|
ژان رنوار
|
در روزگاری که پادشاهان پادشاه بودند و پای تهیدستان را می شستند و بر خنازیر گرفته گان رحمت می فرستادند، شعرایی نیز بودند که بر باور این پادشاهان به بزرگی خویش مهر تایید می زدند. و اندک نبود مواقعی که جایگاه آوازخوان از کسی که او برایش آواز می خواند برتر بود. جایگاه بازن در قبال سینما نیز چنین است. ولی این بخش داستان فقط در آینده تجلی می یابد. آنچه اکنون می گذرد فقط فراهم آوردن مواد است. تمدن چیزی نیست جز غربالی که نااهلان از سوراخهایشان فرو می ریزند و اهلان باقی می مانند. به گمانم در روزگار "ویون" شاعران در کناره رود سن گرد می آمدند. اینک آن شاعران کجایند؟ نامشان چه بوده؟ کسی نمی داند؛ اما ویون هنوز هست به همان عظمت زندگی.
فرزندان و نواده های ما برای جستجو در بقایای روزگار کهن، منبعی بسیار ارزشمند خواهند داشت. آنان آندره بازن را در کنار خود خواهند یافت. زیرا پادشاه روزگار ما، یعنی سینما، نیز شاعر خود را دارد. این انسان فروتن که آرام و رنجور به سوی مرگی زودهنگام ره می سپرد، کسی بود که موهبت پادشاهی را به سینما بخشید. درست همچون شاعران روزگار کهن که افسر شاهی بر سر پادشاهان می نهادند. وی نه تنها تاج افتخار بر سر سینما نهاد، بلکه با زدودن پیرایه های دروغین و پر زرق و برقی که پیشرفتش را سد کرده بودند آن را مقامی والا بخشید. اینک سینما، در سایه تلاش وی، پادشاهی است سلامت و شادمان و عاری از رنجوری؛ پادشاهی است شریف که نوادگانمان از دیدارش به وجد خواهند آمد؛ و در همان حال شاعر آن را نیز باز خواهند شناخت. آندره بازن را باز خواهند شناخت و همچون خود من در خواهند یافت که دیگر بار آوازه خوان از مصداق آوازش فراتر رفته است.
بی گمان آندره بازن در سالهای آینده نفوذی عظیم خواهد یافت. نوشته هایش باقی خواهند ماند حتا اگر خود سینما باقی نماند. شاید نسلهای اینده فقط از خلال نوشته های او دریابند که چیزی به نام سینما وجود داشته است. در آن روز انسانها تلاش می کنند پرده ای را در ذهن آورند با اسبهایی که به تاخت از آن می گذرند، یا نمای درشت ستاره ای زیبا یا چشم قهرمانی که در حال مرگ بسته می شود و هرکس این تصاویر را به شیوه خویش تاویل خواهد کرد. اما همگان در یک مورد توافق خواهند داشت و آن ارزشمند بودن کتاب " سینما چیست؟" است حتا اگر اوراق این کتاب از دست جفاپیشه روزگار در امان بمانند تو از هنری سخن بگویند که دیگر وجود ندارد باز این توافق همگاانی برقرار خواهد بود؛ درست همچون بقایای آثار تاریخی که مضامین فرهنگهای کهن را، که حتا نمی توانیم در ذهن مجسمشان کنیم؛ پیش چشممان جلوه گر می سازد.
|