کتابفروشی

کتاب

خبرنامه نارنجستان

برای اطلاع از تازه ترینهای نارنجستان و دریافت کوپنهای تخفیف, مشترک خبرنامه ما شوید.






We Are

Official PayPal Seal

 
Show Cart
Your Cart is currently empty.


List All Products
صفحه اول arrow مصاحبه ها arrow گفتگو با امیر کاستاریکا وجدان بیدار کولیان
Tel: 310.477.1757
سگ ولگرد و داستانهای دیگر - گویا
سگ ولگرد و داستانهای دیگر - گویا
Our Price: $23.00
Add to Cart


من چراغها را خاموش می کنم
من چراغها را خاموش می کنم
Compare at: $12.00
Our Price: $11.40
You Save: 5.00%
Add to Cart


زندان زنان
زندان زنان
Compare at: $9.00
Our Price: $8.10
You Save: 10.00%
Add to Cart


خاطرات سپهبد پالیزبان
خاطرات سپهبد پالیزبان
Our Price: $16.00
Add to Cart


مراسم به نمایش درآوردن یک دیکتاتور
مراسم به نمایش درآوردن یک  دیکتاتور
Compare at: $10.00
Our Price: $9.00
You Save: 10.00%
Add to Cart


درباره نارنجستان

نارنجستان سایت رسمی نشریه، نشر و کتابفروشی ‏نارنجستان می باشد. 

 

بهمن سقایی: مدیر سایت  و ویراستار مطالب
امیل دارمو:  مسئول فنی و طراحی سایت

 

به نشانی زیر با ما تماس بگیرید 

Narangestan 
10920 Wilshire Blvd
# 150-9112
Los Angeles,
CA 90024
 
Tel: 310 4771757 


برای همکاری با نشریه و یا مشاوره در زمینه نشر ‏کتاب با ما تماس بگیرید. ‏
پاسخگویی به پرسش ها در این زمینه جزو وظایف ‏ماست.‏

تازه ترینها

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی

همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها

تقویم نارنجستان

M T W T F S S
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31 1 2 3 4
No Latest Events
گفتگو با امیر کاستاریکا وجدان بیدار کولیان | چاپ |  پست الكترونيكي
امیر کاستاریکا   

بلگراد هيچ وقت آن طور كه بايد و شايد به شما روي خوش نشان نداد، شما چه طور فكر مي كنيد؟

من در زمان بچگي، يك راست از كوچه پس كوچه هاي بالكان به بلگراد آمدم. هميشه احساس دلبستگي شديدي نسبت به اينجا داشتم، چون از همين جا بود كه به سرتاسر دنيا سفر كردم. از بلگراد، وارد دانشكده پراگ شدم و از اين بابت مديون عمويم هستم. از اينجا بود كه به همه كشورهاي دنيا سرزدم و زماني كه كاملا حس كردم به اندازه كافي كشورهاي مختلف را ديدم، دوباره به بلگراد برگشتم. اينجا، نيويورك بالكان است. جايي كه با وجود ويراني تدريجي و ساختار عجيب و غريبش، همواره به عنوان مركز زندگي سياسي و فرهنگي بالكان شناخته شده است. شايد اينجا ديگر مثل سابق در من شور و هيجان ايجاد نكند، اما من هم درست مثل همين جا، آدمي چندپاره ام: بخشي از من در آرژانتين است و بخشي ديگر در فرانسه و ژاپن و مطمئنا در بلگراد. به هرحال، من در بلگراد هميشه مخاطبان زيادي داشته ام.

وقتي كه از شهر خودتان طرد شديد و ديگر اجازه ورود به شما داده نشد، چه احساسي داشتيد؟

