کتابفروشی

کتاب

خبرنامه نارنجستان

برای اطلاع از تازه ترینهای نارنجستان و دریافت کوپنهای تخفیف, مشترک خبرنامه ما شوید.






We Are

Official PayPal Seal

 
Show Cart
Your Cart is currently empty.


List All Products
صفحه اول arrow مصاحبه ها arrow شهر قراردادی
Tel: 310.477.1757
دوران سپری نشده
دوران سپری نشده
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart


انجل لیدیز
انجل لیدیز
Our Price: $8.00
Add to Cart


دیوان ایرج میرزا
دیوان ایرج میرزا
Compare at: $15.00
Our Price: $13.50
You Save: 10.00%
Add to Cart


سگ ولگرد و داستانهای دیگر - گویا
سگ ولگرد و داستانهای دیگر - گویا
Our Price: $23.00
Add to Cart


قرآن و مثنوی
قرآن و مثنوی
Compare at: $36.00
Our Price: $32.40
You Save: 10.00%
Add to Cart


درباره نارنجستان

نارنجستان سایت رسمی نشریه، نشر و کتابفروشی ‏نارنجستان می باشد. 

 

بهمن سقایی: مدیر سایت  و ویراستار مطالب
امیل دارمو:  مسئول فنی و طراحی سایت

 

به نشانی زیر با ما تماس بگیرید 

Narangestan 
10920 Wilshire Blvd
# 150-9112
Los Angeles,
CA 90024
 
Tel: 310 4771757 


برای همکاری با نشریه و یا مشاوره در زمینه نشر ‏کتاب با ما تماس بگیرید. ‏
پاسخگویی به پرسش ها در این زمینه جزو وظایف ‏ماست.‏

تازه ترینها

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی

همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها

تقویم نارنجستان

M T W T F S S
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31 1 2 3 4
No Latest Events
شهر قراردادی | چاپ |  پست الكترونيكي
بهمن سقایی   
فهرست
شهر قراردادی
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
 

کمپانی نفت انگليس و بختياری به دنبال نامی برای منطقه نفتی بود. «جرج هينگز» نامی از کارکنان نفت که علاقه ای وافر به کاوش های باستانی شناسی داشت، در يکی از ديدارهای خود از ويرانه های بازمانده آتشکده بزرگ ايرانيان در همان نزديکی وقتی شنيد کوچ نشينان نام مسجدسليمان را به اين ويرانه آتشکده داده اند همين نام را برای شهر برگزيد؛ اما هنوز از پيرترها می توان شنيد که برای ناميدن شهر، از کلمه «اداره» استفاده می کنند. راستش اهالی هيچ وقت باور به وجود شهری به نام «مسجدسليمان» نداشتند و هميشه از کلمه رمز همگانی شده «اداره» استفاده می کردند، لابد برای جلوگيری از شومی محل. آنچه در خاطره قومی اهالی بازمانده از خاموشی بزرگ آتش جاويد، که همچون کعبه مسلمانان زيارتگاه ساليانه زرتشيان از سراسر ايران بود، نفرينی بود که بر اين سرزمين روا آمده و روايتش را در رمان «سرزمينی بدون عشق» به تفصيل آورده ام. تنها اشاره ای می کنم به خاموشی ناگهانی آتش جاويد سيصد سال پس از هجوم اعراب. گاز طبيعی منطقه مايه ی جاودانی آتشکده ای شده و شور ايمانی باورمندان به دين را چنان تقويت کرد که پس از حمله اعراب برای حفظ آن، همراه پرداخت جزيه های فراوان به فاتحان سرزمين، چنين وانمودند که اين ساختمان مسجدی ست ساخته حضرت سليمان و بايد مورد حرمت قرار گيرد؛ اما سيصد سال بعد، بر اثر به پايان رسيدن سفره گازهای زيرزمينی نه تنها آتش جاويد خاموش شد؛ بلکه ساختمانش نيز رو به ويرانی رفت. از همان زمان باور به نفرين آسمانی بر اين خاک بادگير آفتابخورده برای نسل های بعدی کوچ نشينان بازماند و کسی جرات کاری جز چرش رمه بر زمين های ناهموارش را نداشت. کارگزاران کمپانی اين موضوع را بخوبی می دانستند که با پرداخت پول به ملايی از اهالی اصفهان او را واداشته بودند با خواندن دعای هرروزه بر بالای ويرانه های آتشکده قفل شومی را برای يک روز ديگر باز کند. سالی نگذشته گويا ماری بيابانی پای ملای اصفهانی را گزيد و ديگر کسی توان شکستن قفل شومی ويرانه ها را نداشت.  کمپانی هم پرونده دعای غروبها را برای هميشه بست. بعدها به دوره ای که محصل بوديم «رومان گريشمن» فرانسوی آمده بود به کاوش های باستان شناسی در «سرمسجد» و «برده نشانده» و بارها به ديدارش می رفتيم که از خستگی نای حرف زدن نداشت و اشيايی را نشانمان می داد که از شبستان آتشکده بيرون کشيده بود. همو در «تاريخ ايران پيش از اسلام» درباره آتشکده و مهمانسراهای زائران به تفصيل نوشته است. گويا به دوران حکومت «انزان» ها اين جا شهری آباد بوده و بازرگانان فرآورده های فلزی را به سومر و کشورشهرهای کناره دجله می فرستاده اند. وقتی دارسی آمد آن همه از بين رفته بود.

