|
صفحه 4 از 5
مثلاً این تعادل در خون که ادامه حیات به سهم بزرگی به آن
بستگی دارد و خیلی مهم است قسمتی به پ. هاش خود ارتباط دارد که بین 30/7 تا
45/7 می باشد.
در بدن انسان عوامل مختلفی مانع یا باعث تغییراتی در پ. هاش
خون می شوند که عبارتند از: عوامل کبدی - کلیوی - ریوی و عوامل داخلی خود خون.
بالا رفتن اسیدیته یا قلیائیت در بدن موجب اختلالات تغذیه ای
و حیاتی می گردد.
حال این پرسش پیش می اید که اگر تعادل پ هاش در بدن و در
هومورها و اخلاط بدنی رعایت شده باشد و خوراکها کاملاً هضم و جذب و دفع شده باشند،
گاز معده یعنی چه و نفخ چه مفهومی دارد؟ حالت تهوع و استفراغ چیست. سبب سرگیجه
کدام است. خستگی و کوفتگی به چه مناسبت عارض می شود. در معده به چه علت و بالاخره
دلیل قرحه معده و اثنی عشر اسهال و یبوست چیست. اینها همه زنگهای خطری هستند که به
ما هشدار می دهد تا بدانیم بدن ما مسموم شده یعنی از تعادل خارج شده است.
یعنی غذاها به تناسب وارد معده نشده است. یعنی رعایت کمیت و
کیفیت و زمان و مزاج و جنس و سال و شغل و کار رعایت نشده است؛ ولی متاسفانه کو گوش
شنوا که به گفته عقلا و مذهبیون توجه کند که گفته اند کمتر بخوریم و یک وعده غذای
خود را به گرسنگان بدهیم.
کو هوشیاری که از پرخوری حذر کند و صد افسوس که
خودخواهی لذت خوردن و شهوت خوردن گوش ما
را کر کرده است.
آنچه گفته شد از نظر مصلحت تغذیه است وگرنه طبیعی است هروقت
مادر شیر نداشت یا مادر مریض بود یا مادر فوت کرد ناچار باید که از شیر دایه یا
شیر گاو و یا شیر خشک استفاده شود و یا هرجا میوه و سبزی تازه نبود می توان از
خشکبار و یا سبزیجات تازه استفاده کرد. همینطور هم هروقت مواد غذایی کافی گیاهی
وجود نداشت ناچار باید از گوشت و غیره استفاده کرد. پس آنچه گفته شد از نظر الاهم
فی الاهم و از نظر برتری و بهبود تغذیه است؛ وگرنه بطوری که می دانیم شکم گرسنه
دین و ایمان و عقل و فهم ندارد و یا پابند منطق و موعظه نیست.
ولی متاسفانه در اثر اشکالات اقتصادی - اجتماعی
دهها مانع و محظور دیگر بشر از راه تغذیه صحیح منحرف شده است.
بشر فعلی چای و یا قهوه می نوشد تا حس گرسنگی را بپوشاند.
چون به طوری که می دانیم چای و قهوه و سایر کولاها از
غذاهای صرف جویانه هستند و به بدن نیرو نمی رسانند.
یا با آتش زدن یک سیگار ما ظاهراً حس طبیعی - غریزی و حقیق گرسنگی خود را می پوشانیم و گول
می زنیم. درست مانند آن طفلی که به جای پستان مادر پستانک کائوچویی بدون شیر را در
دهانش می گذارد.
خوردن چای و از این قبیل تنقلات تغذیه نیست.
اما چه باید کرد؟ آیا با گفتن دردی دوا می شود؟
حداقل آن است که در گفتن اثری است که در نگفتن نیست.
اما آیا به استناد این که تغذیه بشر غلط است می توان
بلافاصله نوع تغذیه را تغییر داد و آن را صحیح نمود؟ و یا ما چنین قدرت و امکاناتی
را دارای هستیم؟ البته خیر!
چه از طرفی معده ما - روده های ما - ترشحات بدن ما - مزاج ما و بالاخره همه و همه به این نوع تغذیه خوب یا بد
خو گرفته و عادت کرده اند و هرگونه تغییری از طرفی محتاج به گذشت زمان و از طرف
دیگر موکول به اتخاذ تصمیم از طرف همه می باشد.
ضمناً نباید فر اموش کرد ما در شهرها زندگی می کنیم نه در
بیابان و در اجتماع تغذیه می شویم نه به طور انفرادی خویشان و بستگانی داریم - میهمان می شویم - میهمان می پذیریم و دهها علل و عوامل دیگر
مانند:
عوامل محیطی -
کشاورزی - اقتصادی - اجتماعی و غیره وجود دارد که به ما اجازه نمی
دهد تا بتوانیم بلافاصله و کاملاً نوع تغذیه را به میل خود تغییر دهیم ولو هرقدر
هم غلط باشد. چون قاعدتاً انسان از هر راهی و بهر کیفیتی که آمده باید کمابیش به
همان شکل و سرعت برگردد پس در امر تغذیه هم بشر که کم کم یعنی در طول سالها و
قرنها به بیراهه رفته است و از راه تغذیه طبیعی و درست کمابیش منحرف شده و به این
زندگی ساندویچی - کنسروی - خوراکهای تصفیه شده - غذاهای سنتتیک و غیره عادت کرده است و یا به
او خورانده اند. لذا باید به همان نسبت و مدت شاید هم کُندتر به شاهراه استفاده از
تغذیه درست و سالم و طبیعی برگردد.