          بهتر است سئوالم را جور ديگري بپرسم آيا سارايوو نقطه آغازي براي رسيدن به چيزهاي مهم ديگري بود؟ اگر ما با جنگ و اين تراژدي عظيم روبه رو نشده بوديم، خيلي دوست داشتم هرساله مدتي را در سارايوو سركنم، اما متأسفانه تمام بدبختي ها در اين شهر رخ داد و همين باعث شد تنفر و خصومت من دوچندان شده و رفتار قاطع تري را در پيش بگيرم. ما به لحاظ ايدئولوژيكي دشمن هم بوديم و همين مسئله باعث درگيري و وارد شدن ضربه به هر دو طرف ماجرا شده خانواده من نيز از اثرات مخرب اين درگيري مصون نماند. اعضاي خانواده من هركدام به مليت گوناگوني تعلق داشتند و به همين دليل خانواده ما مدلي از يك انديشه جهاني بود. سارايوو در دوران جنگ نه تنها از حركت دسته جمعي مسلمان ها و بسيج شدن آنها جلوگيري نكرد و آنها را به جنگ فرستاد، بلكه مسلمان ها را در كشوري جدا و مستقل، دور هم جمع كرد. حال فقط عزت بگوويچ توانايي اين را داشت كه رئيس جمهور كليه مليت هاي درون بوسني باشد. بوسني جايي بود كه ما مي بايست درش زندگي مي كرديم و مدافع و حامي انديشه هاي او مي بوديم. فقط او بود كه حقيقت را به زبان مي آورد و كليه روابطش را با كارادزيچ و ملي گرايان كروات قطع كرد. او در پي به وجود آوردن يك كشور مستقل بود و مي خواست آن را قرباني شرايط جلوه دهد كه البته واقعيت هم همين بود. به نظرم او هم در شرايط به وجود آمده مقصر است. حتي اگر خودش را به خاطر بمباران ها مؤاخذه نكرده باشد، اما رهبران افراطي صرب ها همواره به او روي خوش نشان دادند. هيچوقت نتوانسته ام لحظه اي به اين مسئله فكر نكنم. زماني كه پليس هاي بوسنيايي با لگد در خانه پدر و مادر مرا شكستند و اشياي گرانبهايي را از آنجا دزديدند. به پدر من كه در جريان جنگ جهاني دوم پارتيزان بود، لقب چتنيك دادند. او دوماه بعد از دنيا رفت. آنها بعد از توافق ديتون، دو خانه ما را در ويسوكو ويران كردند، تمام اين اعمال و رفتار براي ما معني مشخصي داشت: «پاكسازي نژادي». من ديگر هيچ دلبستگي اي به سارايوو ندارم. اين اتفاقات بيش از صبر و تحملم بود. البته من هنوز در آنجا خاطرات خوش و دوستان خوبي دارم. اما سارايوو ديگر شهر آزاد و مستقلي نيست. اهالي اين شهر زيرلواي كشور ديگري زندگي مي كنند. خب بگذاريد از منظر ديگري وارد بحث شويم. نتيجه اين جنگ ها چيزي جز تباهي و مصيبت نبود، آنها در تمام طول زندگيشان با چنين بدبختي و بيچارگي زندگي نكرده بودند و فكر هم نمي كنم آنها بتوانند كارادزيچ را مثل يك جنايت كار جنگي محكوم كنند. ببينيد من مي توانستم در اين گفت وگو شيوه مناسب تري را در پيش بگيرم. اما اين كار را نكردم. من از آن دسته آدم ها نيستم. هرچند كه همه جا از من به بدي ياد مي كنند، اما من از سروكله زدن با دشمنانم بسيار خوشحالم.

چرا؟ پاسختان را با پرسش ديگري مي دهم. آيا كشوري در اين دنيا هست كه دشمن نداشته باشد؟

 سرزميني كه مخالف سياسي و دگرانديش در آن جايي ندارد، ديگر كشور نيست. • زندگي در دوران مهاجرت چه چيزي را برايتان به همراه داشت؟ همه چيز خوب و عالي بود. خدا را شكر مي كنم كه در سارايوو و بلگراد زندگي كردم چون قبل از جنگ هم به اين موضوع فكر كرده بودم. اگر در اين ساختار احمقانه و كوته بينانه قرار مي گرفتم، به يقين در فيلم هايم به جز آشفتگي و اغتشاش چيز ديگري، پيدا نمي كرديد. دور از همه آن چشم ها و به دور از احساسات؛ هر زمان كه در جشنواره يا جايي حاضر شدم، فيلم ها و اظهارنظرهايم بحث هاي فراواني را برانگيختند، گروهي آنها را دوست داشتند و گروهي نه. اما من ديگر اينجا را ترك كرده بودم. با همه اين حرف ها به كساني كه از من خوششان نمي آيد يا نسبت به من انديشه هاي بسيار بدي را در سر مي پرورانند، توصيه مي كنم كه فيلم بسازند، چون فيلم تنها زباني است كه آن را مي فهمم. فيلمسازي كار بسيار راحتي است. فيلمي درباره صرب ها، با مضامين متنوع و متفاوت، پيام شما را به سرتاسر دنيا مي رساند و خب آنها هم حرف هاي شما را مي پذيرند.

