|
عباس رستگاری
|
|
خوابگزاری - بخش طنز نارنجستان است که آقایعباس رستگاری مسئولیتش را برعهده دارند به همین خاطر چند مطلب پیشین را که در هفته نامه های «گزارش کتاب» از انتشارات نارنجستان چاپ شده بود، دوباره برای خوانندگان سایت می آوریم. این مطلب در تاریخ 12 آگوست 2003 چاپ شده است.
بمب اتمی
از آنجا که خوابگزاریم، آینده بین هم هستیم. اما تنها
قادریم مطالب روزنامه های سال های آینده را بخوانیم. مثلا سر اتفاق " لس آنجلس تایمز" یازده
سال آینده، یعنی تاریخ 28 آگوست 2013 را می خواندم که چشمم به مطلب زیر خورد:
1- 4 آگوست -2003 - خبرگزاری رویتر- تهران- پانصد
دانشجوی ایرانی طی نامه ای از رئیس جمهور خواستند ایران از آژانس بین المللی اتمی
خارج شود. رئیس جمهور هم پذیرفت.
2- 4 آگوست 2004- خبرگزاری رویتر- تهران- همان پانصد
دانشجو طی نامه سرگشاده دیگری از رئیس جمهور خواستند بمبهای اتمی ساخته شده را
علیه دشمنان بکار گیرد. رئیس جمهور هم پذیرفت.
3- 28 آگوست 2004- یک صحرای بزرگ بی آب و علف به مساحت
یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار کیلومتر مربع در منطقه خاورمیانه به وجود آمده
که تا بیست روز پیش، کشوری به نام ایران در آن قرار داشت. همه بمبهای اتمی که قرار
بود علیه دشمنان بکار گرفته شوند بعلت نقص فنی در محلهای شلیک منفجر شدند و این
بیابان بزرگ را در آسیا به وجود آوردند. کارشناسان اتمی می گویند تا یک میلیون سال
آینده در زمینی که ایران در آن قرار داشته هیچ دیکتاتوری حکومت نخواهد کرد.
|
|
|
امیر کاستاریکا
|
|
بلگراد هيچ وقت آن طور كه بايد و شايد به شما روي خوش نشان نداد، شما چه طور فكر مي كنيد؟
من در زمان بچگي، يك راست از كوچه پس كوچه هاي بالكان به بلگراد آمدم. هميشه احساس دلبستگي شديدي نسبت به اينجا داشتم، چون از همين جا بود كه به سرتاسر دنيا سفر كردم. از بلگراد، وارد دانشكده پراگ شدم و از اين بابت مديون عمويم هستم. از اينجا بود كه به همه كشورهاي دنيا سرزدم و زماني كه كاملا حس كردم به اندازه كافي كشورهاي مختلف را ديدم، دوباره به بلگراد برگشتم. اينجا، نيويورك بالكان است. جايي كه با وجود ويراني تدريجي و ساختار عجيب و غريبش، همواره به عنوان مركز زندگي سياسي و فرهنگي بالكان شناخته شده است. شايد اينجا ديگر مثل سابق در من شور و هيجان ايجاد نكند، اما من هم درست مثل همين جا، آدمي چندپاره ام: بخشي از من در آرژانتين است و بخشي ديگر در فرانسه و ژاپن و مطمئنا در بلگراد. به هرحال، من در بلگراد هميشه مخاطبان زيادي داشته ام.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
بهمن سقایی
|
|
از اين نيمه خاک نگاهی به ادبيات داستانی خرده فرهنگ ها در امريکا
سخن گفتن از شعر و داستان اقليتها و ادبيات حاشيه ای، ناگزير سخن گفتن از طبيعت، نژاد، و جنسيت است، زبان حضور طلبيدن است، زبان لهجه ای ناآشنا در زبانی جاافتاده و همگانی. زبان مردمی که وجود ندارند؛ اما نويد پديد شدنشان را می دهند. به کلامی ديگر، ادبيات خرده فرهنگ ها در پی ساختن فرهنگ های نو و ساختن فضاهايی برای دور شدن تاريخی ست و نشانگر آن که اينک چه چيز احتمال وقوع دارد به همان خوبی آنچه موجود است.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
بهمن سقایی
|
|
تاريخ ادبيات را نمىتوان به دورهى كشف خط و نوشتار محدود كرد و آنرا يك اختراع دانست؛ شايد بتوان گفت، ادبيات تاريخى همزادِ انسان دارد. اگر نخستين بازگويهى خوابها و خاطرهها را، نخستين داستانهاى شفاهى بناميم، از ديگر سو مىتوان گفت، نخستين سايههاى انسانِ غارنشينِ در حالِ رقص پيرامون آتش بر ديوارههاى غار، نشانههاى توهم حركت و تولد سينما بودهاند. هرچند ادبيات زمانى نه چندان دور از بازگويى روياها و نقل سينه به سينه خاطرات به هنرى تثبيت شده، نوشتارى و ماندهگار، تكامل يافت و با اجتماعى شدن انسان و تشكيلِ جامعهِ مدنى، ادبيات به عنوان يك ضرورت زندهگى به خدمت انسان درآمد؛ |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
<< شروع < قبلي 1 2 3 4 بعدي > پايان >>
|
| نتايج 28 - 31 از 31 |