|
اینهدواننا متولد 2300 سال قبل از میلاد یکی از یگانه چهره های پررمز و راز و شخصیتهای قهرمانی جهان باستان است که شاید تخیلات و تصوراتش به علت محبوبیت و زبانزد شدن بیان این تصورات به تخیلات و تصورات همگانی و رایج مردم دوره خود تبدیل شد. اینهدواننا که حدود چهارهزار و سیصد سال پیش می زیست یکی از صداهای شناخته شده زنانه جهان اساطیری گذشته است.
دوتا از بهترین سروده های او برای «ایناننا» خدای عشق (خدای ماه) به نامهای «ستایش ایناننا» و «این نین ساکورا» و سومین سرود «سرودهای معبد» نشانه های آیین نمایشی اند. در یکی از لوح های تاریخی سومری به جای مانده آمده است که او دختر «ساراگون» پادشاه آکد بود. ساراگون نخستین قانونگزار کشور یگانه شمال و جنوب میان رودان بود. مادرش از سومریان جنوب که گمان می رود راهبه مقدس معبدی سومری بوده. این زنان معبد کار کتابت باورهای دینی زمانه را برعهده داشته اند.
بسیاری از اشعار اینهدواننا که به صورت الواح گلی در کتابخانه های پادشاهی سومریان بازمانده است در سال 1927 شناسایی و خوانده شد. بخشی از الواحی که اشعار اینهدواننا بر آن نوشته شده اند هم اینک در موزه دانشگاه پنسیلوانیا نگهداری می شوند.
شعری که می خوانید یکی از سروده های این شاعر روزگار باستان است که در نکوهش جنگ و ستیز نوشته است. تو گویی اهریمن جنگ بر آستان اینهدواننا پدیدار شده و از او خواسته تا او را با سروده ای بستاید؛ اما اینهدواننا جز نکوهش چیزی برای گفتن به اهریمن جنگ نداشته است.
شعری از بانوی شعر جهان
اینهدواننا
زاری زنی سومری به کابوس جنگ
تو
همه چیز را در هجومت به ویرانی می کشی
زمین را قطعه قطعه می کنی و
یورش می بری مثل توفانی خشمگین
می خروشی چون گردبادی غران
فریاد می کشی بدان گونه که بوران فریاد می کشد
خروش، خشم، فریاد و غرش طبل ها
بادهای اهریمنی می دمند
زانوانت از بی قراری در لرزش اند.
مثل هیولایی آتشین
زمین را زهرآگین می کنی
چون خشمی از فراز آسمان
بر زمین نعره می زنی
و
درختان و بوته ها در برابرت فرو می ریزند
مثل خونی که با شتاب از کوه فرو می غلتی
روحِ نفرت، حرص و خشم
فاتحان بهشت و زمین اند
آتش تو
بر پا شده بر دد منشی
بر قبیله ی ما فرو می وزد
همه ی سرنوشت ها را
با فرمانی بی برگشت
رقم می زنی
بر همه باورهای ما چیره می شوی
چه کسی می تواند یارای تو باشد؟
|