ كه اول از همه يادم آمد اين بود كه از آواز ِ ابر مى ترسيد و مثل مظفرالدينشاه -كه بعداً خواندم و فهميدم - وقتى كه شروع مى شد دنبال جايى مى گشت كه خودش‏ را قايم كند. محض‏ همين هم، زمستان هاى ِ مدرسه، هميشه خدا خدا مى كرديم، كه ابرها آوازشان بگيرد، كلاسى تعطيل شود، غير رسمى. بعدى ش‏ هم، يادم است كه الفبا را پيش‏ او ياد گرفتم، تابستان ِ قبل از رفتن ِ مدرسه، سال اول. يك پاش‏ چوبى بود و گاهى وقت ها اين پاى چوبى، ماى پنج شش‏ ساله را وسوسه مى كرد كه بكشيمش‏ و همين وسوسه اغلب حواسمان را پرت مى كرد كه الفبا را زودتر ياد بگيريم. و براى اين كه از شرِ وسوسه خلاص‏ شويم، بعضى از ما، بعد از ظهرهاى تابستان كه خواب ِ قيلوله داشت زير كَپَرش‏، مى رفتيم و پاى چوبى اش‏ را مى كشيديم و تا بيايد بيدار شود، در مى رفتيم. آزار نبوديم. بيشتر، از سرِ مهربانى بى حدش‏، همبازى مان بود پندارى. روز بعد هم كه مى رفتيم كلاسش‏، اصلا بروى خودش‏ نمى آورد و انگار نه انگار. بيشتر به آسمانه ى اتاقش‏ نگاه مى كرد تا به ما، درس‏ كه مى داد. شايد، به خاطر همين گذشتش‏ هم بود، كه سال ِ اول مدرسه، هيچ كداممان، مشكل ِ خواندن و نوشتن نداشتيم، هنوز هم نداريم، گواهش‏ هم ما كه زنده مانده ايم، از اعدامى ها و فرارى ها، خبر ندارم. ولى همين چند تايى كه از آن سال ها هنوز مى پلكند گواه حرفم. چيز ديگرى هم كه يادم مى آيد، زن ِ زيبايى داشت. شايد چون مهربان بود و گاهى به ما شيرينى مى داد زيبا مى ديديمش‏. ولى يك چيز ديگر هم بود. اين شخص‏ ِ يك پا چوبى، گاهبگاه هم عاشق مى شد و هميشه هم موفق بود. بچه كه بوديم نمى فهميديم، بزرگ هم كه شديم نفهميديم چطور. بعضى از ما، فكر مى كنيم، وقتى موقع گرفتن  كارنامه بود، يا موقع ثبت نام، با خانواده ها آشنا مى شد و اگر زنى كمى مى شنگيد، شنگش‏ را مى گرفت سريع. اگر از پا چيزى كم داشت، جاى ديگرى كه ما نمى شناختيم، زبانش‏، مار را از سوراخ در مى آورد، معلم ترسوى ِ با گذشت ما.
حالا كه فكر مى كنم، همه  آن چيزهايى كه آن روزها هيجان مى داد و امكان تغيير در رفتار و زندگى ما، حالا چقدر بى خاصيت و از نفس‏ افتاده جلوه مى كند. گوهرشان را روزگار گرفته انگار. انگار داستانكى بخوانى و چند دقيقه يى موضوعش‏ بات بماند و برود پى ِ كارش‏ : عين خوردن ِ قهوه يى، يا استكان ِ عرقى. رفتن ِ شهر و تمام آدم هاش‏ هم، صفحه يى از تاريخ كه بخوانى و بگذرى. اگر از همان كودكى اين را هضم مى كرديم چه ها كه مى شد، حتى بگواين چند سطر را هم كه مديون انشا نگارى همان معلمم. چراش‏ را هم وقتى يادم آمد، با شما در ميان مى گذارم. چرا پاش‏ چوبى بود را هم ما هيچ وقت از خودمان نپرسيديم. ظاهرا فكر مى كرديم با پاى چوبى آمده به اين دنيا.



 
< مطلب قبلی   مطلب بعدی >

فهرست مولفین



نشر نارنجستان تقدیم میکند

ساندویچ مخلوط
ساندویچ مخلوط
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart
خون به راه خدا
خون به راه خدا
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
بچه های نیمه شب
بچه های نیمه شب
Compare at: $18.00
Our Price: $16.20
You Save: 10.00%
Add to Cart
پادشاه زندانها
پادشاه زندانها
Compare at: $15.00
Our Price: $13.50
You Save: 10.00%
Add to Cart
چیستان رویاها
چیستان رویاها
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
میم
میم
Compare at: $14.00
Our Price: $13.30
You Save: 5.00%
Add to Cart


 

Copyright © 2000 Narangestan.com. All rights reserved
Site Designed and Maintained by Emil Darmo Design