کتابفروشی

کتاب

خبرنامه نارنجستان

برای اطلاع از تازه ترینهای نارنجستان و دریافت کوپنهای تخفیف, مشترک خبرنامه ما شوید.






We Are

Official PayPal Seal

 
Show Cart
Your Cart is currently empty.


List All Products
Tel: 310.477.1757
دروازه اقیانوس و داستانهای دیگر
دروازه اقیانوس و داستانهای دیگر
Compare at: $10.00
Our Price: $9.00
You Save: 10.00%
Add to Cart


لکان، دریدا، کریستوا
لکان، دریدا، کریستوا
Our Price: $12.00
Add to Cart


چیستان رویاها
چیستان رویاها
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart


قبیله من
قبیله من
Compare at: $20.00
Our Price: $18.00
You Save: 10.00%
Add to Cart


انسانها یکسانندDVD
انسانها یکسانندDVD
Compare at: $15.00
Our Price: $14.25
You Save: 5.00%
Add to Cart


درباره نارنجستان

نارنجستان سایت رسمی نشریه، نشر و کتابفروشی ‏نارنجستان می باشد. 

 

بهمن سقایی: مدیر سایت  و ویراستار مطالب
امیل دارمو:  مسئول فنی و طراحی سایت

 

به نشانی زیر با ما تماس بگیرید 

Narangestan 
10920 Wilshire Blvd
# 150-9112
Los Angeles,
CA 90024
 
Tel: 310 4771757 


برای همکاری با نشریه و یا مشاوره در زمینه نشر ‏کتاب با ما تماس بگیرید. ‏
پاسخگویی به پرسش ها در این زمینه جزو وظایف ‏ماست.‏

تازه ترینها

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی

همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها

تقویم نارنجستان

M T W T F S S
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31 1 2 3 4
No Latest Events
دلار | چاپ |  پست الكترونيكي
چارلز بوکوفسکی - ترجمه نارنجستان   

 

 

آخرهاى تابستان را خيلى دوست داشت، نه! پاييز را دوست داشت، شايد كه ديگر پاييز بود، به هرصورت، هواى ساحل سرد شده بود، او دوست داشت در كنار آب قدم بزند، بعد از غروب آفتاب، بى‌هيچ تنابنده‌اى در دوروبر، وقتى كه آب چرك‌آلود به نظر مى‌آمد، وقتى كه آب مرگ‌آلود به نظر مى‌آمد، مرغ‌هاى دريايى هواى خواب نداشتند، از خواب نفرت داشتند. مرغ‌هاى دريايى پايين آمدند، پرواز به طرف پايين چشمان او را مى‌خواستند، روح او، آنچه از روح او باقى مانده بود را اگر چيز زيادى از روحتان باقى نمانده و خودتان هم اين را مى‌فهميد هنوز پس‏مانده‌ى روحى در شما هست.

بعد مى‌نشست و به آب، به روبرويش‏ خيره مى‌شد و وقتى كه به آب نگاه مى‌كرد آن‌وقت باور همه چيز سخت مى‌شد.

مثلا" اين كه جايى مثل چين يا امريكا يا مثلا" ويتنام وجود داشت. انگار زمانى او هم كودك بود. نه، حالا به آن فكر مى‌كند در حقيقت زياد هم باورش‏ مشكل نبود. بچگى وحشتناكى داشت اين را ديگر نمى‌توانست فراموش‏ كند و بعد بزرگى‌اش‏ همه‌ى شغل‌ها و همه‌ى زن‌ها و بعد ديگر هيچ زنى نبود بعد ديگر شغلى هم نبود. ولگردى بى‌سروپا در شصت سالگى. تمام شده. هيچ. يك دلار و بيست سنت پول، اجاره‌ى يك هفته را پرداخته. اقيانوس‏...

111110-99دوباره شروع به يادآورى خاطره‌ها كرد: زنان ... برخى از آنان به او خوبى كرده بودند و برخى ديگر تنها پتياره‌هايى، آدم‌هاى گذرا، كمى ديوانه و بطرز وحشتناكى سخت... اتاق‌ها و رختخواب‌ها و خانه‌ها و كريسمس‏ها و شغل‌ها و آوازخواندن‌ها و بيمارستان‌ها و بيزارى‌ها. روزها و شب‌هاى خسته و بيزار. بى‌هيچ معنا، بى‌هيچ راهى براى گريز.

حالا حاصل شصت سالش‏: يك دلار و بيست سنت. بعد صداى خنده‌ى آنها را پشت سرش‏ شنيد. آن‌ها پتو داشتند و بطرى‌ها و قوطى‌هاى آبجو، قهوه و ساندويچ.

مى‌خنديدند و مى‌خنديدند. دو پسر جوان و دو دختر جوان با بدن‌هاى لاغر و جوان. بى‌خيال. بعد يكى از آن‌ها او را ديد.

»هى بچه‌ها! اون ديگه چيه؟«

»خداوندا، نمى‌دونم.«

او حركتى نكرد.

»آدمه؟«

»نفس‏ مى‌كشه؟ مى‌تونه بكنه؟«

»چى رو بكنه؟«

همگى خنديدند. او بطرى شرابش‏ را بلند كرد. كمى مانده بود. وقت خوبى براى خوردنش‏ بود.

»داره مى‌جنبه! نگاه كنيد، داره مى‌جنبه!«

او ايستاد، شن‌ها را از شلوارش‏ تكان داد.

