|
بخشی از پیشگفتار کتاب «طاهره قره العین، شاعره آزادیخواه و ملی ایران» نوشته معین الدین محرابی
قره العین شاعری آزادیخواه
است که بنا به داشتن عقیده ای خاص، مورد بغض اکثریت مورخین و صاحب قلمان درباری
عصر خویش واقع شده، و بدین روی آن گونه که شایسته و بایسته شخصیت انقلابی وی بوده،
معرفی نشده است. و آنانی نیز که وی را در زمره اصحاب فکری خویش خوانده اند، گاه در
معرفی او چنان راه غلو و گزافه پیموده اند که مطالعه آثارشان نیز آنچه را که باید
از زندگی وی به دست نمی دهد. از این روی روشن نمودن فرازهایی از زندگی طاهره،
به پژوهش همه جانبه نیازمند است.
ما در این کتاب بر آن نیستیم
تا از قره العین موجودی افسانه ای ساخته و با نشاندنش بر عرش اعلا، از هدف خویش که
همانا نگاهی ست به چهره ی یک زن ایرانی بازمانیم. و نیز بر آن نیستیم تا با تکیه
بر فردی چون او، فقط و فقط وی را بنیادگذار آزادی زن در ایران معرفی نماییم. اگرچه
براین باوریم که در جریان تطور و تکامل تاریخ، فرد را اساساً نقشی تعیین کننده
نیست و فراز و نشیبهای تاریخ بدون افراد (شاخصه ها) نیز جهت تکاملی خویش را خواهد
پیمود. و نقش افراد در این میان جز تند و کندی جریان تاریخ چیزی دیگر نخواهد بود،
با اینحال در صحنه تاریخ افرادی را شاهد بوده ایم که تحولات بزرگی را (نیک و بد)
باعث شده اند که ریشه اساسی آن نیز نهفته در شرایط اجتماعی عصر آنان بوده است.
نابغه ای چون قره العین نیز
از این قاعده مستثنی نیست. وی از زمره زنان آزاده و بزرگواری است که در شتاب حرکت
آزادی زن از قیود گذشته نقشی بسزا داشته است. وی تاثیر عمیق و عمده ای را در فکر
آزادی زن و برخورد جدی با مسئله حجاب داشته و همچنین برجستگی خاصی را در شکستن
سنتهای گذشته ایفا نموده است. بدون شک آرمان طلبی اجتماعی او با بهم ریزی باوری
قرون گذشته، نه تنها نشانی از رشد کمال عقلی و پاکدلی او، که حکایت از بلوغ
مبارزاتی زنان در به دست گیری حقوق حقه پایمال شده اشان دارد.
قره العین شاعری ست که با
تفکرات آزادیخواهانه ی خویش، آتشی را بر بنیان معتقدات قرون گذشته فرود آورده،
نسلی را به یگانگی ای کامل، و آن نیز فارق از نرینگی و مادینگی فراخوانده است. او
صریح و روشن مظهری است از صداقت که به آزادی زن معتقد، و بدان نیز تا پای جان
پایند است و دکترین سیاسی اجتماعی خویش را نیز مبارزه با اختلافات شدید طبقاتی و
نیز دفاع از زنان قرار داده است.
قره العین، سمبل برجسته است
از یک زن، که در طی حیات 36 ساله خویش لحظه ای از مبارزه با اوهام و خرافات باز
نماند. قره العین فریادی است برخاسته از دل زمان، فریادی از اعماق، از اعماق دردها
و رنجهای زن ایرانی که هنوز هم به گوش می رسد. فریادی است راه جسته در تکامل تاریخ
که مع الاسف نام و آوازه اش گرفتار مورخین وابسته به دربارها و خانها شده، که آنان
نیز چهره اش را در هاله ای از ابهام نهاده، با زشت ترین عناوین همراه نموده اند. ولیکن اصلی است مسلم
که شعور عمومی در مقابل حقایق اجتماعی گمراه نخواهد ماند و دیر یا زود به شناخت
ذاتی آن پدیده پی خواهد برد.
از جمله ویژگیهای مورخان
وابسته به دربارها و خان ها (فئودالها) را چنین می توان برشمرد:
1- بی توجهی کامل آنان به وضع
زیست اجتماعی مردم و اشکال گونه گون بهره کشی های ظالمانه.
2- نسبتها و توهین های کینه
ورزانه به جنبشها و شخصیتهای مردمی.
پس بی جهت نیست که مورخینی از
این دست، قلم را به تحسین قتل عام های خلقِ برآشفته از ستم برداشته اند، و در جای
جایِ کتابهای خویش، خوارج سیستان را زندیق و کافر، اسماعیلیه را ملعون و کافر،
حروفیه را ملحد، نقطویه را مردود و زندیق، و بالاخره بابیان را فتنه باغیه و خبیث
و کافر معرفی نموده اند. و از چهره ی بزرگ و انقلابی ای چون قره العین با عناوینی
رکیک و زشت یاد کرده اند.
شخصیت و چهره واقعی قره العین
چون دیگر شخصیتهای بزرگ و مردمی گرفتار دو فرقه شده است:
1- مورخین و نویسندگان درباری
و خانی.
2- نویسندگانی که با حب و بغض
های کور عقیدتی چهره وی را به ترسیم کشیده اند.
پرواضح است که آثار و نوشته
های این دو فرقه چه ابهامات و ناروشنی هایی را در عرصه ی شناخت زندگی و شخصیت
واقعی قره العین پدید آورده اند. به گونه ای که نویسندگان معاصر ما را نیز اگر حمل
بر بی توجهی ها و کم توجهی هایشان ننماییم در روشن ترین و واضح ترین مسائل، به
اشتباه افتاده اند.
|