کتابفروشی

کتاب

خبرنامه نارنجستان

برای اطلاع از تازه ترینهای نارنجستان و دریافت کوپنهای تخفیف, مشترک خبرنامه ما شوید.






We Are

Official PayPal Seal

 
Show Cart
Your Cart is currently empty.


List All Products
صفحه اول arrow تغذیه وتندرستی arrow ريشه طب مدرن: پاستور و تئوری ميکروب
Tel: 310.477.1757
دیوان ایرج میرزا
دیوان ایرج میرزا
Compare at: $15.00
Our Price: $13.50
You Save: 10.00%
Add to Cart


سگ ولگرد و داستانهای دیگر - گویا
سگ ولگرد و داستانهای دیگر - گویا
Our Price: $23.00
Add to Cart


نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
Our Price: $25.00
Add to Cart


دوران سپری نشده
دوران سپری نشده
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart


چیستان رویاها
چیستان رویاها
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart


درباره نارنجستان

نارنجستان سایت رسمی نشریه، نشر و کتابفروشی ‏نارنجستان می باشد. 

 

بهمن سقایی: مدیر سایت  و ویراستار مطالب
امیل دارمو:  مسئول فنی و طراحی سایت

 

به نشانی زیر با ما تماس بگیرید 

Narangestan 
10920 Wilshire Blvd
# 150-9112
Los Angeles,
CA 90024
 
Tel: 310 4771757 


برای همکاری با نشریه و یا مشاوره در زمینه نشر ‏کتاب با ما تماس بگیرید. ‏
پاسخگویی به پرسش ها در این زمینه جزو وظایف ‏ماست.‏

تازه ترینها

میم - خوابنامه مارهای ایرانی
میم - خوابنامه مارهای ایرانی

همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان

سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها
سلسله احیاگران - مجموعه سخنرانی ها

تقویم نارنجستان

M T W T F S S
301 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31 1 2 3
No Latest Events
ريشه طب مدرن: پاستور و تئوری ميکروب | چاپ |  پست الكترونيكي
دکتر مریم آذر- دارای برد فوق تخصص در دستگاه گوارش   

       gol1-2دو دانشمند فرانسوی: "ماتياس شليدن"- Matthias Schleiden- و "تئودور شوان" – Theodor Schwan- تئوری جهانشمول سلولی را بنا نهادند. بر مبنای اين تئوری وجود تمام موجودات زنده از سلولها ساخته شده و رشد و نمو آنان نيز در گرو فعاليت و رشد و نمو اين سلولها ميباشد. تئوری سلولی همچنين اعلام میداشت که سلولها بافتها را بوجود می آورند، بافتها اعضا، اعضا دستگاهها و بالاخره دستگاهها بدن موجودات زنده را ميسازند. پيدايش علومی چون: جنين شناسی، آسيب شناسی سلولی، فيزيولوژی سلولی، و ايمنی شناسی و بسياری علوم بيولوژيک ديگر بر پايه همين تئوری سلولی بنا شده است. تئوری سلولی همچنين باور دارد که سلولهای بسيار کوچک و ذره بينی به نام باکتری و ويروسها و تک سلوليهای ديگر وجود دارند که در خارج از بدن موجودات زنده و در محيط اطراف زندگی کرده قادر هستند به بدن گياهان، يا حيوانات حمله نموده و صرف نظر از هر عامل دیگری از جمله صرف نظر از شرایط درونی و میزان سلامت آن موجود باعث بیماری و حتی مرگ او گردند. بجز این دو نفر، تعداد دیگری از دانشمندان هم عصر پاستور از جمله خود او نیز این نظریه را عرضه نمودند

 

 

من مداوما در تلاش اين بوده ام که مغزم را آنقدر باز نگه دارم که هر باور کهنه ای را هرقدر هم گرامی و هر قدر درست به محض اين که حقايق ضدش را ثابت کردند کنار بگذارم. به راستی نيز که چاره ی ديگری نداشتم جز اين که چنين عمل کنم چارلز داروين در سال 1939

 