 • چرا ديگر با گوران برگويچ [آهنگساز دوران كولي ها، روياي آريزونا و زيرزمين] حتي يك كلمه هم حرف نمي زنيد؟

گوران برگويچ آدمي كاملا مدرن است. او اول جيب تان را مي زند و بعد شما را با پول خودتان به شام دعوت مي كند. گوران در ابتدا خودش را خيلي صميمي و همراه نشان مي دهد، همان طور كه با من هم همين رفتار را در پيش گرفت، اما بعد در هنگام بروز مشكلات و سختي ها خودش را با ظاهري كاملا حق به جانب كنار مي كشد. او به خاطر دوستي من با ايگي پاپ توانست موسيقي «روياي آريزونا» را بسازد، ما بعد از سال ها تلاش متوجه شديم او موسيقي فيلم را از جايي دزديده است وحالا مي بايست بابت آن جريمه پرداخت كند، اوسرمن و ايگي كلاه گذاشت و پخش سي.دي موسيقي فيلم ممنوع شد. با وجود همه اين حرف ها، گوران استعداد و توانايي فوق العاده اي دارد و من اين استعداد خارق العاده او را، بي هيچ حرفي تحسين مي كنم. ببينيد، تا به حال چندين بار در زندگي ام، درباره آدم هاي خاصي، بسيار بد قضاوت كرده ام كه اين قضاوت غلط من نتايج تاسف انگيزي را به دنبال داشته است. با اين وجود آدم ها هميشه اندكي از ارزش هاي اخلاقي و معنوي را در وجودشان حفظ مي كنند. قرار هم نيست دوستان من، آدم هاي بي عيب و نقصي باشند. خيلي سخت است كه از زبان قاضي فرانسوي بشنويد، موسيقي فيلمتان اثري دزدي بوده است. گوران به من گفت كه به خاطر فشارهاي عصبي و ترسم از او طرفداري نكردم! ديگر دوران اين حرف ها براي من گذشته. من بيست سال پيش با ساختن فيلم هايم همه اين رفتارها را كنار گذاشته بودم و حالا او تازه داشت همان كارها را تكرار مي كرد. درست مثل يك مبتدي كه دنيا را تازه كشف كرده باشد.

شما هنوز هم با كسي زد و خورد مي كنيد؟

 نه خيلي شانس اين كار را پيدا نكرده ام. من تقريبا زندگي اجتماعي مشخصي نداشته ام. خيلي از خانه ام بيرون نمي روم چون كه حساسيت هاي من براي روابط عميق فشرده چندان قابل قبول نيست. آن زمان كه برگمن خبرنگاري را كتك مي زد شما با دنيايي طرف بوديد كه فيلم هاي او را با جان و دل دوست داشتند اما در موقعيت آدمي مثل من مسائل پيش آمده هيچ ربطي به فيلم هايم نداشت. بلكه همه چيز به اظهارنظرها، دروغ ها و حماقت ها بر مي گشت.بعضي از مردم حرف هايي شبيه اين را به زبان مي آوردند: «كاستاريكا و سيدران فيلم هاي ماركسيستي و بنيادگرايانه مي سازند.» در برخورد با اين آدم ها احساس فوق العاده بدي دارم. راستش را بخواهيد از شنيدن اين دروغ هاي احمقانه عذاب مي كشم. با خودم مي گويم اين ها چه طور به خود اجازه مي دهند چنين دروغ هايي را بگويند حالا چه طور مي توانم به آنها بفهمانم كه دارند اشتباه بزرگي را مرتكب مي شوند؟ من از نزاع و درگيري بيزارم و خب شانس با همين آدم هاست چون من زياد در مجامع عمومي ظاهر نمي شوم.

پس انتقام گرفتن را كنار گذاشته ايد؟

من ديگر همه اين مقولات را فراموش كرده ام... حتي زماني كه آنها حد و حدود خود را نمي شناسند و مرزهاي اخلاقي را هم زير پا مي گذارند، من طبيعت آرامي دارم اما واقعا دلم مي خواهد نسبت به اين آدم ها و زندگي خودم واكنش نشان دهم. به هر حال من آدم كله شقي هستم.