این دین و فرضی است بر دوش بزرگان جامعه و بویژه بر دوش
متصدیان و مسئولان امور بهداشت و تغذیه که باید جامعه را مرتباً هدایت کنند بلکه
شایسته است وسائل و عوامل لازم را بوجود آورند تا تغذیه درست - کافی و سالم در دسترس همه حتی المقدور قرار
گیرد.
تامین خوراک کافی برای جمعیت فعلی دنیا بخصوص برای تقریباً
40 سال دیگر یعنی برای آغاز قرن 21 که این جمعیت بالغ بر 6 بیلیون خواهد بود کار
بسیار دشواری است. موضوعی است که از مدتها پیش توجه علما و متخصصین مواد
خوراکی و بالاخره مسئولان سازمان بهداشت و
سازمان خوراک و کشاورزی جهانی را به خود معطوف داشته است.
به طوری که می دانیم در حال حاضر حدود دوسوم جمعیت دنیا
غیرکافی تغذیه می شوند. ضمناً موضوع تقسیم و رسانیدن مازاد غلات و مواد خوراکی
کشورهای ثروتمند به کشورهای عقب مانده و نیازمند نیز همیشه کار ساده و آسان و پیش
پا افتاده ای نیست.
به عقیده متخصصین مواد خوراکی یکی از عوامل مهم که کمک
شایانی به رفع این نیازمندی می نماید بالابردن و بهبود بخشیدن محصول و موادخوراکی
در تمام کشورها است.
به نظر اعضای کنگره برای این که ما بتوانیم مقدار محصول را
چه از نظر کیفیت و چه از نظر کمیت بالا ببریم به عوامل مهمی از قبیل سرمایه گذاری
کافی - ایجاد کارخانجات - نصب وسائل لازم و بالاخره اطلاعات علمی و فنی
گوناگون نیازمندیم.
به طوری که تخمین زده اند برای کمک به کشورهایی که در حال
توسعه می باشند باید در حدود پنجهزار بیلیون دلار یعنی تقریباً معدل ده برابر کمک
فعلی به این کشورها مساعدت شود.
ولی به جای توجه اساسی به این موضوع مهم متاسفانه مدتی است
شیمیستها دست به کار تهیه اغذیه مصنوعی زده اند مثلاً:
در فرانسه از پارافین پروتئین می سازد.
در آلمان از ذغال سنگ کره تهیه می کند.
در انگلستان بوسیله گاز مکانیک که با علف چرا می کند شیر
تهیه کرده اند. آیا بهتر نیست که شیمیست ها بجای این همه صرف وقت و پول بیشتر
همگام با طبیعت قدم بردارند؟ بعنی به جای تهیه مواد مصنوعی که اثر نباتی آن به هیچ
وجه روشن نیست بر کمیت و کیفیت مواد گیاهی و کشاورزی بیافزایند.
اما راجع به پرخوری و کم خوری. ما همیشه می گوییم که نیم یا
دو سوم مردم دنیا گرسنه اند؛ ولی درباره علت آن سخن نمی گوییم و اگر چه علل مختلفی
موجه این وضع است اما واضح ترین علت آن است که نیمی از ما مردم غذای نیم دیگر مردم
دنیا را احتکار می کنیم و نه فقط زیادی و بیش از اندازه می خوریم؛ بلکه حتی زیاد
می نوشیم. مگر ما گاو و گوسفند هستیم که از نظر اقتصاد برای زیادی گوشت مثل حیوان
زیاد بخوریم؟ ما چه احتیاجی به افزایش وزن و یا به زیادی گوشت و یا به فراوانی
چربی در بدن داریم؟
مگر پژوهش ها نشان
نداده اند و یا مگر ما به چشم خود نمی بینیم آنان که لاغرترند سالمترند و از عمر
طولانی تر و زندگی راحتتر بر خوردارند.
پس این دانسته ها برای چیست؟ پس این تشخیص ها به چه درد می
خورد؟
یک روز که روزه می گیرید ببیند که آب ساده و یک تکه نان خشک
چه غذای کاملی است و چه نشاطی به شما می بخشد و این نشاط و احساس لذت فقط بدان سبب
است که تمام آن مواد هضم و جذب می شود وگرنه چرا در موقع عادی این لذت به این شدت
احساس نمی شود.
|