          دو دانشمند فرانسوی: "ماتياس شليدن"- Matthias Schleiden- و "تئودور شوان" – Theodor Schwan- تئوری جهانشمول سلولی را بنا نهادند. بر مبنای اين تئوری وجود تمام موجودات زنده از سلولها ساخته شده و رشد و نمو آنان نيز در گرو فعاليت و رشد و نمو اين سلولها ميباشد. تئوری سلولی همچنين اعلام میداشت که سلولها بافتها را بوجود می آورند، بافتها اعضا، اعضا دستگاهها و بالاخره دستگاهها بدن موجودات زنده را ميسازند. پيدايش علومی چون: جنين شناسی، آسيب شناسی سلولی، فيزيولوژی سلولی، و ايمنی شناسی و بسياری علوم بيولوژيک ديگر بر پايه همين تئوری سلولی بنا شده است. تئوری سلولی همچنين باور دارد که سلولهای بسيار کوچک و ذره بينی به نام باکتری و ويروسها و تک سلوليهای ديگر وجود دارند که در خارج از بدن موجودات زنده و در محيط اطراف زندگی کرده قادر هستند به بدن گياهان، يا حيوانات حمله نموده و صرف نظر از هر عامل دیگری از جمله صرف نظر از شرایط درونی و میزان سلامت آن موجود باعث بیماری و حتی مرگ او گردند. بجز این دو نفر، تعداد دیگری از دانشمندان هم عصر پاستور از جمله خود او نیز این نظریه را عرضه نمودند. هرچند پاستور به دلیل شهرتی که در جامعه علمی آن زمان فرانسه داشت و همچنین به دلیل موقعیت علمی محل کار و تحقیقاتش بیش از دیگران معروف گردیده تئوری سلولی را به او نسبت دادند. پاستور در سال 1864 با نشان دادن و اثبات وجود باکتریها و اجرام ذره بینی نتیجه گیری کرد که این موجودات همچنانکه عامل ایجاد بیماری در موجودات زنده آزمایشگاهی می باشند میتوانند در بدن انسان نیز تولید بیماری کنند. پس عامل بیماری در انسان میکروبها و موجودات ذره بینی مختلف میباشند که به وفور و به انواع و اقسام در محیط زیستی ما وجود دارند. او همچنین اعلام کرد که این موجودات ذره بینی قادرند در بیرون از بدن موجود زنده به تکثیر و تولید مثل پرداخته سپس به بدن موجودات زنده ازجمله انسان حمله کرده باعث ایجاد بیماری در آنان شوند. تئوری میکروب بعنوان عامل بیماری باعث تغییر و تحولات بزرگی در سیستم درمان و برخورد به بیماری و شخص بیمار گردید. اولا این تئوری مطلقا مسئولیت شخص بیمار را در ایجاد بیماری خویش به واسطه نوع زندگی و تغذیه غلط را حذف نموده و عوامل شریر محیطی و خارجی را که گویی تنها دلیل زیستشان حمله کردن به بدن موجودات دیگر و تسخیر آن و ایجاد بیماری میباشد موجب بیماری اعلام نمود. به شخص بیمار آموخته شد که او در بوجود آوردن بیماری خود از هرگونه تقصیری مبراست و حتی اگر تمام اصول سلامت را نیز مراعات کند هرآن در معرض خطر حمله این عوامل خارجی و از پا درآمدن میباشد. بعلاوه این تئوری به طور کامل باعث شد که مسئولیت بهبودی نیز از گرده شخص بیمار برداشته شده به شخصی به نام پزشک که قادر به شناخت و معالجه بیماری میباشد واگذار گردد. این موضوع باعث تغییر و تحول عمیقی در رابطه بیمار با پزشک و با بیماری و سلامت خویش و رابطه پزشک با بیمار و بیماری گردید. پس از آن به مردم آموخته شد که از باکتریها و ویروسها ترسیده مدام در فکر سر به نیست کردن آنها و حفاظت بدن و محیط اطراف خود از این موجودات باشند. بر مبنای تئوری میکروب مسئله انتقال بیماری از یک شخص به شخص دیگر یا از حیوانات به انسان و بالعکس نیز مورد قبول و باور قرار گرفت. مردم امروزه باور دارند که بهبودی نیازمند عاملی قوی و خارج از بدن شخص میباشد، چیزی مانند آنتی بیوتیکها، تا با عامل بیماری (میکروب) مبارزه نموده آن را سر به نیست کند. پاستور در حقیقت یک شیمیدان و فیزیست بود و از بیولوژی و علوم مربوط به بدن موجودات زنده کمتر اطلاع داشت. هرچند به دلیل تشخص و مورد قبول بودنش در جامعه علمی آن زمان فرانسه تئوری میکروب و نتایج حاصله از این تئوری بسیار سریع پذیرفته شد. نتیجه این پذیریش تغییر 180 درجه علم پزشکی و سلامت از "سیستم طبیعی و سنتی روش درمان" به نوع نگاه پزشکی "مدرن" بود. آنگاه وحشت از میکروب و مبارزه شبانه روزی با ان و غلبه برآن سرآمد کار پزشکان و شرکتهای دارویی گردید. این نوع نگاه که بیماری را پدیده ای خارج از بدن و سوای نوع زندگی و تغذیه فرد بیمار میداند به سایر شعب پزشکی نیز کشیده شد و در نتیجه در مورد بیماریهای غیرعفونی نیز که عامل ویروسی یا میکروبی شناخته شده ای برای آنان مقرر نگردیده بود همین روش مبارزه از طریق دارو اعمال گردید. عامل ارثی بعنوان ایجاد یا انتقال بیماری که این روزها بسیار باب و مد شده است نیز از همین نگرش سرجشمه میگیرد که بیماری نه بر اثر روش نادرست تغذیه و زیستی بلکه توسط عواملی خارجی که بدن را از بیرون مورد حمله و یورش قرار میدهد ایجاد میشود. شخص بیمار در مورد ایجاد بیماری خود بیگناه بوده هیچ مسئولیتی در این مورد به عهده ی او نیست. بیماری پدیده ای خارجی است و ارتباطی به شرایط بدن شخص بیمار ندارد. مسئولیت بهبود بیماری به عهده پزشک میباشد که به کمک دارو یا اعمال جراحی باید بیمار را معالجه نماید و اگر پزشکی توان معالجه بیماریی را نداشت حاذق نیست و باید به سراغ پزشکهای دیگری که از این توان برخوردارند رفت. در نتیجه بیمار در مورد سلامت خود نیز مسئولیتی به عهده نداشته شخصی منفعل است که تنها به علت بد شانسی یا مورد حمله میکروبها قرار گرفته و یا عوامل بد ارثی را از والدین و نزدیکان خود به ارث برده است. سپس جامعه پزشکی همچنين به مردم توصیه کرد که برای خلاصی از شر میکروبها غذاهای خود را به طور کامل پخته و نوشیدنیهايی از قبیل آب و شیر را نیز پیش از نوشیدن به درجه جوش برسانند. پختن غذاها و «پاستوریزه» کردن شیر برای از بین بردن میکروبها که باعث از بین رفتن مواد زنده موجود در آنان از قبیل ویتامینها، آنزیمها و بخش بزرگی از مواد معدنی میگردید به کمبود این مواد در بدن انجامیده خود بیشتر و