نظرتان درباره اين حرف مردم چيست كه مي گويند كوشتانيتسا آدم ناسيوناليستي است؟

خب، مثل اين كه ما وسايلي داريم كه مشخص مي كند چه كسي ناسيوناليست است چه كسي نيست! و احتمالا معيار وطن پرست بودن، نخوردن همبرگر و كوكاكولاست. مردم مي گويند او ناسيوناليست است چون شبيه شارل دوگل حرف مي زند اما در عمل مي بينيد كه رفتارهاي او چنين چيزي را نشان نمي دهد.ما هميشه در حال دسته بندي اشخاص ديگر هستيم. زمانه، زمانه ناسيوناليست بودن است. در زمان تيتو، صرب هاي ناسيوناليست آدم هاي باهوشي بودند كه مي توانستيم با آنها بحث و جدل كنيم. واقعا خنده ام مي گيرد وقتي كه مي شنوم كسي كه دارد در هلسينكي براي كميته حقوق بشر كار مي كند، در جايي مي نويسد كوشتانيتسا يك ناسيوناليست - سوسياليست... كوشتانيتسا به سرزمين مادري اش عشق مي ورزد و احساسات ملي دارد اما من هيچ مليتي ندارم تنها پيوند من با صربستان، زبان مادري ام است اما به من هم لقب ناسيوناليست داده بودند. اين گونه است كه اگر مليتي نداشته باشيد و اگر به خدا ايمان نداشته باشيد آن وقت يك ناسيوناليست هستيد چون به راحتي مي گوييد كه ريگان سربازان آمريكايي را به نيكاراگوئه فرستاد تا به اسم سياست همه مردم را قتل عام كنند. فاميلي من و كوشتانيتسا شبيه به هم است . من هر وقت او را مي بينم سر اين مسئله با او شوخي مي كنم. يك بار بهش گفتم: زماني كه تو رئيس جمهور شدي من پيغام تبريك دريافت كردم. يكي از دوستان يوناني ام به خاطر رياست جمهوري صربستان دوران خوشي را برايم آرزو كرد. آنها مي گفتند وقتي واسلاو هاول موفق شد پس من هم حتما مي توانم رئيس جمهور بشوم.

حالا كه دادگاه ميلوشويچ در لاهه برگزار شد فكر نمي كنيد بهتر بود او را در بلگراد محاكمه مي كردند؟

 ببينيد ما هزار و يك مشكل داريم. اگر در جايگاه رياست جمهوري قرار بگيريد هر كسي مي تواند عليه شما شكايت كند. به نظر من در آمريكا فضاي اجتماعي آن قدر ها هم توسعه يافته نيست. آمريكا كشوري است كه رئيس جمهورش دستش را روي انجيل مي گذارد و به راحتي آب خوردن دروغ مي گويد. دادگاه ميلوشويچ براساس مدارك، جرم ها و شواهدي نادرست تشكيل شد. اگر به آنها بگوييد او سوگند دروغ خورد و تمام قسم هايش را زيرپا گذاشت آنها به شما مي گويند مسئله مهمي نيست. اما اگر رئيس جمهور آمريكا يك رابطه نامشروع داشته باشد آنها آن را شديدا برجسته مي كنند. در اين فضاي احمقانه و عجيب من واقعا متعجبم كه چه طور ممكن است قانون اساسي بوسني هرزگوين در واشنگتن نوشته شده باشد؟ البته امروز هر چيزي ممكن است. من آدم هايي را مي شناسم كه در دوران جنگ مخالف سرسخت ميلوشويچ بودند و امروز جزو ميهن پرستان واقعي به حساب مي آيند و حال از تمامي جنايت هاي جنگي شان دفاع مي كنند. اگر او واقعا جنايتكار جنگي است پس من به شما مي گويم حقيقت اين دادگاه چيزي شبيه پيش داوري است. او قبل از رسيدگي به اتهاماتش محكوم شده است. در اروپا همه معتقدند پرونده او مختومه است. در حقيقت همه چيز او زير سئوال رفته و چه به لحاظ خط مشي سياسي و چه به لحاظ منش و كردار شخصي اش محكوم شد. من درباره اين دادگاه سئوال هاي زيادي دارم چه كسي اين دادگاه اروپايي را بر پا كرده؟ آمريكا صلاحيت قضايي چنين دادگاهي را ندارد. هر جور كه بخواهيم نگاه كنيم ساختن يك مليت بزرگ كار ايده آلي است. به نظرم دادگاه ميلوشويچ سرانجام در همين كشور برگزار مي شود. بالاخره روزي اين اتفاق خواهد افتاد، منتظر باشيد.

 
< مطلب قبلی   مطلب بعدی >

فهرست مولفین



نشر نارنجستان تقدیم میکند

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
Our Price: $15.00
Add to Cart
زندان زنان
زندان زنان
Compare at: $9.00
Our Price: $8.10
You Save: 10.00%
Add to Cart
خون به راه خدا
خون به راه خدا
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
Our Price: $25.00
Add to Cart
مراسم به نمایش درآوردن یک دیکتاتور
مراسم به نمایش درآوردن یک  دیکتاتور
Compare at: $10.00
Our Price: $9.00
You Save: 10.00%
Add to Cart
قرآن و مثنوی
قرآن و مثنوی
Compare at: $36.00
Our Price: $32.40
You Save: 10.00%
Add to Cart


 

Copyright © 2000 Narangestan.com. All rights reserved
Site Designed and Maintained by Emil Darmo Design