کتابفروشی

کتاب

خبرنامه نارنجستان

برای اطلاع از تازه ترینهای نارنجستان و دریافت کوپنهای تخفیف, مشترک خبرنامه ما شوید.






We Are

Official PayPal Seal

 
Show Cart
Your Cart is currently empty.


List All Products
Tel: 310.477.1757
من چراغها را خاموش می کنم
من چراغها را خاموش می کنم
Compare at: $12.00
Our Price: $11.40
You Save: 5.00%
Add to Cart


انسانها یکسانندDVD
انسانها یکسانندDVD
Compare at: $15.00
Our Price: $14.25
You Save: 5.00%
Add to Cart


بچه های نیمه شب
بچه های نیمه شب
Compare at: $18.00
Our Price: $16.20
You Save: 10.00%
Add to Cart


بوف کور - گویا
بوف کور - گویا
Compare at: $26.00
Our Price: $23.40
You Save: 10.00%
Add to Cart


چیستان رویاها
چیستان رویاها
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart


درباره نارنجستان

نارنجستان سایت رسمی نشریه، نشر و کتابفروشی ‏نارنجستان می باشد. 

 

بهمن سقایی: مدیر سایت  و ویراستار مطالب
امیل دارمو:  مسئول فنی و طراحی سایت

 

به نشانی زیر با ما تماس بگیرید 

Narangestan 
10920 Wilshire Blvd
# 150-9112
Los Angeles,
CA 90024
 
Tel: 310 4771757 


برای همکاری با نشریه و یا مشاوره در زمینه نشر ‏کتاب با ما تماس بگیرید. ‏
پاسخگویی به پرسش ها در این زمینه جزو وظایف ‏ماست.‏

تازه ترینها

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی

همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها

تقویم نارنجستان

M T W T F S S
2930311 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31 1
No Latest Events
افسانه ببر | چاپ |  پست الكترونيكي
داریو فو   
فهرست
افسانه ببر
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
 
