|
زندان نروید! اعلامیه نمی دهیم |
| چاپ |
|
پست الكترونيكي
|
|
عباس رستگاری
|
|
خوابگزاری های مملکت گل و بلبل
اوضاع دارد عوض می شود.
تا همین دیروز، هروقت کسی را در ایران دستگیر میکردند، در خارج کشور اعلامیه پشت اعلامیه به جهت حمایت می آمد. صفت های پروپیمان نام خانوادگی زندانی می شد: «گُل سرسبد جامعه روشنفکری»، «فرزند صدیق و پاک مردم ایران»، «صدای شفاف دمکراتهای ایران»، «درهم کوبنده ستمگران و مرتجعین حاکم...» و ... پشت در پشت سایت های خارج کشور و لشگر بیشمار «بلاگ نویسان» داخلی، مقالات و بررسی ها در باره دستگیری «این مبارز دلیر و شجاع» و «خاکریز اول دمکراسی ایران...» می نوشتند.
تظاهرات، اعتصاب غذا، نامه به دبیرکل، عفو بین الملل، دیدبان حقوق بشر، مصاحبه ها و ... بعد زندانی هنوز در زندان بود که بعنوان رهبر موقت جنبش دمکراسی ایران انتخاب می شد. اگر در زندان جان می داد، دکترای افتخاری رشته «دمکراسی از طریق زندان» را بدست می آورد و برای همیشه بی خطر می رفت.
حالا، دو سه هفته ای ست، اوضاع عوض شده. از بس تعریف و تمجید از رهبران موقت دمکراسی شد و این قدر فره ایزدی دست به دست شد که سروصدای ملت درآمد. انتقادات شروع شد. اگر اشتباه نکنیم از «اکبر گنجی» شروع شد. «ایما» یعنی ما، در یکی از مرقومات نق زدیم که بس کنید! آقای صادق زیبا کلام هم طی مقاله ای مفصل از «قهرمان سازی» های رژیم حرف زد و همه شان را با یک چوب راند که رژیم بیخود قهرمان سازی می کند، اینها کسی نیستند.» متخصصانِ فنِ مخالفت هم [بنا به اصلِ «سرخپوست خوب، سرخپوست مرده است»، باور دارند دمکرات خوب، دمکرات کشته شده است،] گفتند ما رهبر موقت نیاز نداریم و این ها همه اش بازی رژیم است.
از این پس،مگر کسی جرئت دارد برود زندان؟ حسابش با کرم الکاتبین است. سرنوشتی مشابه دیپلماتهای ایرانی به گروگان گرفته شده خواهد داشت که هرجا به گروگان گرفته می شوند، حکومت ایران اول اعلامیه می دهد «انا لله و انا علیه راجعون»
|