بیشتر به ایجاد بیماریها دامن میزد. از سوی دیگر مبارزه با میکروبها از طریق ساختن داروهای مختلف ضد میکروب مانند آنتی بیوتیکها و همچنین مواد شیمیایی و پاک کننده ها نیز آغاز گردید که خود باعث عوارض جانبی فراوان و ایجاد بیماریهای دیگری در مصرف کنندگان آن میگردید. در همان زمان دانشمند دیگری به نام «رابرت کخ» که معاصر پاستور بود تئوری میکروبی را از طریق ارائه اصول زیر زیر سئوال برد: 1- اگر میکروب باعث بیماری میشود پس باید نشان دهیم که در هر نمونه ای از یک بیماری مشخص آن میکروب خاص تولیدکننده ی آن نیز در بدن وجود دارد. 2- اگر بیماری وجود ندارد آن میکروب خاص هم نباید در بدن وجود داشته باشد. 3- میکروبی که باعث بیماری میشود باید قادر به ادامه زندگی به طور مستقل در خارج از بدن موجود زنده باشد. 4- باید قادر به وارد شدن به بدن موجود زنده بوده و ورودش باعث ایجاد بیماری شود. 5- باید هربار که میکروبی وارد بدن میشود باعث ایجاد بیماریی که به آن میکروب نسبت داده میشود گردد؛ وگرنه ایجاد رابطه علت و معلولی بین آن جرم و بیماری را نمی توان درست دانست. امروزه پزشکان و دانشمندان به خوبی به این مسئله آگاهند که در تمام موارد بیماریهای عفونی نمی توان میکروب ایجاد کننده آن بیماری را در بدن یافت. در 28 تا 40% نمونه های دیفتری، باسیل دیفتری غایب می باشد. این مثال در مورد بسیاری از نمونه های بیماری سل، تب حصبه، عفونت ریه و بسیاری از بیماریهای دیگر صادق است. در مورد اصل دوم کخ همه به خوبی میدانیم که بسیار اوقات میکروبهای «بیماری زا»ی مختلف در بدن حیوانات و انسان زندگی می کنند که هیچگونه عارضه ی بیماری تولید نمی نمایند. همچنین چنان که در مقاله ای تحقیقی که در سال 1977 توسط "باب زورا" – Bob Zuraw- و "باب لوینسکی"-Bob Lewunski – منتشر گردید، نشان داده شد، وارد نمودن میکروب به بدن بسیاری از حیوانات و انسانها چه از طریق دهان، سیستم تنفسی یا حتی از راه خون تولید هیچگونه بیماری نمی کند. بنابراین تمام اصول نامبرده توسط کخ عملا در مورد تئوری جرم و بیماری صادق نبوده و با نظریه پاستور و تئوری میکروب به مثابه عامل بیماری در تضاد قرار میگیرد. "کلود برنار –Claude Bernard (1878-1813) دانشمند بزرگ دیگر فرانسوی نیز بارها تئوری پاستور را زیر سئوال برده اعلام میکرد که وضعیت عمومی و سلامت بدن فاکتور مهمی در ایجاد بیماری میباشد؛ ولی این ایده از طرف سازمان پزشکی و در نتیجه مردم مطلقا نادیده گرفته گردید. برنارد و پاستور بارها و بارها در زمان خود در مورد اهمیت محیطی که باعث میشود میکروبها در آن به زیست و نشو و نما ادامه دهند مجادله و بحث کردند. براین مبنا میکروبها تنها در بدن یا ارگانی که در حال پوسیدگی و فرتوتی است توان رشد و نمو داشته و حضور آنان در یک بدن سالم توان ایجاد هیچگونه عارضه ای را ندارد. آنها باعث بیماری نبوده؛ بلکه در عضو یا بدنی که در اثر عوامل دیگر که از آنان نام خواهیم برد پوسیده و فرتوت گردیده اند توانِ رشد و نمو پیدا نموده با رشد خود باعث تجزیه سلولهای فاسد، مرده و نابود شده میگردند. چنان که از یادداشتهای شخصی و نظریات بعدی او پیداست پاستور خود در مطالعات بعدی اش دچار شک و تردید در مورد نظریه میکروب بعنوان عامل بیماری گردید. او در طول مطالعات خود دریافت که میکروبها در زمان حیات خود بر مبنای شرایط محیطی دچار تغییرات فراوان گردیده قادر به تغییر شکل بوده از فرمی به فرم دیگر در می آیند. مقاومت در برابر آنتی بیوتیکها و سایر مواد ضدمیکروبی یکی از جلوه های همین تغییر فرم میباشد. براین مبنا پاستور در سال 1880 در «تصحیح» نظریه میکروبی اعلام نمود که باکتریها در شرایط طبیعی در محدوده ی خود زندگی کرده فاقد قدرت ایجاد هرگونه ماده سمی یا بیماری زا می باشند. اما هنگامی که این شرایط تغییر کرده و میزبان آنان در اثر عوامل دیگر ضعیف میگردد، آنگاه توان رشد و نمو در محیطی را پیدا می نمایند که قبلا بدانان این اجازه را نمیداد. بنابراین یک بدن سالم در برابر بیماریها مقاوم بوده هیچ موجود یا عامل خارجی بر آن اثر ندارد. تنها زمانی که این بدن در اثر تغذیه و روش زندگی غلط به ضعف و فرتوتی گراییده است باکتریها که محیط زیست مناسبی برای رشد و نمو پیدا میکنند، نه برای ایجاد بیماری؛ بلکه به منظور تجزیه مواد مرده و در حال مرگ بعنوان بستر رشد خود شروع به فعالیت می نمایند. بارها و بارها بیمارانی را دیده ام که مثلا دارای کلسترول بالا یا دارای بیماری ازدياد فشار خون هستند. برای من به خوبی روشن است که دلایل این بیماری ها تغذیه ی غلط و مصرف مواد حیوانی است؛ ولی سعی دارم این نکته را با واداشتن بیمار به تفکر از زبان خود او بشنوم و همواره بدون استثناء در جواب این سئوال که فکر میکنید چه عاملی باعث بالا رفتن کلسترول یا بالا بودن فشارخون شما می باشد، میگویند: "ارثی است. در خانواده ما خیلی ها دارای کلسترول یا فشار خون غیرمعمولی هستند." با در نظر گرفتن این که معمولا تغذیه افراد یک خانواده بسیار بهم شبیه است جای تعجب نیست که افراد یک خانواده بیماریهای مشترکی داشته باشند. این نگرش عدم مسئولیت شخص بیمار در ایجاد و یا درمان بیماری از همین تئوری میکروب پاستور سرچشمه میگیرد. عمل مثبت باکتريها در بدن باکتریها در طبیعت به حالت سمبیوسیم با دیگر موجودات زندگی میکنند. آنان بخش نرمال و طبیعی بدن تمام موجودات زنده می باشند. آنان در حالت همزیستی Symbiotic - با دیگر موجودات زندگی کرده به آنان در تجزیه و دفع مواد زائد و سمی کمک میکنند. در این راستا باکتریها همچنین به تولید بخشی از مواد غذایی حیاتی و مورد نیاز بدن آن موجود زنده می پردازند. در دستگاه گوارش انسان به طور طبیعی چندین نوع باکتری مفید و لازم زندگی می کنند که وجودشان برای سلامت و عمل طبیعی دستگاه