آن زمان، زمان آغاز ساخت شهر، هر کس پيشه ای داشت و نداشت، می توانست در صنايع تازه راه اندازی شده نفت کاری دست و پا کند. ديگر نيازی به جارچی های کمپانی نبود تا در دهات ايران شايع کنند: «جنوب پول ريخته با گونی برويد» ديگر کمپانی نيازی نداشت تا به خان ها و روسای ايل بختياری پول بدهد برای وادار کردن مردان ايل به کارگری در صنايع نفت. روستاييان به تنگ آمده از فقر به منطقه سرازير شده بودند. انگليسی ها هم که با کلاه های دوره دار و عينکهای آفتابی روز تعطيل يکشنبه را به بازی گلف و گردش در شهر و يا رفتن به کليساها می گذراندند، از اين شرکت شهر تنها نفت را می خواستند و درآمد سرشارش را در آن زمانها که کمتر منطقه نفتی شناخته شده بود. به همين خاطر تلاشش آرامش حاکم بر منطقه بود و دريغ نداشتند اگر بخشی از درآمد نفت را برای رسيدن به آرامش هزينه کنند. بيمارستان و درمانگاههای محله ها، تالارهای نمايش فيلم يا باشگاههای ورزشی و هنری را تنها برای خودشان نمی ساختند. کارگران هم از اين خوان گسترده بهره مند می شدند. گرچه بخشی از اين بخشش زاييده مبارزه های خود کارگران و سنديکاهايشان بود اما در مجموع همه نهادهای شهرنشينی  زيرساختهای کمپانی نفت بود که بعدها «شرکت نفت ايران و انگليس» ناميده و سپس به دوره ملی شدن نفت «شرکت ملی نفت ايران» تغيير يافت. هرچند اين تغيير نامها نشان از تغيير ماهوی نبود.

نسل جوان از امکانات آموزشی سطح بالايی برخوردار بود. افزون بر کتابها و نشريه های انگليسی زبان، نشريات فارسی از همه نوع آن در شهر خريدار داشت. زمانی که در بسياری از شهرهای ايران کتابفروشی وجود نداشت، در اين شهر چهار پنج کتابفروشی مشتريان خود را داشتند. آمار وزرات آموزش و پرورش نشان دهنده آن بود که بالاترين ميزان تغذيه کودکان، بهداشت، درصد دانش آموزان و بالاترين ميزان قبولی و کمترين بيسوادی به نسبت جمعيت از آن اين شهر بود. روفت و روب شهر، درختکاری و گلکاری کناره خيابانها، فروشگاههای ارزان قيمت مواد خوراکی، اتوبوسرانی رايگان شهری، اردوهای رايگان دانش آموزی و ... از جمله خدمات شرکت نفت بود.

اما شهر از کمبود سنتهای شهرنشينی رنج می برد. تضادی آشکار ميان فرهنگ ايلی و اقتصاد شهری به چشم می خورد. کارگرانی بودند که همه آرزويشان اين بود که به دوران بازنشستگی بتوانند دوباره به ايل بازگردند و گله و رمه ای برای دوران پيری خود داشته باشند. بسياری از آنان پس اندازهای ناچيزشان يا وام های دريافتی مسکن را صرف خريد زمين و خانه در روستاهايی می کردند که هرروز از ارزشش کاسته شده و کمتر از سی سال به ويرانه هايی تبدل شدند. بسياری از زمين های متروک و خانه های ويرانه در بقايای روستاهای مسجدسليمان از آنِ کارگرانی ست که به حساب آينده زندگی در آنجا سرمايه گذاری کرده؛ اما نه خود، نه بچه هاشان به ملک خود پا نگذاشتند.