»دست هم داره، پا هم، صورت هم داره«

»صورت؟«

دوباره خنديدند. او نمى‌توانست درك كند. جوان‌هاى سابق اينطورى نبودند. جوان‌ها بد نبودند. اينها كى‌اند؟

به طرفشان راه افتاد.

»پيرى مايه‌ى سرشكستگى نيست.«

111110-88يكى از پسرهاى جوان قوطى آبجو را داشت سر مى‌كشيد. بعد آن را به گوشه‌اى پرت كرد.

»اما درتلف شدن سرشكستگى هست پدر! تو از نظر من آشغال تلف شده‌اى‌ بنظر مى‌آى«

»من هنوز آدم خوبى هستم پسر!«

»فرض‏ كنيم يكى از اين دخترها خودش‏ را به تو بده، پدر، چكار مى‌تونى بكنى؟«

»هى راد اينطورى باهاش‏ صحبت نكن!«

دختر جوانى با موهاى بلند قرمز اين را گفت. داشت موهاش‏ را در باد مرتب مى‌كرد و انگار بدنش‏ همراه باد تكان مى‌خورد. انگشتان پايش‏ را در شن‌ها قلاب كرده بود.

»خب چى مى‌ گى پدر؟ چه كار خواهى كرد، هان؟ چه كار خواهى كرد اگه يكى از اين دخترا خودش‏ رو به تو بده؟«

از كنار پتوى آنها گذشت و بسمت پياده‌روى چوبى گام برداشت.

»راد چرا با پيرمرد بيچاره اينطورى صحبت كردى؟ بعضى وقت‌ها حس‏ مى‌كنم ازت نفرت پيدا مى‌كنم.«

»بيا اينجا كوچولو«

»نه.«

bukowski_cover11-444به عقب برگشت و راد را ديد كه سر به دنبال دختر گذاشته بود. دختر بلند فرياد كشيد، بعد هردو خنديدند. راد بالاخر دختر را گرفت و هردو روى شن‌ها غلتيدند و بلند مى‌خنديدند. دختر و پسر ديگر را هم ديد كه كنار هم ايستاده، سرگرم بوسيدن هم بودند.

پياده رو را طى كرد، روى نيمكت نشست و شن‌ها را از كف پايش‏ پاك كرد. بعد كفشش‏ را پوشيد. ده دقيقه بعد در اتاقش‏ بود. كفش‏هايش‏ را درآورد و روى تخت دراز كشيد. چراغ را روشن نكرد.

كسى به در زد.

»آقاى اسنيد؟«

»بله«

درباز شد. زن صاحبخانه بود، خانم كانرز، شصت و پنج ساله. نمى‌توانست صورت زن را در تاريكى ببيند. از اين موضوع خوشحال بود.

»آقاى اسنيد؟«

»بله«

»آش‏ پخته‌ام، يه آش‏ خوب، مى‌خوام برا شما هم كاسه‌اى بيارم.«

»نه آش‏ نمى‌خوام.«

»اوه، بس‏ كنيد آقاى اسنيد. آش‏ خوبيه. يه آش‏ خيلى خوبى. بذارين يه كاسه ازش‏ بيارم.«

»خب، باشه.«

بلند شد و در صندلى نشست و منتظر ماند. زن صاحبخانه در را بازگذاشته بود. نور از راهرو به داخل اتاق مى‌آمد تكه‌اى از نور، شعاعى از نور روى پاها و زانوانش‏. جايى كه زن كاسه‌ى آش‏ را گذاشت. كاسه اى آش‏ و يك قاشق.

»آقاى اسنيد مطمئنم از آن خوشتان مى‌آد. من آش‏هاى خوبى درست مى‌كنم.«

»متشكرم.«

همانجا نشست و به آش‏ خيره شد. مثل شاش‏ زرد رنگ بود. به حباب‌هاى روغن توى آش‏ چشم دوخت. مدت زمانى همانطور خيره شده بود. بعد قاشق را برداشت و روى كمد گذاشت.

آش‏ را كنار پنجره برد. تورى را بازكرد و آهسته روى زمين ريختش‏. بخار كمى بلند شد. بعد هم تمام شد. كاسه را كنار قاشق گذاشت، در را بست و به رختخواب برگشت.

تاريكتر از هميشه بود. او تاريكى را دوست داشت. تاريكى برايش‏ قابل درك بود.

گوش‏ تيز كرد تا توانست صداى اقيانوس‏ را بشنود. مدتى به صداى اقيانوس‏ گوش‏ داد، بعد آهى كشيد. آهى بلند و جان داد.

**** 

 
< مطلب قبلی   مطلب بعدی >

فهرست مولفین



نشر نارنجستان تقدیم میکند

زندان زنان
زندان زنان
Compare at: $9.00
Our Price: $8.10
You Save: 10.00%
Add to Cart
دیوان کامل ابوالقاسم لاهوتی
دیوان کامل ابوالقاسم لاهوتی
Our Price: $24.00
Add to Cart
دوران سپری نشده
دوران سپری نشده
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart
انجل لیدیز
انجل لیدیز
Our Price: $8.00
Add to Cart
چیستان رویاها
چیستان رویاها
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
ملاحظات فلسفی در دین و علم
ملاحظات فلسفی در دین و علم
Our Price: $12.00
Add to Cart


 

Copyright © 2000 Narangestan.com. All rights reserved
Site Designed and Maintained by Emil Darmo Design