گوارش ضروری است. این باکتریها کمک به تجزیه و جذب مواد غذایی کرده، حرکات دودی معده و روده ها را که در جذب و دفع مواد نقش دارد تحریک و تنظیم نموده، استفاده از مواد غذایی و تغذیه سلولی را تضمین کرده، بالاخره باعث کمک به دفع مواد سمی و ایجاد مدفوع نرم و قابل دفع می گردند. عمل دیگر این باکتریهای مفید جلوگیری از رشد بی رویه باکتریهای مضر در محیط روده و معده میباشند. این باکتریها همچنین عامل مهمی در تولید ویتامین B2 و ویتامینK و هزاران نوع ماده کوچک و ارزشمند دیگر در روده انسان میباشند. باکتریها بخشی حیاتی از زنجیره غذایی در طبیعت میباشند. مواد آلی موجود در گیاهان و جانوران توسط این موجودات ریز ذره بینی تجریه گردیده به مواد بسیار ساده تبدیل شده به خاک برگردانده میشوند تا دوباره توسط گیاهان جذب گردیده از این راه وارد بدن جانوران و انسان شوند. باکتریها در حقیقت نقش آشغال زدایی و از بین بردن مواد زائد تولید شده بر کره زمین از طریق تجزیه تحلیل آن مواد را برعهده دارند. اگر باکتریها نبودند کره زمین و تمام موجودات آن تا به امروز در کثافت و آشغال روزمره تولید شده مدفون شده بودند. باکتریها عین همین نقش حیاتی را در داخل بدن انسان و سایر موجودات زنده بر عهده دارند. بدون باکتریها زندگی غیرممکن است. برخلاف تئوری پاستور میکروبها اولا بدن را مورد حمله قرار نداده ثانیا در بدن ایجاد بیماری نمیکنند. زمانی که میزان مواد سمی در بدن انسان یا حیوانات به دلایل مختلف از حد قابل قبول سلامت بدن بیشتر گردیده، باعث به خطر انداختن حیات ارگانیسم می شود، باکتریها که در دهان، در دستگاه گوارش و در پوست و سایر مخاط بدن زندگی می کنند خود را به عضو یا قسمت بیمار و سمی می رسانند تا با تجزیه این مواد سمی، بدن را از شر آنان خلاص نموده سلامت و بقای آن موجود را به او بازگردانند. زمانی که در بخشی از بدن در اثر مواد سمی مختلف حاصله در محیط یا در مواد غذایی التهاب و عفونت ایجاده شده باشد بدن از طریق دستگاه گردش خون باکتریهای طبیعی موجود در بخشهای مختلف را بدان نقطه منتقل میکند. چرک و عفونت عضو بیمار در حقیقت سلولهای مرده و از بین رفته و یاگلبولهای سفیدی هستند که برای کمک به رفع عفونت به محل آمده اند. آنگاه باکتریها بر روی این چرک و عفونت شروع به کار کرده تا آن را سریعتر تجزیه نموده عمل دفع آن را برای بدن آسانتر نمایند. از این طریق باکتریها خود از تغذیه این مواد عفونی رشد و نمو میکنند. اما با این رشد و نمو، خود در عین حال خدمت گرانبهایی نیز به آن موجود دچار عفونت و بیماری می نمایند. آنچه در این پروسه تولید میشود البته سمی است و باید که توسط بدن دفع شود. بطور خلاصه باکتریها در تولید بیماری نقشی نداشته؛ بلکه موجودات بسیار مفیدی می باشند که کمک به تجزیه و دفع مواد مرده و زاید بدن می نمایند. به همین دلیل در مناطقی از بدن که دچار التهاب یا عفونت می باشند دیده میشوند و به غلط آنها را عامل عفونت و بیماری دانسته اند. براستی باکتریها در پروسه بیماری (درحقیقت بیماری زدایی) نقش مهمی ایفا میکنند ولی عامل ایجاد بیماری نیستند. البته آنان در پروسه تجزیه مواد سمی و مرده ی بدن ایجاد محصولات ((by Products مختلفی میکنند که سمی بوده و باید از بدن خارج شوند. در حقیقت مدفوع و ادرار آکنده از این مواد تولید شده توسط باکتریها در پروسه آشغال زدایی شان میباشند. باکتریها همانا که نقش نظافتچی و مرده خوار بدن ما را بازی می کنند و در این راه خود نیز به نوایی رسیده به رشد و نمو خود ادامه میدهند. پس از پاکسازی، آنان به حالت منفعل بازگشته منتظر می مانند تا دوباره شرایط مشابهی برای پاکسازی و در نتیجه رشد و نمو فراهم آید. شرایط و حمله اصلی تولید کننده ی بیماری در حقیقت نه از طرف باکتریها؛ بلکه از طرف خود ما به بدنمان ایجاد میشود. ما همه روزه و در هر لحظه در حقیقت دهها حرکت ضد سلامت و بیماری زا برای بدن انجام میدهیم، از جمله مصرف مواد سمی به عنوان خوردنیها و آشامیدنیها، مصرف داروهای مختلف، کم خوابی، استرس، پرخوری، که همه و همه بدن را از نیروی حیاتی تهی نموده، باعث خستگی مفرط بدن و از بین رفتن سلامت میشوند. این نکته دیگر امروزه ثابت شده که باکتریها موجودات ثابت و تغییر ناپذیری نبوده، قادر به تغییر شکل و موتاسیون می باشند و بر مبنای محیط زندگی و مواد غذایی در دسترس (شدت عفونت و سمی بودن بخش مبتلای بدن) به اشکال_ سمی و غیر سمی_ Virulent وnon Virulent در می آیند. بر طبق تئوری میکروب پاستور برای هر بیماری خاص یک میکروب خاص وجود دارد. امروزه بر ما روشن شده است که باکتریها در حقیقت قادر به تغییر و تبدیل به یکدیگر می باشند. این موضوع نظریه بالا را سست و بی اساس می کند. در سال 1968 دکتر رنه دوبوسDr. Rene Dobus برنده جایزه پولیتزر نشان داد که میزان سمی بودن میکروبهای مختلف در شرایط خاص متفاوت است. حتی زمانی بسیار دورتر از این یعنی در سال 1914 در ژورنال بیماری عفونی مقاله ای توسط دکتر ای سی رایزنوE.C. Risenow به چاپ رسید. این دکتر توسط آزمایش و تحقیقات نشان داده بود که میکروب استرپتوکوک (میکروب قسمتهای چرکی) به آسانی قابل تغییر شکل به میکروب پنوموکوک (میکروب پنومونیا یا سینه پهلو) بوده و این دو میکروب در حقیقت با اندکی تغییر در محیط زندگیشان قابل تبدیل به یکدیگر می باشند. دو باکتریولوژیست دیگر در نیویورک با آزمایش مشابهی با تغییر محیط و شرایط تغذیه میکروبهای کوکسی (گرد) را به باسیلها(میکروبهای دراز) تبدیل و دوباره به شکل اولیه بازگردانند. این مسئله در حقیقت نشان میدهد که باکتریها می توانند اشکال و فرمها و عمل متابولیک خود را بر اثر تغییر شرایط محیطی تغییر داده به فرمهای جدید تبدیل شوند. کما این که توسط آزمایش نشان داده شده که مثلا میکروب پنومونیا که