اما خانم ببره قد می به جلو برداشت و ... تالاپ ... یه پستون دیگه! این ببرهام چقدر پستون دارن! یه رشته! مشغول دومی ش شدم، می خواستم یه کمی شو تف کنم، ولی مگه میشد، خانمه  ُُسر و ُمر و گنده اونجا ایستا ده بود، مراقبم بود ... اگه یه ذ ره شو تف می کردم، می بلعیدم، سر تا پا. حتی نفس نمی تونستم بکشم. ملچ مولوچ ملچ مولوچ ملچ مولوچ ملچ! مکیدم و مکیدم. شیر بود که پائین می رفت، داشتم خفه می شدم. پلق پولوق پولوق پلق ... صدای فرو ریختن شیرو تا تو رگهای پام می شنیدم. شایدم خیالاتی شده بود م. در هر حال تاپ و توپه قلبمو دیگه حس نمی کردم. حس میکرد م شیر از تو شش هام رد میشه. پر از شیر شده بودم. بسه دیگه. تالاپ: خانمه برگشت و یه پستون دیگه. بازم باید مک بزنم. حس کار زنجیره ای تو کارخونه رو داشتم! شکمم هر چه بیشتر و بیشتر باد کرد و جلو اومد، پر پر پرپر! طوریکه چمباتمه زده بود م، با ورمی که شکمم کرده بود خود مو بجای بودا عوضی گرفتم. آ آ آ  ر ر ر ق ق ق، آ آ آ  ر ر ر ق ق ق، آ آ آ  ر ر ر ق ق ق، یه رشته آروغ. کپل هام بهم فشار می آوردن و کونم بهم اومده بود، داشتم خفه می شدم، جم نمی تونستم بخورم! « اگه دل درد بگیرم و شیر فواره بزنه بیرون، چی؟ لابد منو میگیره و میزنه تو شیر و مثل یه بیسکوئیت خیس خورده تو شیرقهوه، میبلعد م! »                                                              مکیدم و مکیدم. من تو رو می مکیدم، من تو رو می مکیدم. آخر عاقبت دوست عزیز، سراپا شیر شده بودم، با شیر مست کرده بود م، دیگه هیچی حالیم نبود. حس میکرد م شیر از گوشا م فواره زد بیرون، از گوشا م و از بینی م، قلپ قلپ قلپ زنون. ف ی ی ی ی ی ش ش ش ... نفسم بند اومده بود ... ف ی ی ی ی ی ش ش ش!                                                                                    کارمو که تموم کرد م، خانم ببره با زبونش صورتمو لیسید : ن و ن و و وچ ... چشام عین چشای مقدسین تاب خورد و رفت بالا! بعد شم خانم ببره با یه عالمه قر و غربیله رفت ته غار و پهن زمین شد و گرفت خوابید ... ریقو مردنی هم قبلأ خوابیده بود. منم بشکه شیر، همین جوری میخ شده بودم. (ادای مجسمه بودا را در می آورد). « وامصیبتا ... اگه تکون بخورم، حتی مژه بزنم، منفجر میشم ... ب ا ب ا م ب ب ب م ب م. »                                                                                         بالاخره به خواب رفتم. چی جوریشو نمیدونم. مث یه نی نی کوچولو، راحت و آروم خوابید م. صبح که از خواب بیدار شد م، یه کم سبک تر شده بود م، دور و ورم رو زمین تر تر بود ... نمیدونم چی شده بود. خانم ببره رو نگاه می کنم: نیستش. کوچولو هه هم همینطور. رفتن بیرون ... بیرون رفتن ... حتمأ، رفتن جیش بکنن. یه کم صبر می کنم ... نگران بود م. هر صدائی که می شنیدم ترس ورم میداشت، مبادا یه حیوون غریبه باشه. شایدم یه حیوون وحشی بزنه و از در بیاد تو. من که نمیتونم بهش بگم: - « متاسفم، خانم خونه نیستن. رفتن بیرون. بعدأ تشریف بیارین؛ یا اینکه براشون پیغام بذارین ». با د لواپسی تموم منتظر بودم. بالاخره شب شد ... خانم تشریف فرما شدن. خوشگل و تو دل برو، پستوناش باز دومرتبه کمی چاق و متورم شده بود. اما نه مث دیروز که داشتن میترکید ن، تقریبأ نصف دیروز. ولی اون طوریکه باید و شا ید گرد و قلمبه شده بودن. پشت سرشم کوچولوهه پیداش شد. به محض اینکه خانم وارد غار شد، بوئی کشید و دور و ورشو نگاه کرد، چشمش که به من افتا د : - « آ آ آ آ آ ها ها ها ها ا ا ا ا ر ر ر ر ». مثل اینکه بگه : « هنوز اینجا ئی؟ » ریقو مردنی هم همینطور : - « اُ اُ اُ آ آ آ ها ها ها ا ا ا ». بعدشم هر دو رفتن ته غا ر. خانم ببره پهن زمین شد. کوچولو هم با وجود اینکه شکمش کمی کوچکتر شده بود، معذالک هنوز گاه گاهی ... بولوغ ... آروغ میزد و آب بالا میاورد. اونم کنار مادرش پهن زمین شد. مادره هم سرشو بنرمی و مهربانی گرفت و رو پستوناش گذاشت :                                                              - « ن ی ا ا ها ها ها آ آ آ آ ! » ( ادای امتناع بچه ببر را در می آورد. )                                      

خانم ببره
- « ب ی آ آ آ آ آ آ ها ها ها ا ا ا ! »  



 
< مطلب قبلی   مطلب بعدی >

فهرست مولفین



نشر نارنجستان تقدیم میکند

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
Our Price: $15.00
Add to Cart
خون به راه خدا
خون به راه خدا
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
نامه شاهپور و آهوانش
نامه شاهپور و آهوانش
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
Our Price: $25.00
Add to Cart
ملاحظات فلسفی در دین و علم
ملاحظات فلسفی در دین و علم
Our Price: $12.00
Add to Cart
قرآن و مثنوی
قرآن و مثنوی
Compare at: $36.00
Our Price: $32.40
You Save: 10.00%
Add to Cart


 

Copyright © 2000 Narangestan.com. All rights reserved
Site Designed and Maintained by Emil Darmo Design