|
صفحه 8 از 8
دیگه پرچمی سرتفنگ شون نبود، رو سر شون هم نه. فقط پرچم تو کونشون باقی مونده بود که ... و و ز ز ز ز ز ز ز ز ز ز ز ی ی ... عین سنجاقک در رفتن. چمن در قیچی گورشونو گم کردن و رفتن. رهبران جدید اومدن و گفتن: - بارک الله، سرپیچی شما از فرامین رهبر قبلی قابل تقدیره. اون تجدید نظرطلب و ضد انقلاب بود.خیلی خوب کاری کردین! تا دشمن هست، ببرها باید همیشه دم دست باشن. ولی از این لحظه به بعد دیگه به اونا احتیاجی نیست. برای که دیگه دشمنی در کار نیست ... اونارو سریعأ به جنگل برگردونین. - ای بابا ! بازم ؟- اطاعت اولیأ امر از واجباته !
- دیالکتیک !؟ جدل منطقی !؟ - بارک الله، آفرین، صد آفرین.
- باشه ، قبول. حالا که دیگه باید، چرا؟
ما هم اونارو به مرغ دونی برگردوندیم. خوشبختانه! چون یه مدت بعد باز سر و کله ی سربازهای چان کای چک پیداشون شد؛ اونم با اسلحه آمریکائی. با ارابه و توپ و تفنگ و تجهیزات. تعدادشون هم زیاد شده بود!!!
- ببر ها ها ها ها ها !!!
- ا ُ ا ُ ا ی ا ی ها ها آ آ ها ها آ آ آ آ آ آ
و اونا ... هو هو هو هو هو هو هو ... مثل با د در رفتن. رفتن اونطرف دریا ها. کسی با قی نموند. اینجا بود که رهبران حزب دسته جمعی به د یدار ما اومد ند. هر کد وم پرچمی تو د ستشون بود که تو باد تکون تکون می خورد ... و مرتب برای ما کف میزدن! رهبران حزب و رهبران ارتش بودن. نمایندگان رهبران رهبر نمایندگی مرکزی!!! همه شون دست میزد ن و فریا د می کشیدن: - آفرین! آفرین، صد آفرین! عدم تمکین شما قابل ستایشه. ببر همیشه باید با خلق باشه. برای که ببر از خلق ناشی میشه. ابداع خلقه، و در نتیجه برای همیشه به خلق متعلقه ... در یک موزه ... نه، در یک باغ وحش. برای همیشه !
- تو باغ وحش؟ این دیگه چه صیغه ایه ؟!
- اطاعت اولیأ امر از واجبا ته. ما به اونا احتیاجی نداریم. احتیاجی دیگه به ببر نداریم. دشمنی دیگه در کار نیست. خلق است و حزب و ارتش. حزب و ارتش و خلق یک واحد و یک مجموعه اند. البته، مقام رهبری همیشه وجود داره. برای اینکه بدون رهبر، رهبری وجود نداره؛ و بدون رهبری مبحث عمیق و پرمعنی جدل منطقی (دیالکتیک)؛ که تعئین کننده راه و روشی است که طبیعتأ همیشه از صد ر صا د ر شده و در زیر رشد و نمو نموده. و آنگاه همچون آیتی نزول یافته از اعلی، در ادنی به بحث و فحص گذاشته شده. زیر دستانی که پذیرای پیشنهادات و تجزیه و تحلیل صادر شده از زبردستانند، نه برای اینکه عدم تساوی قدرت وجود داره، نه، بلکه برای اینکه مساواتی تقدیری و الهی باید در هماهنگی مثبت و موثر در مراتب عمودی قدرت و جریان های افقی حاشیه ای که در سمت و سوی خط مشی رهبری داده شده و در زیر رشد و نمو کرده و به صدر رسیده و از صدر به زیر آمده، در ارتباطی آزاد و دمکراتیک ...
- ب ب ب ب ب بر ها ها ها ها !!! ( ادای حمله ای شد ید علیه رهبران را در می آورد). - ا ی ا ی ا ی ا ی آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ ها ها ها ها ها ها ها ها ها آ آ آ آ آ آ آ ا ُ ا ُ ا ُ ا ُ ا ُ ا ُ ا ُ
مؤخره
برگردان فارسی این نمایش از روی چند نسخه متفاوت از این نمایش انجام گرفته است. تفاوت این نسخه ها این آزادی را به من داد که از وفاداری کامل به هر یک از آنها بپرهیزم و با توجه به آنچه اصل و اسا س نمایش است، نسخه ای در خور فارسی زبانان( به گمان خودم) فراهم کنم که از شیوه های نقالی و از ضرب و کشش نحوه ی گفتاری آن بی بهره نباشد.اما آنچه که مربوط به جملا ت صوتی می شود، در شروع و این جا و آن جا پیشنهاداتی در برگردان متن نمودم؛ ولی بتدریج آنچه را که بخصوص در متن فرانسوی پیشنهاد شده بود عیناً منعکس کردم؛ چون بنظرم می رسید که این امر باید در اجراء و با بداهه سرائی شکل گیرد.
صدرالدین زاهد
|