گردوکوکسی است در اثر تغییر شرایط تبدیل به میکروب تیفوئید که باسیلی شکل است گردیده سپس با بازگرداندن محیط به شکل سابق دوباره به شکل قبلی خود تبدیل می شود. ** از کلیه مباحث بالا میتوان این نتیجه را گرفت که در حقیقت این میکروبها نیستند که ایجاد بیماری می کنند؛ بلکه این بدن است که در اثر شرایط نامناسب و مضر برای سلامت شروع به عکس العمل نموده در جهت درمان و دفع عامل یا عوامل بیماری زا میکوشد. در این راه توسط ایجاد سلولهای فاسد و مرده، محیطی مناسب برای رشد باکتریهای مختلف موجود در بدن فراهم می آورد. در این محیط میکروبها برای تجزیه مواد فاسد به رشد و نمو پرداخته و در حین تجزیه مواد فاسد ایجاد محصولات سمی نیز میکنند که باید توسط بدن دفع گردد. میکروبها برای آن که بتوانند تکثیر نموده به فرم سم زدایی تبدیل گردند باید در محیطی که سرشار از مواد زائد و بافتهای مرده است قرار گیرند. زمانی که موجودی، چه انسان و چه حیوان، زنده و سالم است با آن که میلیاردها میکروب در اطراف و در درون او قرار دارند هیچیک از آنان توانایی لطمه زدن به این موجود را ندارد. حال آن که موجود مرده یا عضوی مرده و ضعيف شده از بدن بهترین منبع تغذیه و رشد میکروبهاست. این میکروبها دست به کار می شوند تا طبیعت را از شر وجود آن عفونت پاک کنند. اگرچه باکتریها در همه جا حضور دارند اما آنها تنها زمانی رشد و نمو کرده به مرحله تولید سم و سم زایی می رسند که بدن موجود زنده در اثر شرایط محیطی و تغذیه غلط به مرحله بیماری و ضعف رسیده باشند. باکتریها همانقدر در ایجاد بیماریها نقش دارند که مگسها در تولید آشغال و کثافت. در قسمتهای مختلف بدن انسان به طور طبیعی میلیونها باکتری زندگی می کنند و در حقیقت بدن سالم کنترل بسیار سخت و حساب شده ای بر روی تعداد این باکتریها داشته و توسط گلبولهای سفید و سیستم لنفاوی از رشد و ازدیاد آنان اگر به نفع بدن نباشند به شدت جلوگیری می کند. در حقیقت هر روزه به طور تصادفی میلیونها باکتری و موجودات ذره بینی دیگر از راه دستگاه گوارش وارد سیستم گردش خون می شوند و بلافاصله توسط گلبولهای سفید مورد حمله قرار گرفته نابود می شوند. تا بدن موجودی در اثر عوامل سمی و شرایط نامساعد آماده بیماری نبوده و محیط مناسبی برای رشد میکروبها فراهم نیاورد هیچ میکروبی نمی تواند به بدن لطمه ای بزند. باکتریها مانند هر موجود زنده ی دیگر برای زنده ماندن و تکثیر نیاز به غذا و محیط مناسب دارند. این شرایط را تنها محیط یک بدن بیمار میتواند فراهم آورد. سلولهای سالم و قوی غذای مناسبی برای رشد باکتریها نمی باشند. تنها سلولهای بیمار و ملتهب و در حال فساد و تجزیه می توانند میزبان این موجودات ذره بینی گردند. جان کلام این که این موجودات ذره بینی نیستند که به بدن حمله کرده و آن را بیمار می کنند. این بدن است که در اثر عوامل مختلف محیطی، تغذیه و روش زندگی غلط، سموم مختلف وارد شده به بدن چه از طریق هوا، غذا، آب آشامیدنی و مواد مختلف شیمیایی پاک کننده ها بر پوست ضعیف و ملتهب گشته محیط مناسبی را برای رشد باکتری فراهم می آورند؛ زیرا باکتریها علاقه به مواد فاسدشده داشته و از طریق تجزیه آنان رشد و نمو می کنند. در نتیجه لازمه سلامت بدنی عاری از مواد سمی مختلف، سیستم گوارشی قوی در نتیجه تغذیه درست، و سیستم ایمنی قوی به واسطه رعایت ملزومات سلامت میباشد نه وجود یا عدم وجود باکتریها. فصل دوم بدن انسان، معجزه آفرينش دانشمندانی که به تحقيق در پديده ی حيات می پردازند مانند گمشدگانِ جنگلی پيچ پيچ در ميانه درختانی جادويی اند که مدام در حال تغيير شکل و مکان می باشند. اکثر سئوالات دانشمندان درباره ی معمای بدن آدمی بی جواب می ماند؛ زيرا که انسان از سايه هايی توی درتو ساخته شده که در ميانه ی آن حقيتقتی دست نيافتنی قد برافراشته است. دکتر الکس کارول؛ «ناشناخته انسان» بگذاريد چند لحظه ای در موضوع بدن آدمی انديشه کنيم. از لحظه ای که اسپرم و تخمک باهم يکی شده و در رحم مادر تخم را بوجود می آورند معجزه شکل گيری بدن انسان شروع ميشود. تقسيم پياپی و رشد يک تخم به ميليونها سلول، شکل گيری خودبخودی، منظم، با برنامه و بدون ذره ای اشتباهِ تمام اعضای بدن از سر و تنه و دست و پا، چشمها و بينی و کليه اعضای داخلی و بالاخره تشکيل مغز و بوجود آمدن هوش بدون دخالت هيچ عامل خارجی طبق برنامه ای از پيش تعيين شده و منظم به خودی خود يکی پس از ديگری صورت گرفته بدن انسان را با تمام وظايف مختلف پيچيده ی سلولی و بافتی را بوجود می آورند. در تمام اين پروسه تنها نيروی در کار نيروی خودبخودی هوش و درايت بدن آدمی است بدون حتی اندکی نياز به دستکاری يا کمک از نيرويی خارجی. اين ذکاوت، دانش و توانايی بدن در پيشبرد اعمال مورد نياز همواره و تا آخر عمر با بدن ما همراه است. اين نيرو و هوش سرشار می داند که چگونه اعمال حياتی مختلف بدن را در زمانهای مناسب و لازم به انجام برساند، چگونه غذا را هضم و جذب کرده و اضافات آن را دفع نمايد، چگونه بالانس شيميايی و حياتی بدن را همواره در همه شرايط تنظيم کرده، ميليونها ملکول آنزيمهای مختلف، هورمونها، مواد آلی و معدنی را يا از غذاها و از محيط جذب کرده و يا خود از ترکيب مواد مختلف ساخته در اختيار اعمال حياتی بدن قرار دهد. اين دستگاه هوش سرشار به خوبی می داند که در هر لحظه بدن ما برای سوخت و ساز، برای ساختمان سازی، برای ترميم، برای مبارزه با سلولهای بيمار، برای دفع مواد سمی، برای حفظ هوموستازی و بالانس محيط داخلی بدن برای مبارزه با سرما يا گرما و ... چه بايد بکند. اين دستگاه عظيم هوش بخوبی می داند چگونه سلولها يا بافتهای صدمه ديده را ترميم کند، چگونه ميزان آب و مواد معدنی بدن را در بالانس نگهدارد، چگونه مواد شيميايی تحميل شده بر بدن از طريق محيط زندگی را تجزيه و تحليل