اساطير ايل و باورداشتها هرچند در شهر به زندگی خود ادامه داده بودند؛ اما احساس خفگی و تنگی جا می کردند. دايم امامزاده ها به خواب اهالی می آمدند که قدمگاه ما را از شهر دورتر ببريد. خدايان زمينی و درختهای معجزه گر و قدمگاه ها دايم از حضور مومنان شکايت می کردند چرا آنها را با خود به شهر کشانده اند. برای همين  قدمگاه ها و زيارتگاه های ساخته شده به طور کلی يکی يکی از روستاهای نزديک شهر به مناطق خوش آب و هواتر و آزادتر منتقل شدند. با خالی شدن شهر پس از انقلاب، امامزاده ها ديگر شکايتی از مردم باورمند نداشتند. رضايت خاطر آنان جلب  شده بود و اهالی به هشدارهای خوابگزاران توجه کرده بودند. 

هرچند ساختار فرهنگی شهر برآمده از ايل بود؛ اما مناسبات مدرن به شتاب در آن نفوذ يافت. دلايل چندی در اين رسوخ فرهنگی بی تاثير نبوده اند. انگليسی ها فرهنگ خود را به شهر تعميم داده بودند. انتشار منظم هفته نامه انگليسی زبان در شهر، رونق نشريات چاپ انگليس و وجود کتابخانه های مملو از کتابهای انگليسی و فارسی، اجرای برنامه های فرهنگی ماهيانه در باشگاه های کارمندی و کارگری و تشويق نسل جوان به مطالعه و حضور در برنامه های فرهنگی و هنری به اين گسترش شتاب بخشيد. بيش از هرچيز حضور دايمی فيلمهای انگليس زبان در سينماهای شرکت نفت در اين تغيير تحول نقشی اساسی داشت. برای همين نسلی از نويسندگان و شاعران بومی شکل گرفتند که هرچند با ادبيات کلاسيک ايران بيگانه بودند؛ اما ادبيات انگليسی زبان را به خوبی می شناختند.  برای همين شعر کلاسيک فارسی حضوری بيگانه در شهر داشت و شعر معاصر پيروان بسيار يافته بود. نويسندگان داستان هم تحت تاثير همين فضا صدا و زبان خود را يافتند. نوشتن از مناسبات اجتماعی شهر، بيان مشکلات فرهنگی از جمله مقوله «تاخير فرهنگی» که موضوعی شناخته شده برای جوامعی ست که واردات کالاهای صنعتی و فرهنگی بيگانه در آن رشدی شتابان دارد، نوشتن از «درد غربت» دوری از تبار و زادگاه - ايل و طايفه، گله و رمه -  نوشتن از آسيب های اجتماعی ناشی از زيستن در يک شهر صنعتی و نبود امکانات بهداشت صنعتی، بيگانگی انسان با پديده ای بنام نظم در ساعات کاری و اجبار به کار در کارخانه ها و موسسات نفتی، باعث پژواک شور و هيجان اين مصايب در آفرينش های ادبی شد. در هيچ کدام از داستانهای کوتاه و بلند آن دوران ايران شما داستانی که روايتگر چنين مناسبات اجتماعی ای باشد جز در داستانهای نويسندگان جنوبی نخواهيم يافت. در کمتر داستانی «توپ گالف» کاراکتری همپايه با يک انسان نمی يابد وقتی دور يا نزديک رفتنش باعث از دست شدن يک موقعيت برای آدمهای حاضر در صحنه است. پرخاشها و شورشهای کارگری، و بعدها موضوع ملی شدن نفت و فعاليتهای دکتر مصدق همه و همه به دليل حضور واقعيت، داستانهای آن دوران را تحت تاثير قرار داد و آن همه يگانه بودن فضا را تاييد می کند و بس.



 
مطلب بعدی >

فهرست مولفین



نشر نارنجستان تقدیم میکند

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
Our Price: $15.00
Add to Cart
دوران سپری نشده
دوران سپری نشده
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart
بازگشت به احترام
بازگشت به احترام
Compare at: $13.00
Our Price: $11.70
You Save: 10.00%
Add to Cart
انسانها یکسانندDVD
انسانها یکسانندDVD
Compare at: $15.00
Our Price: $14.25
You Save: 5.00%
Add to Cart
مراسم به نمایش درآوردن یک دیکتاتور
مراسم به نمایش درآوردن یک  دیکتاتور
Compare at: $10.00
Our Price: $9.00
You Save: 10.00%
Add to Cart
میم
میم
Compare at: $14.00
Our Price: $13.30
You Save: 5.00%
Add to Cart


 

Copyright © 2000 Narangestan.com. All rights reserved
Site Designed and Maintained by Emil Darmo Design