کرده توسط کبد يا کليه ها دفع کند. اين نيروی هوش سرشار بين مواد زايد و مواد لازم و ضروری برای بدن فرق گذارده يکی را به هر طريق ممکن دفع و ديگری را با هزار روش جذب خون می کند. و جالبتر از همه اين که همه اين برنامه ها، همه ی اين کنترل و بالانس دقيق و منظم بدون ذره ای دخالت از طرف ما به خودی خود انجام می شود. در هرلحظه در بدن ما بر مبنای نوع عملی که انجام می دهيم از تنفس تا فکر کردن، خواندن، نوشتن، غذاخوردن، و ... هزاران نوع فعل و انفعال شيميايی بدون دخالت يا حتی آگاهی ما در حال انجام می باشد. همچنان که بدن قادر به پاکسازی از مواد سمی و ناخواسته ی خارجی می باشد تا از ذخيره ی آنان در بدن و ايجاد خسارت توسط آنان جلوگيری کند. همچنين می تواند به کار تعمير نيز دست زند. بعنوان مثال وقتی انگشت خود را می بريم، پس از چند ثانيه خون لخته گرديده و بند می آيد. سپس در عرض يکی دو روز شکاف ايجاد شده در اثر بريدگی با ترميم و بازسازی شروع به بهبود نموده و پس از چند روز ديگر اثری از آثار زخم باقی نمی ماند. همه اين اعمال شگفت انگيز که به نظر ما عادی و روزمره می نمايند ولی در حقيقت نمايانگر هوش و توانايی بی حدوحصر حيات می باشند بدون دخالت يا خواست ما و بطور خودبخودی صورت می گيرد. استخوان شکسته را ممکن است شکسته بند يا دکتر استخوان راست نموده در امتداد درست هم قرار دهد؛ ولی اين بدن آدمی است که شکستگی را ترميم نموده و باعث جوش خوردن استخوان می شود. در هر لحظه در بدن ما هزاران سلول بيمار و سرطانی ايجاد می شود. بدن به طور خودبخودی مانند يک نگهبان همواره بيدار به حراست از تمام سلولها و بافتها و اندامها پرداخته سلولهای بيمار سرطانی را احاطه و هضم و جذب کرده و سپس، آنها را توسط دستگاه لنف يا دستگاه خونی از بدن دفع می نمايد. سالها پيش از آن که يک تومور سرطانی به مرحله ای از رشد برسد که توسط دستگاههای پيشرفته ی عکسبرداري و يا توسط دستگاههای ماموگرام، اندوسکوپی و ... ديده شود بدن با تمام نيرو و امکان سعی در يافتن و دفع اين سلولهای بيمار و سرطانی کرده و تنها زمانی در اين جنگ دچار شکست می شود که بر اثر عوامل مختلف از قبيل استرس، کم خوابی، غذاهای صنعتی، پر چربی و حيوانی که تماما به شکل سم در بدن عمل می کنند مقاومتش ضعيف بوده توان پاکسازی و ترميم را از دست داده باشد. بقراط، پدر دانش پزشکی که مطالعات عمده ای بر روی رابطه سلامت انسان و محيط زندگی اش و تاثيرات آب و هوا، غذا و مشاغل مختلف بر روی سلامتی بدن انجام داده بود، می نويسد:«طبيعت بهترين پزشک بيماری های ماست» بقراط در توضيح اين گفته خود می افزايد که هر کس در درون خود نيرويی طبيعی برای مبارزه با هر بيماری دارد که آن را «نيروی درمانگر طبيعت» می ناميد. بر مبنای همين باور بقراط به عنوان معالجه ايجاد بهترين شرايط برای بازگشت بالانس به بدن توسط خواب و استراحت کافی، غذای اندک و سالم و فعاليت مناسب بدنی را تجويز می نمود. بعدها اين نظريه تا زمان ارسطو هم ادامه پيدا کرده کاملتر شد. ارسطو باور به وجود هوموستازی (Homeostasis) يا بالانس بدن داشت. او باور داشت که نيرويی همواره بدن را در هر شرايطی در حالت بالانس نگه داشته و يا بدنی را که تحت شرايط بيرونی از بالانس خارج شده بود به بالانس بر می گرداند. از نظر او هر چيز در طبيعت در يک حالت موازنه يا بالانس بسر می برد. بدن آدمی نيز مجموعه ای از نيروهای روانی و جسمی است که در ارتباط تنگاتنگ و تاثير متقابل بسر برده و در هر شرايطی سعی در حفظ و ايجاد موازنه ی بدن برای انجام اعمال حياتی را دارند. هيچ چيز بطور جداگانه و گسسته کارايی نداشته و همه وجود برای انجام اعمال حياتی نيازمند يک سيستم بهم پيوسته و درهم تنيده ی کار و فعاليـت تمامی ارگانهای بدن است. بيش از هزار سال پس از بقراط و ارسطو در دوران قرون وسطی در اروپا نيز اين باور به نيرويی حياتی و درونی بدن و تمايل اين نيرو در ايجاد بالانس بين جسم و روح هنوز برقرار بود به همين مناسبت در اين دوران پزشکان برای درمان بيماريها استراحت، تغذيه مناسب، خواب فراوان و ورزش و باور به نيرويی خودانگيخته و آگاه و فراسوی درک بشر را تجويز می نمودند. جالب اين جاست که اين ايده در مورد مسئله بيماری و سلامت و توانايی بالقوه بدن در مبارزه با بيماريها و برگرداندن سلامت (بالانس و هوموستازی) به بدن کاملا با باورهای برخی قبايل اوليه در مورد بيماری تفاوت دارد. در آن زمان و در آن قبايل بيماری را نتيجه يک روح پليد و شيطانی می پنداشتند که در جايی و محلی خارج از بدن قرار داشته سعی دارد بر روح و بدن شخص بيمار غلبه نموده او را به تسخير خود درآورده و سرانجام باعث مرگ او گردد. اين باور در مورد بيماری اگرچه ديگر امروز پذيرش همگانی نداشته و به نظر بسياری دور از واقعيت می آيد؛ اما جالب توجه شباهت اين تئوری با تئوری «ميکروب» به عنوان توليد کننده بيماريست که اول بار توسط پاستور در ابتدای قرن بيستم عرضه گرديد. بر مبنای تئوری پاستور ميکروبها عامل ايجاد بيماری می باشند. بر اساس اين نظريه اين موجودات ذره بينی دقيقا شبيه ارواح خبيثه ی تئوری باستانی بيماری در فکر به تسخير درآوردن جسم فرد بوده، با غلبه و تسخير او باعث ايجاد بيماری می گردند. بر اين مبنا، درمان بيماری نيز همانند آن تئوری باستانی مبارزه با اين عامل خارجی حمله ور شده به بدن می باشد. تفاوت تنها در سلاحِ مورد استفاده است. سلاح مبارزه ما در اين زمان آنتی بيوتيکها و آنتی سپتيکها برای کشتن ميکروبها بوده و در آن زمان خوانش اوراد و اجرای مناسک مختلف برای فراری دادن يا کشتن روح شيطانی حمله کننده است. مقايسه اين دو عمل با يکديگر اگرچه به طور کامل صحيح نيست. برای روشن شدن مطلب بگذاريد بعنوان مثال دو بيماری بالا بودن فشار خون يا بيماری ترشی معده را در نظر بگيريم. اگر شخصی از هريک از اين دو بيماری رنج می برد بر مبنای تئوری متکی بر باور هوموستازی و بالانس می توان چنين نتيجه گيری کرد که بروز اين نشانه ها بدين معناست که بدن شخص به دلايلی از بالانس خود خارج گرديده وا اين نشانه ها زبان گفتگوی بدن با ما هستند تا اين عدم موازنه را به اطلاع شخص برسانند. در نتيجه برای از بين بردن اين نشانه ها هدف بايد بازگردانيدن توازن درونی بدن باشد. اما براساس تئوری ميکروب يا عامل خارجی بعنوان عامل ايجاد بيماری، اين نشانه ها دلالت بر «مبتلا» شدن بدن به بيماری در نتيجه ی هجوم عامل شناخته يا ناشناخته خارجی دارند. در نتيجه برای معالجه آن بايد به پزشک (فردآگاه به بيماريها) و دارو (سلاح مبارزه با بيماری) متوسل گرديد. تئوری ميکروب علم پزشکی را زيرورو نموده پايه گذار علم پزشکی «مدرن» گرديد که در آن ايجاد سلامت از گرده ی شخص و بدن او برداشته شده و مسئوليت سلامت انسان به دست پزشک، دارو، جراحی و تکنولوژی واگذار گرديد. در اين باره در فصل آينده به طور مبسوط سخن خواهيم گفت. ** بدن این معجزه طبيعت دارای سيستم پیچیده و دقیق چک و بالانس بوده و به واسطه این توانايی هرزمان که بدن به دليلی از توازن خارج گردد سلولهای عصبی مختلف توسط پيامهای الکتريکی به نقاط مربوطه در مغز باعث تحريک سيستمی می گردند که به نحوی توازن را به محيط داخلی بدن بازگردانند. ايجاد موازنه می تواند در اثر ترشح هورمون، تاثير بر روی ماهيچه يا رگ، ايجاد يا کاهش عمل سلول يا بافتها و امثالهم صورت پذيرد. برای روشن شدن مطلب مثالی می زنيم: غلظت قند خون بعد از مصرف شکر يا غذايی شيرين بالا می رود. اين بالا رفتن قند خون بدن را از حالت طبيعی و لازم برای ادامه ی اعمال حياتی خارج می نمايد. در نتيجه هورمونی به نام انسولين که مسئول تنظيم قند خون می باشد ترشح می گردد تا در اسرع وقت به تجزيه و جذب مواد قندی پرداخته و موازنه ی درونی بدن را برقرار سازد. مثال ساده ی ديگر ايجاد گرما در بدن هنگام ورزش و کار بدنی ست. افزايش حرارت بدن باعث اختلال در اعمال حياتی می گردد در نتيجه برای تنظيم حرارت عروق خونی سطحی گشاد گرديده بدين وسيله گرمای بيشتری را دفع می کنند. همچنين ايجاد تعرق در اين زمان به کاهش درجه حرارت بدن کمک می کند. عمل ديگر بدن انسان برای حفظ و ادامه ی حيات که بازهم به طور خودکار و بدون هيچ گونه نياز به عامل خارجی صورت می گيرد عمل هماهنگ سازی (آداپته شدن) با تعييرات محيطی ست. دوباره به مثال بريدن انگشت توجه کنيم. پس از بريدن انگشت، بالافاصله سيستم بسيار پيچيده و منظمی از فعل و انفعالات شيميايی، ترشحات هورمونی و پيامهای عصبی سلولها و مواد لازم برای لخته کردن خون را به محل زخم می رسانند تا با لخته کردن خون از خونريزی جلوگيری نمايند. در همان حال ميليونها ياخته از جمله گلبولهای سفيد و ساير ياخته های محافظ به محل زخم فراخوانده شده عمل پاکسازی از مواد خارجی را شروع می نمايند. همزمان سلولها و مواد ديگری به کار بازسازی و ترميم و جوش دادن بريدگی می پردازند. می بينيم که اين چنين حادثه ای که به نظر ما روزمره و ساده می نمايد اگر در آن دقت شود نمايانگر چه هوشمندی و خودآگاهی عظيمی در بدن موجودات زنده می باشد. مثالِ ديگر توانايی هماهنگ سازی، رشد ماهيچه و عضلانی شدن بدن در اثر کار بدنی يا ورزش است. کار بدنی يا ورزش نياز به نيروی اضافه ی ماهيچه ها دارد. وسيله فراهم آوردن اين نيروی اضافه ی مورد احتياج رشد ماهيچه هاست. بدن از اين طريق به اين نياز پاسخ داده خود را با آن هماهنگ می گرداند. ** متاسفانه عمل هماهنگ سازی بدن همواره مفيد و يا بی زيان نبوده گاه ادامه مداوم محرک باعث از توان درانداختن اندام مربوطه يا کل بدن می گردد. بعنوان مثال کبد را در نظر بگيريم. يکی از اعمال حياتی کبد تصفيه کردن مواد سمی وارد شده در بدن است. هرچند اگر ميزان مواد شيميايی يا سمی اضافه شده و يا مداوما صورت پذيرد توانايی سلولهای کبدی را دچار اخلال نموده نهايتا به تورم و التهاب و حتا مرگ آنان می انجامد. چنين موضوعی در مورد تاثير مواد شيميايی خارجی بر بدن نيز صادق است. وجود مواد شيميايی مختلف در محيط زيست، در مواد غذايی مصرفی و يا به شکل داروهای مختلف اندک اندک بدن را تحليل برده زمينه را برای ايجاد بيماريهای مختلف آماده می کنند. بدن انسان جهانی از سلولهای مختلف است. جهانی پيچيده که تحت شرايط عادی در هارمونی کامل به سر می برد. بدن انسان در اعصار متمادی توسعه پيدا کرده و در طول ميليونها سال خود را تکامل بخشيده است. اعمال حياتی بدن نيز همانند و همراه چرخش طبيعت دارای ريتم و چرخه می باشند. هرگونه عامل اختلالی در اين ريتم باعث در اختلال در عمل بدن می گردند. بدن به کمک انرژی حیاتی ذاتی و به ياری هوشی از اندازه بيرون قادر به جذب اکسيژن و مواد خام از محيط خارج و تبديل آن به مواد حياتی مورد نياز می باشد تا با مصرف آنان حيات موجود را ممکن سازد. بدن انسان بدون شک پيچيده ترين ماشينی است که تا به امروز ساخته شده است. در بدن انسان بيش از 600 ماهيچه و بيش از 200 استخوان وجود دارد که پا دقيق ترين و حساب شده ترين حرکات زمانی هماهنگ و زمانی متضاد يکديگر حالت و موازنه ی بدن را فرم می دهند. بدن ما هر روز حدود 300 تا 800 بيليون سلول(ده ميليون سلول در هر ثانيه) را از دست داده آنها را با سلولهای جديد جانشين می کند. حدود 25 تريليون سلول مختلف در دستگاه گردش خون ما وجود دارد با عمر متوسطی حدود 30 روز. اين سلولها مدام توسط بدن پاکسازی شده و توسط سلولهای نوين جايگزين می گردند. همچنان که در حال خواندن اين جمله هستيد بدن شما حدود 7 تا 10 ميليون سلول جديد خونی ساخته و تقريبا همان تعداد را نابود و پاکسازی کرده است. دستگاه گردش خون ما شامل (صد تا صد و بيست هزار کيلومتر رگهای خونی و لنفاوی است که به طرز شگفت انگيزی خود را در بدن کمتر از دو متری جايسازی کرده، وظيفه رسانيدن مواد غذايی و بازگردانيدن مواد زائد به و از کليه سلولهای بدن را به عهده دارند. برای انجام اين وظيفه قلب در عمر متوسط يک انسان دو و نيم بيليون مرتبه می تپد تا در هر تپش حدود چندين ليتر خون را در بدن به گردش درآورد. در مورد مغز انسان تخمين زده شده که 50 بيليون سلول مغزی (نورون) وجود دارد که بطور مدام مشغول گرفتن و فرستادن پيغام به مغز و به نقاط مختلف بدن هستند. ثابت شده که بطور متوسط هر فرد سالم در حالت نرمال صدهزار سلول مغزی را از دست می دهد با اين همه بعد از گذشت 150 سال تنها ده درصد ظرفيت مغز از بين رفته است. دستگاه تنفس ما روزانه بيش از چندين ميليون متر مربع هوا را توسط بيست و دو هزار دم و بازدم به درون کشيده و خارج می کند. اين عمل روزانه مساوی تصفيه کردن صدوبيست و پنج بشکه خون از گاز کربنيک و ساير گازهای سمی است. تا به همين جا عظمت کار اين پديده شگفت آفرين يعنی بدن انسان بر ما آشکار است. و برای جلوگيری از اطاله کلام از پرداختن به جزييات عمل ساير اعضاء و دستگاههای بدن جلوگيری می کنيم؛ ولی بر هر گوشه بدن نگاهی بيندازيم سيستمی خارق العاده و حساب شده در حال کار است. عجيب تر آن که همه اين سيستم هماهنگ و يکپارچه بطور اتوماتيک همه ی اين وظايف را که سنگين تر از کار هر ماشين ساخت بشر است انجام داده و جالب تر آن که برای ادامه کار اين سيستم هماهنگ تنها چيزی که مورد نياز است رعايت اصول سلامت از قبيل تغذيه سبک و گياهی، اجتناب از سموم، ورزش و فعاليت بدنی متعادل، خواب و استراحت کافی، افکار مثبت و باور به وجود نيرويی مافوق ماست که اساس عالم را در دست دارد. بدن ما دارای هوش و توانی ذاتی در هماهنگ کردن و پيشبرد اعمال حياتی است که از تصور ما خارج بوده قابل شناخت و دست يافتن نيست. کوچکترين و ساده ترين عمل بدن مثلا خوردن يک سيب را در نظر بگيريد در يک سيب کوچک حداقل 191 ماده ی مختلف شناخته شده وجود دارد. پس از خوردن سيب حدود 1300 فعل و انفعال مختلف شيميايی انجام ميپذيرد تا سيب را تجزيه نموده مواد حاصله از آن را درست به نقاطی که مورد نياز در بدن هستند ارسال دارند. «پکتين» به روده بزرگ، ويتامين «ث» به پوست و ويتامين «آ» به شکبيه چشم و ... دستگاه گوارش قادر است گياهان مختلف را تجزيه کرده و بعنوان ماده خام در اختيار بدن قرار دهد تا از آن سلولهای مغزی، ماهيچه، پوست، استخوان، چشم، مو، قلب و .... بسازند. تنها و تنها خود بدن است که می داند در هرزمان به چه نياز داشته چه وظيفه ای آنی در پيش روي دارد و چگونه بايد آن را به انجام برساند.. هيچ پزشکی، هيچ دارويی، هيچ قرص ويتامين و شربتی نه قادر به اين تشخيص بوده و نه توان برآوردن آن نيازها را دارد.. تنها بدن با هوش بی همتای خويش است که می داند چه بايد کند تا موجود را سالم و زنده و فعال نگهدارد. در حقيقت تمام تلاش بدن نيز همين است که در همه حال در بقای موجود کوشيده بهترين شرايط زيستی و سلامت وی را فراهم کند و در راه پيشبرد اين مقصود بدن به طور مرتب سلولهای مختلف زايد از جمله سلولهای بيمار و سرطانی را شناسايی کرده نابود می کند، زخمها را التيام می دهد، شکستگی ها را جوش و خرابی ها را تعمير می نمايد. چنان که ذکر شد سالها و سالها پيش از آن که دستگاههای تکنولوژيک مانند دستگاههای عکسبرداری مختلف و آندوسکوپی های گوناگون قادر به تشخيص و ديدن تومور در نقطه ای از بدن باشند خودِ بدن اين سلولها را شناسايی کرده و با تمام قوا در از بين بردن آنان کوشيده است. متاسفانه اکثر اوقات با مدل غلط و مضر زندگی و تغذيه و مصرف داروها نادانسته نه تنها به اين توانايی ذاتی بدن کمک نرسانده ايم؛ بلکه اين عمل طبيعی را مسدود هم کرده ايم. ميزان هوش، اطلاعات و توانايی که تنها در يک سلول بدن دريک DNA انباشته است بسيار بيشتر و بالاتر از هوش و دانش آگاه تمام افراد بشر می باشد.. به هيچ وجه ممکن نيست که ما بتوانيم بطور دقيق نيازهای بدن را شناسايی کنيم. هيچ دارو يا ماده ساخت دست بشر در هيچ ميزان و مقياسی قادر نيست که نيازهای اين سيستم پيچيده و مداوما در حال تغيير و تحول را پاسخگو باشد. تنها بدن ما خود قادر است با هوش و دانش ذاتی خود که در اثر ميليونها سال تکامل در طبيعت در آن ذخيره گرديده قادر به شناسايی و برآورد کردن نيازهای خود باشد. توانايی بدن در تنظيم اعمال حياتی مانند تنظيم قند خون، متعادل نگه داشتن حرارت بدن، تنظيم فشار خون و ضربان قلب و بالانس اسيدی/بازی در بدن و بالاخره حفظ هوموستازی بدن همه و همه سخن از سيستمی بسيار پيچيده و هوشمند بهم پيوسته و متکی و مداوماٌ در حال تحول و تغيير را دارد که از توان درک نگرش خطیِ سيستم علم و منطق امروز بشر خارج است. بگذاريد سلامت بدن را به بدن واگذاريم و در برابر اين کهکشان هوش و توانايی سر تعظيم فرود آوريم.

 
< مطلب قبلی   مطلب بعدی >

فهرست مولفین



نشر نارنجستان تقدیم میکند

خون به راه خدا
خون به راه خدا
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
همه سپیده دمان جهان
همه سپیده دمان جهان
Compare at: $10.00
Our Price: $9.50
You Save: 5.00%
Add to Cart
نامه شاهپور و آهوانش
نامه شاهپور و آهوانش
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
چیستان رویاها
چیستان رویاها
Compare at: $14.00
Our Price: $12.60
You Save: 10.00%
Add to Cart
نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
نقشی از یک دوست نقشی از یک دوستی
Our Price: $25.00
Add to Cart
لکان، دریدا، کریستوا
لکان، دریدا، کریستوا
Our Price: $12.00
Add to Cart


 

Copyright © 2000 Narangestan.com. All rights reserved
Site Designed and Maintained by Emil Darmo Design